اینم قسمت ۱۴ امیدوارم لذت ببرید❤️ نظرات باید به ۳۰ تا برسه ? و بازدید ها باید به ۱۰۰۰ تا برسه ? و اون بیماری من کرونا نبود فقط سرماخوردگی بود ??? حتما نظر بدین ثواب داره❤️??
ادامه ی قسمت قبلی?? از دید آدرین: آخرین روز دبیرستان بود امروز دیگه باید بار و بندیل رو میبستیم و از مدرسه می رفتیم ? چون امروز درس نداشتیم معلم ها بهمون وقت آزاد میدادن. به نینو گفتم : تو برای دانشگاه چه برنامه ای داری ?؟ گفت من که میرم رشته ی موسیقی بخونم ، تو چی رفیق ؟ گفتم : من و مرینت که قراره طراحی و مدلینگ بخونیم ? . گفت : اووووفففف عاشق و معشوق ? توی یه رشتهی دانشگاهی ? از این بهتر بدتر نمیشه ? !!! گفتم : ? خب حالا دیگه بزرگش نکن ? . به آلیا گفتم : آلیا تو برای دانشگاه چیکار میکنی ؟ گفت من که خبرنگاری میخونم ، کناره نینو ?
گفتم : مگه دانشگاهی هست که موسیقی و خبرنگاری رو با هم تدریس کنه ??? ؟؟؟؟!!؟؟؟ گفت : مگه خبر نداری ! یه دانشگاه خیلی بزرگ تأسیس شده که همه ی رشته ها رو داره و استادهای خیلی خوبی هم داره ❤️ . گفتم : اسمش چیه ؟ دانشگاه آزاد پاریس ?!!!! گفت : نه بابا اسمش اینه « پاریس لند / paris land » دو سال پیش افتتاح شد . گفتم : چه عالی ، پس اگه شما اونجا میرین منو مرینت هم با شما میایم ?
گفتم : مرینت نظرت چیه ؟ گفت آره من تعریف اونجا شنیدم ، میگن امکانات زیادی داره ? منم میام اونجا.
خب جوونم برات بگه که مدرسه تموم شد و ما رفتیم تا کمد هامون رو خالی کنیم و کلیدش رو تحویل بدیم . کمد من و مرینت کناره هم بود ، کمد هامون رو باز کردیم و وسایل رو داشتیم جمع میکردیم . شنیدم که مرینت داره با خودش یه چیزایی میگه ، میگفت : خب عکس های آدرین ، مو های آدرین ، عطر آدرین ، کادو های آدرین ، دست نوشته های آدرین که انداخته دور ، نامه های عاشقانه ی آدرین که مچاله کرده بود ، خودکار آدرین که رنگش تموم شده و .... ؛ من که دهنم باز مونده بود گفتم : مرینت مطمئنی این کمد ماله خودته ?؟ به نظر میاد ماله من باشه ??
مرینت گفت : من هر چی دارم از تو دارم❤️. گفتم : واسه من دلبری میکنی! ?? بیا بغلم ? مرینت رو بغل کردم و سرش رو بوسیدم ? . بعد از اینکه کمد ها رو خالی کردیم دیگه فقط خداحافظی بود ?. به نینو گفتم : نینو میدونم دلت برام تنگ میشه اما قوی باش باز به هم میرسیم ، هیچ چیزی همیشگی نیست که دوری من از تو همیشگی باشه ??. گفت : رفیق فک کنم خیلی فیلم هندی نگا میکنی ? فقط تعطیلات تابستانی شروع شده قرار نیست که بریم جنگ ?!! به مرینت گفتم : عزیزم تا حالا هیچ نتونسته بود ما رو از هم جدا کنه اما بالاخره تعطیلات تابستانی موفق شد این دو دل داده رو از هم دور کنه ? مرینت توی گوشم گفت : چرا شلوغش میکنی ? منو تو که هر روز همدیگه رو میبینیم ?. گفتم : مرینت دارم حس میگیرم اذیت نکن ? تازه یه شعر هم آماده کردم ...
حس گرفتم و گفتم : ( ? خداحافظ؛ ای شعرِ شب های روشن●♪♫خداحافظ؛ ای قصه ی عاشقانه●♪♫خداحافظ؛ ای آبیِ روشنِ عشق●♪♫خداحافظ؛ ای عطرِ شعرِ شبانه●♪♫خداحافظ؛ ای همنشینِ همیشه●♪♫خداحافظ؛ ای داغِ بر دل نشسته●♪♫تو تنها نمی مانی؛ ای مانده بی من●♪♫تو را می سپارم؛ به دل های خسته●♪♫تو را می سپارم؛ به« مینای مهتاب»●♪♫ تو را می سپارم؛ به دامانِ دریا●♪♫ اگر شب نشینم اگر شب شکسته؛ تو را می سپارم به رؤیای فردا●♪♫ به شب می سپارم تو را؛ تا نسوزد●♪♫ به دل می سپارم تو را؛ تا نمیرد●♪♫ اگر چشمه ی واژه از غم نَخُشکد؛ اگر روزگار این صدا را نگیرد●♪♫ خداحافظ؛ ای برگ و بارِ دلِ من●♪♫ خداحافظ؛ ای سایه سارِ همیشه●♪♫ اگر سبز رفتی… اگر زرد ماندم…. خداحافظ؛ ای نوبهارِ همیشه●♪♫??❤️?????)
