_☆ ★ ★ ★ ★ ★ _
دکتر گفت :خانم استار حالشون خیلی بده با احتیاط ببرینشون 2 ماه دیگه بیارینشون از زبان مارکو؛:باشه آقای دکتر.از زبان نویسنده یک روز گذشت از زبان استار :مارکو مارکو باور کن من حالم خوبه یعنی عالیم از زبان مارکو :نه استار از زبان استار :هوف باشه از زبان نویسنده :مارکو فهمیده بود استار درد داره پس مارکو رفت و به دکتر گفت از زبان دکتر :هیچی نیست مواظبشون باشین
از زبان استار :واااااااااااااای پونی هِد :درد دارم از زبان پونی هِد :اشکال نداره تو فقط مواظب باش 😘 اشکال نداره 💓 از زبان مارکو:
از زبان مارکو :استار به نظرت کی بریم بیرون یکم خرید کنیم از زبان استار :خب همین العان از زبان مارکو : باشه اما مواظب باش 😘 از زبان استار :باشه بریم از زبان نویسنده :..
اونها رفتن خرید که استار دردش شدید شد 😞
برگشتن و استار بعد یک ساعت خوب شد از زبان مارکو :استار دیگه جایی نریم میترسم مشکی پیش بیاد تو ملکه میونی هستی پس بشین
از زبان استار :واااااااااااااای مارکو مارکو بیا گوشیم رو بهم بده از زبان مارکو :باشه
گوشی پرت شد رو شکم استار. استار داشت گریه می کرد و میگفت درد دارم بالاخره یک روز گذشت
استار و مارکو رفتن رستوران چیزی بخورن اونها پیتزا سفارش دادن استار 2 تا پیتزا کامل خورد 😋که یهو جیغ کشید مارکو گفت چیشد؟ استار گفت: درد دارم درد دارم آییییییییی کمک مارکو استار بیهوش شد 😞 😢 🥺 از زبان مارکو :آقای دکتر :استار......
از زبان دکتر : آقای مارکو لطفا منتظر باشین. 9 ساعت گذشت دکتر گفت : تبریک می گم شما دارین بچه دار میشین اما...... از زبان مارکو : اما چی؟ از زبان دکتر :اما 😞😢 🥺
اگر خوشتون اومد نظر بدین پات 4 بزارم
خب بود
عالی بعدی را بزار