پارت دوم این قسمت برای شما سعی می کنم به چیز هایی که گفتید عمل کنم ممنون ?
کت نوار : مرینت چرا این همه مدت ناراحت بودی ؟؟ مرینت : خب ... اگه بخوای من ....? مهم نیست مهم این است که الان دیگه ناراحت نیستم. ..ههه در دل کت نوار : اون می خواد از من قایم اش کنه ? باید بیشتر تلاش ام را کنم من می خوام به اون کمک کنم ? کت نوار : مرینت به من بگو ..... به من بگو چی شده ? در دل مرینت : حالا چه کار کنم اگه به اون بگم که دوستش دارم چی میشود از طرفی تو دروغ گفتن هم اصلا خوب نیستم ..? وای خدا یا چه کار کنم ? ناگهان صدای انفجار آمد ? کت نوار و مرینت : چه اتفاقی افتاد ..... اون چی بود ?
مرینت سریع تلویزیون را روشن کرد : آشوب همه جا را در بر گرفته است آتیش ساختمان شهردار را آتش زده است و دارد پراکنده می شود ? از هلیکوپتر می دیدند که ساختمان آتیش گرفته است : هی اون جا را نگاه کنید یک نفر داره از تو دود می یاد بیرون ? نادیا: نمی تونم بدن ام را حس کنم . ناگهان دوربین افتاد و تلویزیون قطع شد ? مرینت و کت نوار تعجب و ترسیده به هم نگاه می کردند ?
کت نوار سریع گفت : من باید برم بعد از پنجره بیرون زد ? مرینت : تیکی نمی دونم داره چه اتفاقی می افته ولی باید تبدیل بشم ? تیکی دختر کفشدوزکی آماده ? گربه زود تر به ساختمان رسید ناگهان کفشدوزک از پشت از ظاهر شد کت نوار ترسید : وای من رو ترسوندی ? کفشدوزک : الان وقت این حرفا نیست باید کسایی که تو ساختمان هست رو نجات بدیم ? اون ها مردم داخل ساختمان را نجات دادند ? ولی هنوز وقت خوشحالی نبود ? کفشدوزک : باید آکومای اون ابر تبهکار را گیر بندازیم ? کت نوار : آره ولی اون کجاست ؟( شما دمبال من می گردید ) کت نوار : کی اون جاست ؟؟? (من اینجام احمق ها) کفشدوزک : خودتو نشون بده ? ( شما نمی تونید من را شکست بدید حتی نمی تونید من رو ببینید .... ههههههه ) از وسط دود مردی سیاه با چشم های قرمز بیرون آمد ? گربه و کفشدوزک خوشکشان زده بود ?? کت نوار : ببببااااانننووووییی ممممننن.. ااین ....دیگههههه چچچچیهه ؟? کفشدوزک : من نممی دونم .... ولییی باید شششکست اش بدیم ? یک دفعه پرتالی باز شد و دو نفر از آن بیرون آمدند ?
اونا شیطان با پرتال بیرون کردن پرتال دیگه یی باز شد بانیز از آن بیرون آمد : آفرین کار تون خوب بود? کفشدوزک : بانیز این ها کی اند ؟? بانیز : مینی باگ این ها مثل شما معجزه گر گربه و کفشدوزک را دارند اونا کفشدوزک و گربه سیاه هستن? کفشدوزک : داری چی میگی فقط یک جعبه ی معجزه گر وجود داره ? بانیز : نه فقط یکی نیست بلکه خیلی زیاد تر است می خوای خودت برو ببینشون که اونا هم مثل شما معجزه گر دارن? اونا از توی دود بیرون آمدند کفشدوزک و گربه موندند یکی از اونا گربه و یکی دیگه کفشدوزک بود با لباس ها مثل اونا ? گربه و کفشدوزک خوشکشان زده بود نمی تونستن حرف بزنن فکر می کردن که دارن خواب می بینند کفشدوزک : ااااییییننن .... امممکاننن ندارررره .
لیدی باگ 2 : شما خوبید ؟ ? کفشدوزک : یعنی واقعا کفشدوزک و گربه های زیادی وجود داره ؟؟? کت نوار : شاید آره ? کفشدوزک : چقدر چقدر جالبه سریع گفت : خیلی خوبه من زوغ زدم ? بانیز :بیاین بریم تو چرخه زمانی? رفت تو پرتال لیدی باگ2 : جعبه های معجزه گر زیادی وجود داره ? کفشدوزک : چندتا ؟؟
لیدی باگ 2 : اندازه ی تمام کشور ها ? کفشدوزک : چقدر زیاد ? کت نوار : پس شما از کجا می یاین ؟ ? گربه سیاه 2 : نیویورک ما از نیویورک آمدیم که اون شیطان رو از کشور شما بیرون کنیم کت نوار و لیدی باگ : نیویورک ؟؟؟؟ شیطان ؟؟؟ شیطان به ما یا شما چی کار داره ?
لیدی باگ 2 : قدرت هامون رو می خواد ولی معجزه گر هامون رو نه ? کت نوار : پس چیه شما رو میخواد ? کت نوار 2 : ما یک رازی داریم این که .... لیدی باگ 2 : ما یک جورایی نیم انسان و نیم جن هستیم ? لیدی باگ و کت نوار : چیییی نیم جن ? کت نوار 2 : خب داستانش طولانیه ما از همون اول که معجزه گر ها را گرفتیم قدرت جن رو داشتیم ? بانیز : نگاه هر جعبه ی معجزه گری که به لیدی باگ و کت نوار های مختلف تعلق داره قدرت های مخصوص خودشو داره ☺ اونا هم قدرت جن رو دارن که لیدی باگ و کت نوار قوی هستند ? کفشدوزک و کت نوار 2 نشونشون بدین ?
نور سبز و صورتی دوباره آمد و اونا گوش هاشون تیز شد مثل جن ? لیدی باگ و کت نوار فقط موندن کفشدوزک و گربه : چه باحال می تونید شما قدرت جن رو هم دارین ??
شاید از این داستان باورتان نشود ولی این یک داستانه خوشتان آمد ?
در داستان بعد چی بشه ؟
نظرات بازدیدکنندگان (2)