سلاممممممممم . امروز خیلی خوشحالم میدونین چرا چون رای دادم فصل سوم آبشار جاذبه بیاد . اگر می خواهید رای دهید به گروه کاشفان راز آبشار جاذبه بپویوندید . خب بریم ببینیم داستان از چه قراره . بریم ببینیم .
دیپر : گاریس مارون ( تغییر شکل ) . دیپر تبدیل به شاهزاده مردگان شد ،، ناگهان همه ی ارواحی که دور رو برش بودن ازبین رفتن . پیل سایفر ( جد بزرگ ) : شاهزاده مردگان ،، اما هر چی باشی بازم یه انسانی . دیپر آروم ،، آروم نزدیک پیل سایفر میشه . دیپر : آره ،، انسان هستم ،، و باید از انسان بودنم بترسی .
دیپر کتابش رو در میاره و داخلش رو میبینه . دیپر : اوه ،، فعلا کاریت ندارم ،، ولی روح دسته منه و اعضای خانوادت ،، پس بدون دوز و کلک ،، باخت رو قبول کن . جدبزرگ : باشه ،، قبوله ،، اما هنوز تموم نشده . دیپر : باشه . دیپر روح همه رو میده و میره بیل و کیل و ویل رو دست و پا هاشون رو باز میکنه
و خودش از اونجا میره ،، شب میشه . بیل : عمو استنلی ،، دیپر کجاست ؟ . استن : بالای هرم تلاسه نشسته . بیل میره پیش دیپر و کنارش میشینه . دیپر : بیل واقعا از اون موقع که ازم طرفداری کردی تشکر کنم . بیل : کاری نکردم . دیپر : تو اون جمله هایی که گفتی یاد یه چیزی نیوفتادی . بیل : من ( به حالت پته پته ) مم..من.. نه..چی شد..مگه..چی.. شد.. اینو پرسیدی... بیل با یه رفتار عجیب از پیش دیپر میره .
دیپر : حتما ،، یه چیزایی یادش اومده . ۱ هفته بعد ،، خانواده ی سایفر مون بر می گردن به آبشار جاذبه . کیل : آخ ،، کمرم گرفت ،، خاک مصر زیاد با من نساخت ،، تازه متوجه میشم انسان ها از درد کمر بدشون میاد . ویل تا میرسه میره کلبه بغل میکنه . ویل : وای کلبه کجا بودی ؟ ،، که دلم برات تنگ شد ،، تو هم دلت برام تنگ شد ؟ . کیل : ولش کنین ،، به حال خودش باشه . بعد از چند ساعت جابه جایی
وسایل ،، پسرا میرن یکم بیرون خوش بگذرونن . کیل : به نظرم بریم دره ی آبشار جاذبه ،، جاهای خفن زیاد داره . ویل : بیاین بریم دریا . دیپر : بریم جنگل . بیل : بریم شهر ،، درد سر درست کنیم . پسرا : موافقم . ناگهان یه صدایی میاد : تو همیشه ایده های جالبی داری . کیل : باز هم تو ،، مگه نمی خواستی بری . ویل : چرا باز اومدی ،، ما بیرونت کردیم . دیپر : اون پسر ،، چقدر...
وسایل ،، پسرا رفتن یکم خوش بگذرونن . کیل : بچه ها بیاین بریم دره ،، چون خیلی جای خفنی هستش . ویل : نوچ ،، بیاین بریم دریا . دیپر : جنگل . بیل : چه کسی میاد ،، بریم ،، دردسر بسازیم . پسرا : ما . بعد فورد از قدرتش استفاده میکنه و اون ها رو میگیره . ویل : عمو استن فورد اولین باره که میبینم از قدرتتون استفاده میکنین . فورد : یه امروز ،، بی خیال درد سر سازی بشین ،، چون من و استنلی می خوایم یکم درباره خودمون بگیم .
کیل : خب به ما چه ،، زندگیه شما هستش ،، بزار بریم . از اون ور استن میاد . استن : خب ما زیاد خوشمون نمیاد داستان تعریف کنیم ،، اما طبق رسم و رسوم هر ۱۰۰ سال یک بار خانواده ها باید به اعضای کوچیک تر ماجرای زندگیشون رو بگن . دیپر : مثل آدم بگین ،، خاطره تعریف کردن هستش . پسرا : آره . ۵ دقیقه بعد . کیل اخم کرده . کیل : خب ،، به نالین ،، که بدجوری کفریم . ویل : لطفا مارو باز کنین ،، آخه ما نمی خوایم خاطره بشنویم .
استن : تا وقتی گوش ندین ،، خبری از باز شدن زنجیر ها نیست . براتون بگم تو این ۵ دقیقه گذشت استن و فورد مشغول بستن پسرا بودن . دیپر : من اینجوری حس می کنم یا شما ها هم اینجوری هستین ،، احساس می کنم دارم بیهوش میشم . پسرا : نه ،، ولی استفاده از قدرتمون مسدود شده . فورد : دیل ببین ،، تو به خاطر اینکه شاهزاده مردگان هستی ،، این زنجیر ها قدرت ازت می گیرن . دیپر : آها ،، گرفتم .
بیل : حوصلم سر رفت ،، زود باشین تعریف کنین . کیل : به نالین دیگه . فورد : خب ،، ما هم اسم های واقعی مون رو داریم ،، اسم من ییل هستش و استنلی آیل ،، بعضی موقع ها به خاطر اسم های عجیب غریب مون مسخره میشدیم . استن : خب ما ،، بهترین دزد ها و خلافکار های تمام جهان هستیم ،، و این باعث شد اسم مون رو عوض کنیم و از قدرتمون استفاده کنیم .
لطفا تست ،، عشق و طمع ،، بازگشت آبشار جاذبه ،، ۷ منتخب سوروفیا ،، آبشار جاذبه تجزیه احساسات ،، امپراطور ۷ بعد ،، روح کهکشان ،، رستاخیز کیل سایفر ،، اریدا باتر فلای ،، استارکو زماندار ،، رو ببینید . دوستون دارم . خداحافظ .
چرا نمینویسی دارم میمیرم بزار دیگههههههه
واييييييى من چجورى ميتونم به اومدن فصل 3 آبشار جاذبه رأى بدمممم ؟؟؟
بچه ها ببخشید یک جای داستان دقت کردین خراب شد
کلا ببخشید همون یه سوپرایز هستش
سلام منم دوست دارم که فصل ۳ آبشار جاذبه بیاد و راستی داستانت خیلی خوبه فقط میبل الان بدبخت دق کرده از نگرانی از دیپر هم بعیده فراموشش کنه
عالییییییییییییییییییییییییییییییی
جالب بود قسمت بعد رو زودتر بنویس
من قسمت بعد جاذبه صفر درجه رو نوشتم بیشتر از یه روز هست که در بررسیه و قسمت بعد امپراطور هفت بعد رو نوشتم همین امروز
منتظر پارت بعد باش
منم منتظر پارت بعدیتم??
وای عالی زود زود بعدی رو بذار
چطوری باید عضو گروه شیم؟
فرم داره من فکرش رو دیدم کانالش رو تو اپارات دنبال کردم ولی فرم رو پر نکردم
سلام عالی بود و اولین نفر