دوستان روز رستاخیز 1 و 2 یکی از 4 پارت ویژه هستن در این فصل و مطمئن باشید در 2 قسمت بعد مرینت و ادرین به هم میرسند و از قسمت 15 به بعد وارد فصل 2 میشویم و این که این داستان 3 فصل دارد و فصل 3 کلا درباره رابطه مرینت و ادرین است من این پارت رو نوشتم اما رد شد
از زبان لیدی باگ: رفتم خونه ادرین و گفتم : ادرین اگرست به خاطر این که هویتت کشف شده باید معجزه گرت رو به من تحویل بدی گفت به خاطر دنیل مگه نه گفتم دنیل هیچ ربطی به این داستان نداره ادرین گفت داره تو اون رو به من ترجیح میدی وگرنه هویت تو هم برای هاکماث کشف شده لیدی باگ با لحن سردی گفتم من هیچکس رو به هیچکس ترجیح نمیدم /معجزه گرش و گرفتم و وقتی داشتم میرفتم دستم رو گرفت و گفت
حداقل بزار قضیه عکسی که از من و کاگامی گرفتی رو بهت بگم/ از دستش ناراحت بودم اما گفتم باشه بگو توضیح داد که : کاگامی این هفته داره برای همیشه میره ژاپن و اومد این رو بهم گفت و بی هوا اومد و من رو ب*و*س*ی*د و چون ناراحت بود من هم بهش هیچی نگفتم / الان که فهمیده بودم از دست ادرین کمتر عصبانی بودم اما رفتم بیرون و گفتم ادرین لطفا دیگه باهام حرف نزن و رفتم
از زبان هاکماث: احساسات منفی زیادی را حس میکنم ادرین بیچاره لیدی باگ دلتو شیکونده پس من کمکت میکنم که اینبار تو اون رو خورد کنی پرواز کن اکوما کوچولوی من و شرورش کن/ اکوما رفت داخل بدنش و گفتم سلام کت بلنکس من هاکماثم و به تو قدرتی میدم که از هرکی ناراحتت کرده انتقام بگیری گفت باشه هاکماث این قدرت رو اول رو لیدی باگ امتحان میکنم و رفت /بالاخره من برت میگردونم امیلی با کمک پسر خودت
از بان مرینت : رفتم تو یه کوچه و تبدیل به خودم شدم تیکی اومد بیرون و گفت مرینت یکم زیاده روی نکردی گفتم من هنوز ته دلم ادرین رو دوست دارم تیکی اما تیکی گفت اما و اگر نداره مرینت قوی باش و برو به ادرین بگو دوستش داره و ناراحت میشی وقتی این کارا رو باهاش میکنی گفتم تیکی اما اونم مقصر به نظرم دنیل میتونه بهتر جای ادرین رو برام پر کنه گفت مرینت اونجارو / برگشتم و دیدم کت بلنکس گفتم وای تیکی وقت تبدیل و تبدیل شدم و رفتم بالای یه ساختموم دیدم کت بلنکس داد زد
داد زد و گفت لیدی باگ تو خودخواه ترین کسی هستی که تاحالا دیدم تو قلب من رو شکستی و من جلوی همه غرورتو میشکنم و بعدش میرم سراغ کسی که تو رو از من گرفت مگا کتاکیلیزم / جاخالی دادم ولی خورد به یه ساختمون و ساختمون رو سرم خراب شد
چشمام رو باز کردم همه جای بدنم درد میکرد نمیدونستم کجام ولی دیدم کت بلنکس داره میاد سمتم گفت قبل از این که نابودت کنم باید یه چیزی رو ازت بگیرم / و اومد نزدیک و یکی از معجزه گر هارو برداشت داشت هویتم معلوم میشد کت بلنکس یه دفعه داد زد هی نگاش میکردم اما هی داشت داد میزد و یک دفعه
یک دفعه گفت مگا کتاکیلیزم و زد رو زمین و دور تا دورم رو خاک گرفت اومد نزدیک و گفت مرینت جات امنه دوربین ها نمیتونند تصویر رو بگیرن چون معلوم نیست گفتم پیشی خودتی گفت اره من تونستم شکستش بعدم متاسفم که دردسر درست کردم و معجزه گرم رو پس داد تبدیل شدم و رفتم پیش کت بلنکس و دیدم که
کت بلنکس رفت روی لبه ساختمون و گفت خداحافظ لیدی باگ و خودشو پرت کرد پایین من دویدم تا بگیرمش اما نتونستم کت بلنکس خورد زمین و کل سر و روش (سایت حذف میکرد ننوشتم) شد و من رفتم پایین و سرم رو گزاشتم رو شونه اش و گفتم ادرین تروخدا من رو تنها نزار و همون موقع یکی گفت لیدی باگ من چانگ هستم مالک معجزه گر خفاش ( تو پارت 1 توضیح دادم ) تو لایق نگهبانی نیستی لیدی باگ و
انچه خواهید دید : هاکماث : باید به هم اعتماد کنیم لیدی باگ ...................لیدی باگ : من برت میگردونم ادرین
ممنون که خوندید من یه بار نوشتم ولی تائید نشد و این که ادرین و مرینت در 2 قسمت دیگر به هم میرسند و من نمیزارم ادرین بمیره مطمئن باشید
لطفا مرینتو نگهبان نگه دار لطفا من بیشتر نگران نگهبانی مرینت هستم تا ادرین البته نگران اونم هستم
عالی بود
سلام عزیزم خوبی میشه داخل تست من شرکت کنی باعث افتخاره شما نظر بدید
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود بهتر از این نمیشه
ممنون
دوستان به نظرم این رمان یکم زیادی دعوا و اینا داره برای همین درنظر دارم بعد فصل 1 یا در شب یلدا یه رمان عاشقانه تر منتشر کنم به اسم (عشق ابدی) و این رمان عشق ابدی احتمالا فقط 20 یا 25 قسمت باشد
قسمت 5 رو گزاشتم روز رستاخیز 2 درحال بررسی است
ام.....عالیههه
ترو خدا قسمت بعدی رو به لطفاًااااااااااااااااااااا بده پارت بعد رو لطفاً
ممنون پارت بعدی رو دوشنبه مینویسم
قسمته بعدو بزار دیگه