
هی گایز 😂 خب بریم سراغ داستان آنچه گذشت:: چیلا سرعتم رو زیاد کن........... باید بریم ایران.............(زمان حال)

سلام امروز ها سعی میکنم سریع تر پارت ها و درست کنم 😁 م: هلو 👋🏻 خب اسم این قسمت:این اشتباهه منه 💔. خب بریم سراغ داستان.......
مری:داشتیم رو پشت بوم ها میپریدیم که یهو........ لیدی چیتا برگشت به حالت اول داشت میوفتاد که فقنوس گرفتش ی: مایا مواضب خودت باش اگه بلایی سرت بیاد من جواب مامان باباتو چی بدم 😐؟ م: باشه 😐 مری:رسیدیم پاریس نزدیک خونه بودیم بقیه رو کشیدم پشت درخت گفتم به حالت اول برگردید رفتیم تو خونه که یهو…………
نینو با قیافه خسته اومد جلومون گفت:خدارو شکر که اومدین 🥵 وایسا اونا کین؟🤨 مری:بعدن بهتون میگم ی: رفتیم تو یهو الیا جلوم سبز شد گفت: شما دیگه کی هستین از طرف حاک ماث اومدین؟ (همهی اینارو سریع داره میگه 😐😂💔) یهو افتاد روم 😐😂💔 مری:ای بابا الیا زده به سرت داری با یوتاب چیکار میکنی؟😐😂💔 الیا:اون از طرف حاک ماثه 😤 ی: الیا آخه به کجای من میاد از طرف حاک ماث باشم ای خدا مرینت منو از دست الیا نجات بده 😶
(مرینت دست الیا رو میکشه ) مری: الیا واقعا زده به سرت اون از طرف حاک ماث نیست اگه بود چرا بهش معجزه گر دارم تازه اونو دستیار خودم کردم 😐😂 الیا:باشه ولی باید کل جریانات امروز رو برامون بگی 😐 (بعد از تعریف کردن کن جریانات امروز 😐🤣💔💔) مری :حالا میتونیم بکپیم سر جامون 😐🤣💔💔💔 الیا: بلی 😐🤣 ادرین:خدایا شکرت 🤲🏻🤣 م و ی باهم: دقیقاً 🤲🏻🤣 فردا صبح از زبان مرینت:…………
(خمیازه 😐🤣) اامم یک روز دیگه………ای بابا این مایا و یوتاب کجا رفتن؟ کل خونه رو گشتم رسیدم به اشپز خونه درو باز کردم 😶 دیدم مایا و یوتاب دارن صبحونه درست میکنن تا منو دیدن حول شدن م و ی: سوپرایز مری: کدومتون تخم مرغ درست کرده؟😐😂 ی: نا سلامتی من ۱۱ سالمه ها 😐 نباید بلد باشم حتا یک تخم مرغ درست کنم؟😐😂 مری: باشه وایسید بقیه رو بیدار کنم 😐😂 الیا :آخه چه کاریه مارو ساعت ۶ صبح بیدار میکنی؟ مری :قر نزنید مخصوصا الیا در آشپزخونه رو باز کردم گفتم برای همین بیدارتون کردم بشینید بخورید 😐😂 الیا: اینارو تو درست کردی مرینت؟🤨 مری: نخیر همون دو نفری که شک کرده بودی از طرف حاک ماث اومدن درست کردن 😐😂 (بعد از صبحانه) مری:از خونه زدیم بیرون معجزه گر بعدی دلفینه باید تو جنگل پیداش کنیم 😶 همینجوری داشتیم تو جنگل راه میرفتیم که خوردیم به یک تونل که وسط هاش دوراهی بود
