
یک داستان زیبا از یہ دختر 14 سالہ کہ وارد میراکس میشہ و۔۔۔۔۔۔۔۔۔۔ این داستان خیلی جذاب حتما بخونید لایک و نظر فراموش نشہ
اول از ھمہ بذارید خودم رو معرفی کنم من فاطمہ ھستم و 11 سالمہ ولی در داستان اسم من ماری ھست و 14 سالم ھست و من میراکس معجزہ آسا را دارم اسم کوامی من آنی ھست من ھویت تمام ابرقہرمانان میراکس رو میدونم و تمام قدرت ھای میراکس ھا رو دارم و البتہ قدرت ھای خودم شامل پورتال ھای نامرٹی و مبارزہ در ذھن خب بریم کہ شروع کنیم🙂
من وارد میراکس شدم توی یہ اتاق بودم پدر و مادرم و برادرم ھم بودن من رو روی مدرسہ دوپان ثبت نام کردہ بودن خانم بوستیہ من رو بہ تمام بچہ ھا معرفی کرد و من رفتم آخر کلاس نشستم😑زنگ تفریح کہ شد من خیلی زود با بچہ ھا جور شدم و با مرینت دوست صمیمی شدم آلیا خیلی عصبانی بود و رفت
چند دقیقہ گذشت۔۔۔۔۔کہ یہ شرور امد میدونستم الان مرینت تغیر شکل میدہ البتہ یک جای دیگہ مرینت یہ بہانہ اورد و رفت منم رفتم دستشویی و گفتم آنی بانوی معجزہ آسا آمادہ تبدیل شدم و رفتم کمک شرور بانو وای فای بود یعنی آلیا وقتی رسیدم اونجا بانو وای فای لیدی باگ رو گیر انداختہ بود و داشت معجزہ گرش رو برمیداشت معلوم ھم نبود این کت کدوم گوری بود کہ من وارد عمل شدم و گفتم : اھای بانو وای فای چطوری؟بعد با یہ ضرب پرتش کردم اونور کہ لیدی باگ بلند شد و گفت : تو کی ھستی ؟ گفتم : من بانوی معجزہ آسا ھستم ابرقہرمانی کہ ھمہ ی قدرت ھای میراکس ھا رو دارہ و ھویت تمام ابرقہرمانان رو میدونم و ھمینطور قدرت مطلق رو ھم دارم ( ترکیبی از معجزہ گر کفشدوزک و گربہ ) لیدی باگ از تعجب دھنش باز ماندہ بود بہش گفتم بہ من اعتماد کن کہ کت نوار یہویی امد و گفت یہووووووو نمیدونستم اونہ با زنجیرم زدم تو سرش بیچارہ بہ رحمت خدا رفت ( صلاح بانوی معجزہ آسا زنجیر ھست و قابلیت گرفتم آکوما رو دارہ و میتونہ خودش رو بہ شکل میلہ یویو فلوت سپر شمشیر و۔۔۔۔۔۔۔۔۔۔۔این چیزا کلا میتونہ بہ ھر صلاحی تبدیل بشہ ) گفتم : ببخشید و کمکش کردم بلند شہ
کہ دیدیم بانو وای فای نیست کہ یہ صدا از طبقہ بالا امد ( الان اونا تو ھتل بابای کلویی ھستن ) رفتیم اونجا کہ دیدیم بانو وای فای اونجاست رفتیم باھاش جنگیدیم لیدی گفت گردونہ ی خوش شانسی کہ یہ زنجیر بہش داد 4 دقیقہ گذشت ھیچ فکری بہ سر لیدی باگ نزد کہ صدای گوشوارش در آمد
من گفتم فہمیدم چیکار کنیم😀اول از ھمہ لیدی جان عزیز دل شما برو خودت رو شارژ کن و رفتم دم گوشش گفتم برای نقشہ بہت نیاز دارم مرینت لیدی باگ لبخند زد و گفت باعث افتخارہ بعد زنجیر رو ازش گرفتم لیدی باگ رفت تا بہ کوامیش غذا بدہ ( بچہ ھا وقتی لیدی رفت بانوی معجزہ آسا یہ کاری کرد کہ گردونہ ی خوش شانسی لیدی باگ از بین نرہ ) و دیدم کت نوار بیچارہ دارہ تنہایی با بانو وای فای میجنگہ و گفت لطفا اگہ حرفات تموم شدن بیا کمک خندیدم و گفتم باشہ و رفتم کمکش
کہ لیدی باگ امد گفتم بہ بہ لیدی خانم تشریف اوردن ( کتابی شد😂 ) بعد لیدی باگ امد پیشمون و گفتم بچہ ھا گوش کنید لیدی باگ و کت نوار شما باید سرش رو گرم کنید بعد من میریم با زنجیر گیرش میندازم و کت نوار تو میای و با پنجہ ی برندہ گوشیش رو نابود میکنی و لیدی باگ آکوما رو میگیرہ لیدی باگ و کت نوار گفتن باشہ و رفتن بعد طبق نقشہ پیش رفتیم و شکستش دادیم و زدیم قدش خداحافظی کردیم و رفتیم
پریدم تو اتاقم و تغیر شکل دادم و با انی نشستم و 3 ساعت ور ور کردیم کہ دیدم کت نوار رو بالکن خونمون نشستہ میخواستم برم بہش بگم خونہ خالت کہ نیست لم دادی کہ دیدم یہ پیام فرستاد برای لیدی باگ نوشتہ بود بانوی من ساعت 9 رو برج ایفل میبینمت بای لیدی 1 دقیقا نشدہ جواب داد باشہ پیشی من کت شدہ بود گوجہ 🍅 خندم گرفتہ بود ولی بہ خودم مسلط شدم یہ نگاہ بہ ساعت کردم کہ دیدم ساعت 8 و نیم ھست کہ برگشتم دیدم کت نوار جلومہ 3 متر پریدم ھوا بعد امدم پایین کت نوار گفت
فال گوش وایستادن بہ حرفای دیگران کار خوبی نیست بعد من تو ذھنم گفتم چقدر پرو تشریف دارید بعد بہ کت گفتم آھای خیر سرم خونمون اینجاست اختیار خونہ خودمون ھم نداریم چہار دیواری اختیاری قیافہ کت شدہ بود😶این برای اینکہ این حرف رو زدم بعد گفت ببخشید راست میگی بای بعد رفت من حس فضولیم قول کرد تبدیل شدم رفتم دنبالش اول رفت یک عالمہ گل گرفت بعد رفت میز و پیانو رو از خونشون اورد بعد ھم رفت برج ایفل رو تزٹین کرد خدایی موندہ بودم چجوری کمرش نشست میز و پیانو رو اورد یعنی واقعا انقدر بہ لیدی علاقہ داشت
کہ لیدی باگ از راہ رسیدن ( زیاد کتابی شد😁 ) لالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالا خیلی خب نظر و لایک فراموش نشہ🙂
بایییییییییی👋🏻
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی ولی بهتر بود اینقدر از خودت تعریف نمیکردی
خوب بید
منم میاری تو داستانت معجزه گر:حلقه افتاب پرست(ممکنه تا حالا نشنیده باشی)کوامی میتزی جمله تبدیل میتزی وقت نامرئی شدنه قدرت هم مثل تو