سلام دوستان امیدوار ام حالتون خوب باشه امروز با یک پارت جدید اومدم و می خوام که یکم سر گرم تون بکنم
خوشکم زده بود . نمی تونستم به چشمام اعتماد کنم اون چیزی رو که می دیدم رو باور نمی کردم لیدی باگ : کت نوار این تویی ... ولی چه طوری . کت بلنس : بانویی من از دیدن ات خوشحال ام با دست روی زمین به عقب رفتم اون هم همین طوری به جلو می اومد
آخر به دیوار خوردم دستاش رو به دیوار کوبید کنار گردنم کنار گوش هام کت بلنس : خب لیدی باگ ..... نگاهی به گوشواره هام کرد و بعد نگاهی به چشمام قلبم داشت از جا در می اومد با خودم گفتم چرا این طوری نگاه نمی کنه می خواد گوشواره هامو بگیره ؟ می خواد منو بکشه ؟ می خوتد چی کاذ کنه ؟ اصلا چرا شور شده ....؟
سوالات زیادی داشتم نمی دونستم می خواد چی بشه ؟ می خواد چه بلایی سر من بیاره ؟ با اون نگاه هایی که می کنه معلومه کار خوبی نمی کنه . چی قرار الان اتفاق بیوفته ؟ کت بلنس : بیا یک معامله ای بکنیم تو معجزه گر هاتو به من می دی و من در عوض به تو صدمه ای نمی زنم اگر می خوای صدمه ای نبینی اون هارو به من بده ...
بعد دست هاشو به سمت گوشواره هام ( معجزه گر هام ) سریع دست هاشو کنار زدم و فریاد زدم لیدی باگ : نه من هیچ وقت معجزه گر هامو به تو نمی دم !!!!! از چاش بلند شد و لبخند کوچکی زد تو دلم گفتم وای خدای من چرا لبخند می زنه ؟ قلبم انقدر تند می زد که فکر می کردم الان دلم پاره می شه خیلی بد بود
کت بلنس : خب .... پس می خوای از راه سخت تر بری .... باشه ... خودت خواستی پرید بالاسمت من کت بلنس : پنجه برنده شیطانی سریع پریدم یک پ گوشه و یویو مو در آوردم و پریدم رو یک خونه اطراف برج برج به خاطر پنجه اش چپ شد رو زمین و خراب شد همین طور که نگاه می کردم به برج از پشت سر صدای پا شنیدم کت بلنس : از من فرار نکن ... سرم رو برگردوندم با ترس کن بلنس : بانوی من و پنجه اش رو به سمت ام اورد
از دستش فرار کردم و تو کوچه ای پشت سطل زباله ای قایم شدم اومد تون جا اون اطراف راه می رفت کت بلنس : لیدی باگ به تو گفتم از دستم فرار نکن ..... بیا بیرون ... کجاییییی ؟؟؟؟ با خودم داشتم نقشه ای می کشیدم تا از دست اش فرار کنم و برم پیش بقیه و کمک شون کنم و یک فکری به حال اون بکنم گفتم که با اون عوضای تو شهر مردم زیادی شرور شدن و من بدون اون نمی تنم کاری کنم و فکر نکنم الان بتونم اکوماشو بگیرم چون این دفعه خیلی قوی تره باید از معجزه گر های دیگه کمک بگیرم هیف که استاد فو این جا نیست . ناگهان از جلو کت بلنس با چوب دستیش پرید و گفت پیدات کردم ها ها ها ها ها ....
ممنون که با من هم راه بودین منتظر گارت بعد بتشید
ممنون امیدوار ام خوشتون اومده باشه
بای دوستات گل
تشکر از لطف و صبر شما
پارت بعد
فالویی بفالو
هیجانی😍😍😍😇
به تست های منم سر بزن و اگه دوست داشتی داستانم رو بخون
عالی بود
قشنگ مینویسی ولی کم مینویسی