بریم برای پارت 3 امیدوارم خوشتون بیادಠ_ಠ
یونگی:میشه با هم بیشتر آشنا شیم ا/ت:چ...چی؟ یونگی:میشه بیشتر با هم آشنا شیم ا/ت:ا...اها اره یونگی:پس ساعت 7 عصر بیا به کافه خیابون تهران ا/ت:باشه یونگی:خدافظ ا/ت:خدافظ شی هان:مبارکه هووو ا/ت:خف.ه شی هان:ایش بی ذوق ا/ت:عمته شی هان:چیکار عمم داری اصن بگو ببینم یونگی چی گفت ا/ت:بیشتر با هم آشنا شیم بیا کافه خیابون تهرانو اینا شی هان:اوووو ا/ت:کوف.ت😐
ساعت 5 رفتیم خونم شی هان:من تلوزیون میبینم ا/ت:ببین چیکارت دارم رفتم آماده شدم خوشگل کردم نشستم پیش شی هان شی هان:چه خوشگل شدی ا/ت:مرسی ساعت 6 شد ا/ت:ببین من میرم ديگه شی هان:باشه برو ا/ت:جایی نریا امشب بمون شی هان:باشه ا/ت:خدافظ شی هان:خدافظ سمت کافه راه افتادم ساعت 7:10 رسیدم داشتم از استرس میمردم رفتم تو کافه یونگی رو دیدم از اون خنده لثه ایا کرد و برام دست تکون داد
رفتم نشستم رو به روش ا/ت:س...سلام آقای مین یونگی:سلام ا/ت شی راحت باش بگو یونگی ا/ت:باشه یونگی:خب ا/ت میشه یکم از خودت بهم بگی؟ ا/ت:من ا/ت هستم 25 سالمه 5سال پیش تنهایی از ایران اومدم کره یونگی:چرا چجوری اومدی؟ ا/ت:من فهمیدم فرزند خوندگیم برای همین اومدم یونگی:آخی اشکال نداره ا/ت:هوم یونگی:دوستی داری؟ ا/ت:آره یه دوست خ.ل و باحال دارم اسمش شی هانه خیلی بهم لطف کرده از موقعی که اومدم کره تو فرودگاه با هم دوست شدیم یونگی:چه خوب راستش ا/ت میتونم بهت یه چیزی بگم؟ ا/ت:آره حتما یونگی:من...خب من...ازت خوشم میاد و میشه با من باشی؟ ا/ت:وادف.اخ
ا/ت:یعنی چی؟آره آره قبول میکنم خب بچه ها تموم شد این پارت تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه🌚❤️
اسلاید اضافه...😐
اضافه تر...😐
عالی بود 😃💜
عاولیییییییییییییییییی بود💜🍭پارت بعدی زودد
مرسی🙂❤️