اینم از قسمت ۲ ببخشید طول کشید چند مدت بود که نبودم
مرینا لوکا اون اون تصادف کرده و داره اسم تورو صدا میزنه تر بیا اینجا مرینت با گریه میره اونجا وقتی آدریان اون را میبینه میگه که مربنت کجا داری میری ولی مرینت هیچی جواب نمیده و با ناراحتی و عجله داره میره اونجا وقتی رسید دید که آدرسی که آلیا فرستاده بوده پارک بوده و مرینت از بس هل شده بوده نفهمیده بود وقتی رفت ببینه چی شده
آلیا میگه مرینت دنبال من بیا وقتی مرینت دنبال آلیا میره میبینه که یه جای هست که خیلی زیبا هست و همه ی بچه ها اونجا نشسته اند و لوکا بین او نا نیست ولی چند دقیقه ی بعد لوکا میاد و روبروی مرینت وای میسه ۲۰ ثانیه لوکا به مرینت زل زده بود و آخر به اون گفت دوستت دارم مرینت وقتی این را شنید خیلی تعجب کرد ولی بعدش هیچینگفت ولی لوکا اون را ب۰۰۰د و مرینت هم همراهی اون کرد
۱۰ دقیقه ی قبل وقتی مرینت رفت آدرین نباش کرد او هم وقتی که مرینت رسید رفت پشت درخت ها قايم شد
وقتی آدرین آنها را دید سری اصبانی شد و و سری رفت یقه ی لوکا را گرفت و گفت : لوکا تو چجوری روت میشه روبروی مرینت اونم این کار را بکنی لوکا:وقتی میخواهم باهاش ازدواج کنم چرا نیاد این کار را کنم آدرین رنگش قرمز میشه و یه مشت میزنه داخل دماغ لوکا وقتی وقتی آدرین این کار را کرد سری اعصاب لوکا خورد شد ولی با سکوت مکان را ترک کرد آمرینت که این کار آدرین را دید گفت سری بیا خونه کاریت دارم
وقتی اونا رسیدن خونه مرینت گفت:چطور روت میگه بزنی داخل دماغ لوکا ادرین:تا باسه دیگه این کار را روبروی من نکنه بعد مرینت میزنه داخل گوش آدرین و گفت:تا توهم این کار را روبروی من نکنی ۰
خو اینم از این قسمت امیدوارم خوشتان آمده باشد لایک و کامنت فراموش نشود
کسی از شما نظر نخواست تازه من موبایلم خراب شده بود اگر میخواهی ببخشید
گگگممشو........... اش........ غاا...... ل........ ما اینهمه وایسادیم بعد توی🔞🔞🔞👺👺🤬🤬🤬😡😡😤😤
همش همینقدر مینویسی تنبل بعد چجوری روت میشه فقط خوب اینم این پارت در صورتی که باید بگی خوب بچه ها این هم این چهارتا خطی قول داده بودم من جای تو بود بایه خودا حافظی هم ما و هم خودت رو راحتنبکردم از تستچی بری بحتره