سلامممممممم این اولین رمان منه ومید وارم خوشتون بیاددد لایک و فالو یادتون نره به علاوه ی کامنت
نه خواهش میکنم منو نکش وانیتاس! بهت پول میدم هرچی میخوای بهت میدم فقط منو نکش تروخدا! وانیتاس: اهههه تو خیلی خسته کننده ای چاقالوی کچله هه خب بسته وقت مرگه -نه نه نه نهههههههههههههه کلاه شنل بلند سیاهمو که تا کفشام می رسیدند و گذاشتم روی سرم و پریدم از روی سقف ها میپریدم به روی اون یکی سقف و تا رسیدم بهش - کارت تموم شد ؟ وانیتاس: پولا رو بده برم :) یه چمدون بهم داد اول مطمئن شدم تا اخرش پوله و بعد رفتم
رفتم خونه ام یه قهوه دم دادم و شلوارک خاکستری خیلی کوتاهمو پوشیدم که یکم از شرتک بلند تر بود با تیشرت گشاد راه راه سفید مشکی یه قهوه دم دادم و نشتم روی کاناپه و به بیرون نگاه می کردمو قهوه می خوردم که یهو گوشیم زنگ خورد
آلی بود گفت : الو لارا من حالم بده میتونی بیای پیشم ؟؟ وانی: اوکی الان میام - ممنون وانی یه شلوار لی پوشیدم با یه هودز سفید گوشیم بداشتم سوار ماشینم شدم رفتم دنبال الی و بردمش کافه الی: میدونی ازش جدا شدم وانی وصلا حالم خوب نیس خیلی دوسش داشتم وانی: بنظرم بجای اینکا دوست بشی اخرشم بشینی گریه کنی کلا دوست نشو سینگل بمون می میری ؟؟ - اه تو ام که ادم حسابمون نمیکنی وانی: مگه ادمی ادم حسابت کنم ؟ - ایش وانی: بهت بر خورد؟ به جهنم
- واقا که بی تربیتی روشو کر اونو و یهو زیر چی بهم نگاه کر و خندید و ممم با یا پوز خند نگاهش کردم گفتم انگار نه انگار که سه ثانیه پیش داشتی گریه می کردی 😶 آلی : ارزشش...... قهوه ها رو اوردن و خوردیمشون بعد خم الی رو رسوندم خونش و رفتم خونه درو که باز کردی یهو دیدم که یه
یه مرد قد بلد با موهای سفید و کت شلوار مشکی و دوتا دستکش و با موهای سفید و چشمای قرمزش اونجا وایساده و وقتی وارد خونه شدم یهم گفت : خوش اومدید بانوی من
خب پارت بعد و فردا براتون میزارم بوص بای لایک و فالو یا تون نره بوص روص🌸🍓
عالی بود😍
عالی بود گلم 👌🌹😗
خواهش عشقم منتظر پارت بعدی باش💖
بک میدی عزیزم
نمیدونم چیه میشه بگی بنده یک موجود پرت ای هستم با تشکر😂