خب خب ببخشید که خیلی منتظر گذاشتمتون ابنباتام معذرت میخوام اگه خوشتون اومد کامنت یادتون نره?
میخواستیم از کابین بیایم پایین که یهو پام گیر کرد و نزدیک بود بخورم زمین که نامجون منو گرفت و نزاشت بیوفتم.
ازش تشکر کردم و از تو بغلش اومدم بیرون و رفتم پیش دوستام همینجوری غرق در صحبت بودیم که دو تا دست جلو چشمامو گرفت
دستای اشنایی بود فقط همین پسر بود که این کارو انجام میداد خیلی بلند داد زدم:پسرهی احمق مگه دستم بهت نرسه پرو خان میدونی چن وقته همو ندیدیم؟
برگشتم و پریدم بغلش.اکن کیریس بود.همون پسری که خیلی باهام مهربون بود و همیشه مراقبم بود که پسرای دیگه نزدیکم نشن.اون یه دوست خیلی خوب بود و هنوزم هست ولی ما چند وقتی بود که همدیگه رو ندیده بودیم
یکم سر گرم شدیم که نامون اومد سمتمون.نامجون:امم ا/ت من باهات کار دارم میشه حرف بزنیم؟ کیریس:جنابالی؟ نامجون:شما کی هستید که یه سره پیشه ا/ت هستید؟ کیریس:هرچی دوس داری فک کن. نامجون:خب تو مغزه من یه مزاحم وجود داره شما اون مزاحمه اید؟ کیریس:اگه مزاحم بودم ا/ت باهام اینقدر مهربون نبود. نامجون:شاید داری مخشو میزنی کیریس:۱۲ سال سعی کردم مخشو نتونستم بزنم و اون منه لعنتی رو فقط به چشم یه دوست نگاه کرده نه یه خواطر خواه ولی من خواطر خواشم اره خواطر خواشم (با داد این حرفو زد طوری که الان کل شهر بازی چشم دوختن به شما)من:هی پسرا بس کنین. کیریس:نه ا/ت بزار حرفایی که این همه مدت تو دلم مونده قبل از اینکه از دست بدمت بهت بگم.ا/ت دوست دارم.اندازه ی کل دنیا دوست دارم.
من:امم کیریس چیزه من... نامجون:ا/ت پس بزار قبل از اینکه بری منم بهت حرفه دلمو بزنم.منم دوست دارم. اوه شت این دوتا چشونه؟وای خدای من الان چیکار کنم؟(اینجاس که یه ارمی که اکسو الی هم هست به مشکل بر میخوره)من:اممم پسرا من....نمیدونم....اخه....اصلا باعقلم جور در نمیاد.....فکرشم منو به خنده میندازه......اقا من خوانندم ولی خب.....اه.....اقا نگاه کن الان،الان کیریس من تو رو ۱۲ سال میشناسم و هر دو شناخت کامل از هم داریم ولی نامجون تو فقط نیم ساعت با من تو اون کابین لعنتی بودیم و تو هیچی ازم نپرسیدی پس چطوری میگی دوسم داری؟ نامجون:به قوله خودت خواننده ای تهیونگ:یعنی باید اتاقشو ببینی جیمین:پره از عکسات کوک:نمیزاره کسی بره داخل اتاقش جین:تقریبا کل عروسکاتم گرفته یونگی:کم مونده تو رو بخره فقط جیهوپ:خدایی وعضیت این داداشمون از وقتی با تو اشنا شده خرابه بدم خرابه
نامجون:خب دیدی؟ چانیول:کیریس دسته کمی از تو نداره نامجونا بک:اره خدایی خیلی وعضیتش خرابه شومین:واقعا هرکی میره تو اتاقش دو دقیقه با خودش حرف بزنه انقدر در مورد تو حرف میزنه ادم پشیمون میشه تائو:خدایی تو گوشیشم پره از عکسات من:اهههههههه......بس کنین......نمیخوام حتی یک کلمه ی دیگه بشنوم......باشه مسابقه میزاریم هرکی برد من دوس دختر اون میشم ولی با اون یکی دوسته معمولی ام اوکی؟ کیریس:قبوله حالا چیکار کنیم؟ نامجون:باشه قبوله من:خیلیه خب حالا من یه جایی رو انتخاب میکنم هرکی سوارش بشه.حالش بد بشه.جیغ بکشه دسته اولو باخته باشه؟ کیریس:باشه نامجون:باشه