گفتم : مرینت عزیزم چطور بود ?❤️ ؟ با عصبانیت? گفت : چشمم روشن ، چشمم روشن ، خوب شد که به متن شعرت دقت کردم ? بگو ببینم مینا کیه ؟ مهتاب کیه ؟ دریا ، رویا ، بهار کیه ؟ جواب بده این دخترا کیَن?؟ گفتم : جاااااااان !! به خدا اینا آدم نیستن ! گفت : آدم نیستن پس حتما فرشتهن ? آدرین از تو انتظار نداشتم چطور تونستی بهم خیانت کنی ? . رفتم محکم بغلش کردم ، گفتم : اینا فقط توی شعر بود ، وجود خارجی ندارن ?
آلیا گفت : بس کنید دیگه! مرینت این فقط یه سوءتفاهم بود ? . نینو گفت : بسه دیگه بچهها ! میگم بازی آنلاین دوس دارین ؟ مرینت گفت: آره حتما . نینو گفت : یه بازی آنلاین سراغ دارم که هم فکری هستش هم گروهی ، امروز ساعت ۴ آنلاین باشین . گفتم : باشه من بازی رو هستم ? . حس کردم مرینت یکم آروم شده ، بهش گفتم : تو تنها فرمانروای قلب منی❤️ گفت: ?همیشه راحت قلب منو به دست میاری ?. بعد بوسیدمش ??.
از دید آدرین : از بچهها خداحافظی کردم و رفتم خونه ....
ساعت ۴ شد ?? آنلاین شدم و بازی رو باز کردم ، من و مرینت هم گروهی شدیم ، نینو و آلیا هم با همدیگه تیم شدن? . بازی شروع شد . بعد از چند دقیقه من یه سوتی وحشتناک دادم ? مرینت میکروفونش رو باز کرد و بهم گفت : آدرین تو تک دل منو بریدی ??!!!! به خدا مسلمون نیستی آدرین ?? !!!! من میکروفون رو باز کردم و گفتم : ببخشید مرینت اشتباه کردم ??? گفت : با ببخشید چیزی درست نمیشه ، من طلاق میخوام ?? فقط طلاق !!!! گفتم : به خدا ما هنوز ازدواج نکردیم ??!!!! گفت : مهم نیست ? مهریهی منو آماده کن !!!! گفتم : آخه مهریه نداری ☹️ گفت : پس یه پیش پرداخت بهم بده حداقل ? گفتم : باشه باشه ?.......
آخریه که مهریه میخواد 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
خیلی بدی چرا اون آهنگ غمگین رو نوشتی من بابا بزرگم مرده یاد اون افتادم گریم گرفت 😭😭😭😭دیگه این آهنگه ننویس😭😭😭😭😭
ولی خدای بعدش جر خوردم از خنده 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣خیلی خوب بود ادامه بده
وای دیگه زیادی عاشقانه شد خوب بود ولی خیلی زیادی عاشقانه اش کردی عزیز
فقط سر بهار و رویا و مهریه من مردم از خنده علیرضا😂😂😂😂
یعنی به معنای واقعی عالی عالی مینویسی 💛💛💛💛💛💛
دوستان من قسمت بعدی رو نوشتم اما سایت هنوز تایید نکرده ❤️ لطفاً صبور باشید
اونجایی که گقت به خدا مسلمون نیستی آدرین رو از اون استیکره فک کنم ایده گرفتی که میگه به خدا مسلمون نیستی کریم?????????بعدی رو بذار دیگه یکم دیگه بخندیم بابا
اگه اینو دوست داشتی برو قسمت ۲ رو بخون ❤️?
منظور از طلاق و مهریه چیه ؟؟
اینا فقط طنزه ?
داستانت واقعا عالیه.
من قسمتی که آدرین برای مریمت شعر خوند و قسمت مهریه خیلی باحال بود.
لطفا سریع قسمت بعدی رو هم بزار.
چرا نمی زاری بازدید شد 1021 بزار پارت بعدی را
بزار بابا تو کدوم از داستانات ۱۰۰۰ باز دید داشته ۹۵۰ تا هم خوبه و بگم عالیییییییییییییی بود ?