بیاین و داستانم رو بخونید نظر یادتوون نرههه مرسیییی
من استانبول زندگی میکنم و امروز تولدمه، قراره با مامانم و بابام بریم رستوران.
وقتی وارد رستوران میشیم حس میکنم این رستوران رو قبلا دیدم... واییی این همون رستورانه هست که آریا توش ولاگ گرفت😍😍😍 یعنی خونه ی آریا همین نزدیکی هاست؟ حس میکنم خوش شانسم. شاید امروز آریا رو از نزدیک ببینم. خلاصه که میریم غذا رو سفارش بدیم و من یکهو....
یه سگ میبینم، یه سگ آشنا، یهو یه زن میاد و میگه موکا، موکا بیا اینجا. وای باورم نمیشه این تاکسیک گرله یه میز همون اطراف هست که آریا و پارسالیپ هم اونجان. وای، حس میکنم کادوی تولد گرفتم، من خیلی خوش شانسم
با ذوق میرم و با آریا یه عکس میگیرم و بهش سلام میکنم و یکمی حرف میزنیم و متوجه ی یک جیز خیلی خیلی جالب میشم
آریا منتظره چندتا یوتیوبره و یه دورهمی گرفتن و اون یوتیوبرا کسی نیستن جز....
فرشاد سایلنت و حامی کی ام!!! خودمم تعجب کردم، مگه اینا تهران نبودن، آیا گفتش که اومدن ترکیه و این یه چیز خیلی سوپرایزیه که هنوز به سابسکرایبر ها نگفتن و ولاگش رو آپلود نکردن
اون روز عالی بود و هنوز باورم نمیشه که دیدمشون، با همشون عکس انداختم و حرف زدم حتی توی ولاگشون هم حضور داشتم و هیجوقت فکر نمی کردم همچین اتفاقی بیفته. کلییی یوتیوبر دیدم، آريا کئوکسر، فرشاد سایلنت، حامی کی ام و تاکسیک گرل
با هم چالش هم گذاشتیم و....
و تمام این مدت دوربین آریا روی حالت فوکوس نبود و همچی تاااااار بود🙄
ولی بازم ویدیو ضبط کردیم و بهترین تولد دنیااااا بود