من ترن هوایی رو نشون دادم.کیریس انگاری ترسیده باشه ولی سوار شد بعد از دو دور ترن هوایی وقتی که پیاده شدن کیریس کم مونده بود با مخ بخوره زمین که سوهو گرفتش و برد دکتر وقتی خبرشو گرفتیم سوهو گفت:حالش خوبه کیریس از ارتفاع میترسه واسه همین حالش بد شد و نمیتونه ادامه بده من:پس نامجون برده؟ سوهو:اره ولی کیریس میگه میشه حداقل دوست بمونیم؟ من:بهشون بگو معلومه احمق خان. قطع کردم (به تلفنه سوهو زنگ زده بودی مثلا) من با صدای بلند گفتم:نامجون برنده شد. نامجون جیغ کشید:چییییییی؟؟؟؟؟دروغ میگی؟؟؟؟؟؟وای من نمیدونم چی بگم و اومد منو بغل کرد. نگرانه کیریس بودم واسه همین خیلی خوش حال نبودم نامجون منو گذاشت زمینو گفت:ا/ت بیب اگه منو دوس نداری واسم مهم نیس درکت پریدموسط حرفشو گفتم:ساکت شو پسره ی احمق من تو رو خیلی دوس دارم باش؟دیگه نبینم همچین حرفی بزنی ها رزیتا(یکی از بچه های گروه خوانندتون):والا حالمونو بهم میزنه انقد درموردت حرف میزنه بیزار شدیم خدایی همه خندیدیم و من نامجون بوسیدم و نامجون منو بغل کردو گفت:مرسی که منو انتخاب کردی عشقه دلم تو بهترین اتفاق زندگیمی لعنتی من?
یکم دیگه خوش گذرونی کردیم و وقتی خواستم برم خونه نامجون تا دم در منو رسوند و گفت:عشقم وسایلتو جمع کن بهم زنگ بزن میام دنبالت بریم خونه من چطوره؟ من:باشه مونی جونم?فعلا و یه بوس رو لبش گذاشتم نامجون:فعلا عشقم
خب اگع خوشتون اومد کامنت یادتون نره?دلیل اینکه دیر اومدم گفتم دیگه?راستی نمیخوام هیچ توهینی تو کامنتا درمورد اکسو و بی تی اس ببینما حواستونو جمع کنین?بگین بعدی از چه گروهی و از چه کسی باشه???
خوبه یه دونه از یونگی بساز ممنون میشم🤗🤗😇😇
وااای خیلی خوبه فقط من اکسو رو خیلی بیشتر از بی تی اس دوست دارم یه مشکل داشت
اونم اونجایی که تو پاسخ سوال نوشتی: اکسو؟ اینم شد گروه؟ خاک تو سرت دختر
مگه اکسو چی کم داره
اون برا هیترا بود چیزی ب مغزم نمیرسید😂
اگه کوک لاوری یه سر به داستان من که درباره ی کوکی هست بزن البته اگه دوست داشتی💜❤💜
راستی داستانت حرف ندارهههههه😍😘تست هاتم که عاشقشونم 💜
من همه رو دوس دارم ولی کوک یه چیز دیگس و ته ته من خیلی این دو تا رو دوس دارم بایسامن و خیلی ممنون از تعریفت
من از این جور چیزای عاشقانه خوشم نمیاد
زیادی عشق و جون و ... داشت
یکم عادی تر آخه این چی بود یهویی شدن عشق هم ؟!
💜😐💔😐💜
دادا تو خوشت نمیاد من چیکا کنم؟😑الان چه کنم؟نه چه کنم؟ تو بگو؟😑
عجب چیزی بود ها گریت
ممنون😅
دوسش داشتم
خوشحالم دوسش داشتی😇
ووووووی وووووی عالی اصن نمیتونم تو مغزم بگنجونم.تورو خدا بعدیشو زود بزار داستان بعدی هم بی تی اس بزار
این فقط دو تا پارت بود ولی داستان بعدی رو هم از بی تی اس میزارم چشم😇فکر نمیکردم انقدر خوب باشع😅
عضو یکی از عجیب ترین چیزای بود که تا حالا شنیدم اما با حال بود
مرسی😇