رفتیم توش ادرین:باید همینجاها باشه 🤨 که یک گیاه گوشتخوار دیدیم و بعد خوردیم به دوراهی مری:باید دو دسته بشیم ققنوس با من بیا کت لیدی چیتا شما هم برید اون ور ی:وایسید اینا تونل های معمولی نیستن تله دارن! یک نگاه به سقف های بکنید ممنکنه بیوفتید توی تور روی و به دیوار هاش هم ماده های چسبناکی که اگه توش گیر بیوفتین خشک میشه و نمیتونید حرکت کنید مری: درسته 👍🏻 ی: پس باید بچسبیم به دیوار و راه بریم 😐😂 فقط مواظب ماده ها باشیم بلاخره کارتون هایی که دیدم به درد خورد 😐🤣💔 مری:تو راه بودیم که نام لیز خورد و زیر پام خالی شد ولی یوتاب دستم رو گرفت ی: دست مرینت رو گرفته بودم ولی نمیتونستم زیاد نگهش دارم داد زدم: کت نوار لیدی چیتا بیاید کمک! م:تو راه بودیم که صدای یوتاب اومد کمک میخواست که کت افتاد تو ماده های چسبناک😶 و البته خشک شد یک سنگ کنار پام بود برداشتم کت:اوپس افتادم تو ماده های چسبناکی که لیدی و ققنوس هشدار دادن😁😕 م:سنگ رو انداختم وسط تونل تور اونو گرفت سنگ رو از توی تور برداشتم و کبوندم روی ماده که شکست کت:ممنون دویدیم بیرون تونل ی:صدای پا ها میومد که دست مرینت سر خورد و افتاد (چالش عمیقه یکم) 😰 کت: تا رسیدیم دیدم یوتاب بالای یک چاله ی تقریبا عمیق نشسته و داره گریه میکنه م:یوتاب چی شده مری کو؟ ی: الان بهت میگم من گند زدم 😢 مرینت به من اعتماد کرده بود من لیاقت بودن دستیار لیدی باگ رو ندارم 😢 من همیشه تو کارا گند میزنم 😢 (این حرفام واقعیه😞) درواقع الان که یک نگاه به زندگیم میکنم میبینم من کل زندگیم رو خراب کردم (پا میشه و میره بین اون دو راهی ) کت:وایسا همه اشتباه میکنن نباید خودتو سرزنش کنی 🙁🙂 ی: چرا نمیفهمی ادرین الان کسی که دوستش داری بخاطر من توی یک چاله ی عمیق افتاده به خاطر من ! (عکس همین پارت) فلای بال هامو ببند 😢 (معجزه گرش رو درمیاره و میده به ادرین و میره 😢)

خب این قسمت هم تمام شد 😢 دارم مثل ابر بهار گریه میکنم 😭 مایا بیا خداحافظی مایا:بای بای 😭😭 ی: ببخشید منو مایا یکم احساساتی هستیم 🤧🤧 اهای چرا لایک نمیکنی این همه نوشتم😐 تایک میراکلس دیگه بایییییییییییییییییی ♥️
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
پارت بعد پلیززززززز🥺
منتظر پارت بعدم
عالی بیددددددد
اکانتم پیام 😐💔🤝🏻
تو این اکانتم داستانمو ادامه میدم
ببخشید دوستان از اون ور ناظرا عدم میزنن الانم چند روزی اسباب کشی داریم وسایلامون زیادنننننن 😭😭😭😭😭💔💔💔
بچهههههه هههاااااا 😭😭😭😭
چهارمین بارهههههه 😭😭😭😭
تمام قوانین رعایت شده 😭😭😭😭
این ناظرهههه ازممم خوششش نمیادددددد 😭😭😭😭😭💔💔💔
این ناظره از من خوشش نمیاد 😑 سومین بارهههههههههههههه 😑😑😑😑💔💔💔💔
این دومین باره که عدم میزنن 😟
من که قوانین رعایت کردم 😞
دستم خسته شد انقدر نوشتم 😑😑😑💔
عالییییییییی🥺♥️
بچه ها من پارت بعدی رو گذاشتم عدم زدن ولی همه قوانین رعایت شده بود 🤨🙁