سلام پارت اول زندگی من با کیپاپ چون مدرسه ها هست من دیر دیر براتون میزارم
خوب بیس تی اس که قطعا نمیاد باید خودم دست به کار شم خوب بلیت برای فردا شد😐من امروز میخواستم برم خوب دو سال صبر کردم امشبم روش خب باید برنامه ریزی کنم.
خوب جون به لبتون کردم فردا صبح شد صبحانمو خوردمو با عجله وارد هواپیما شدم🙂💔 رسیدم بعد یه مدت خسته کننده واییی شب شده بود رفتم هتل با خستگی وارد هتل شدمو خوابیدم
صبح شد خوب رفتم بازار خوب لحجمو عوض کردم و به فروشنده گفتم هر چی از بی تی اس داری بیار همه چیز خریدم رفتم بلیط کنسرت بگیرم که یکی گفت.......................
😬تا دیدمش قش کردم جونگوک بود🤐تو بیمارستان بالا سرم جونکوک دیدم که گفتش مراقب باش تو بیماری داری؟ گفتم نه جذابیت تو منو بیمار کرده 💔 بعد بلیط تو دستمو دید گفت آدم خاصی هستی پس باید مخصوص دعوت شی نزدیک بود دوباره قش کنم💔🙂
بعد جونکوک منو تا هتل رسوند رفتم بخوابم که دیدم یکی بهم پیام داد نوشت خرگوشک الان حالت بهتره من داشتم میکردم اما نوشتم مرسی جونگکوکا بعد خوابن برد
صبح یکی در میزد جونگ کوک بود گفت چطوری پرنسسم بعد من دوباره قش کردم جونگ کوکمنو برد جا هوایی که میره بعد یک ست خوشگل برام گرفت شب که رفتم ذوق داشتم فردا کنسرت بود یه نامه از طرف
جونگ کوک بود دعوت مخصوص بود داشتم از ذوق میمردم بعد شب با نامه ی جونگ کوک خوابم فردا که شد کل روزم در خانه گذشتم و
رسیدم کنسرت و و جونگ کوک گفت بفرمایید بعد من وقتی رسیدم خیلی بهم خوش گذشت و جونگ کوک با من ازدواج کرد
بچه ها امید وارم خوشتون بیاد من بایسم کوک نیس ولی اینبار بار اولم بود بچه ها بار دوم از جین بزارم یا تهیونگ یا جیمین
مرسی عاشقتونمممممم❤️❤️❤️