
برو بخون دیگه چرا من رو نگاه میکنی مگه منتظر پارت ۱۰ نبودین؟🤨
حرف کاکاشی سنسه که تمام شد من هم به بچه ها ملحق شدم. رفتیم داخل دوباره به ناروتو نگاه کردم، بعد از چند لحظه گفتم ناروتو استرس نداری؟ دستش رو گذاشت رو سرش، یه لبخند کمرنگ زد و درحالی که چشماش بسته بود چرخید سمتم و گفت نه! ولی فکر کنم تو استرس داری. از اون حالت چهرش میترسیدم منم لبخند زدم و گفتم نه منم استرس ندارم. برا اینکه جو عوض شه به ساکورا نگاه کردم و رو به ناروتو گفتم ولی فکر کنم ساکورا خیلی نگرانه. ناروتو چرخید سمت ساکورا، یواش رفت پیشش دستش رو گذاشت رو شونه ساکورا نشدیم چی گفت ولی از قیافه ی ساکورا معلوم بود دیگه از امتحان نمی ترسه ولی یه جورایی از اون نگاه ناروتو میترسید! اون نگاه چرا انقدر عذاب اور بود؟ اون چشم ها انگار منتظر بود.....ولش کن چرا باید به این ها فکر کنم.
بالاخره بعد یک ساعت امتحان شروع شد؛ ناروتو درسش عالی بود دیدم که تند تند می نوشت اما از یه جایی به بعد متوقف شد، هر سه نفرمون فهمیده بودیم که باید جواب هارو از یک نفر تقلب کنیم اما این نگرانی من نبود! من نگران این بودم که ناروتو می خواد چیکار کنه؟ پاشد و اجازه خواست تا دستشویی بره! خدایی الان؟ بهترین موقعیت بود تا از رو برگش کپی کنم شارینگانم رو فعال کردم. صبر کن چی؟! تو برگش هیچ جوابی نبود ولی اون که تند تند می نوشت....صدای در، سکوت رو شکست، ناروتو وارد صالن شد نشست سر جاش و بعد از چند دقیقه دوباره شروع کرد نوشتن؛ دستش رو بالا برد، حتی مراقب ها هم تعجب کردن که چطور اطلاعات گرفته.
ناروتو خونسرد منتظر سوال دهم بود زمان هم کم کم داشت تمام میشد و نوبت سوال دهم بود وقتی همه درباره سوال دهم فهمیدن، تقریبا نصف شرکت کننده ها بیرون رفتن. از تیم ما هیچکس دستش رو بالا نبرد، یه دفعه ناروتو قهقه زد و گفت به نظرتون ما امدیم چونین بشیم که تو موقعیت های سخت شونه خالی کنیم؛ جالبه اون هایی که برای یه سوال از اینجا رفتن وقتی پای مرگ و زندگی شون وسط باشه چیکار میکنن؟ بعد از حرف ناروتو دیگه هیچکس دست بالا نبرد.....بعد از شنیدن نتیجه همه تعجب کردن.
ساکورا🌺من هنوز توی شوک بودم، چند لحظه بعد یه زن عجیب و غریب پرید داخل و گفت ناظر مرحله بعد اونه (انکو رو میگه).......از سالن امتحان خارج شدیم؛ مرحله بعدی امتحان فردا بود. قیافه ناروتو طوری بود انگار اب از اب تکون نخورده ولی اون چشم ها.....شاید رنگ چشماش به روشنی آبی آسمون باشه ولی تو دل اون ابی خوشگل رنگ دریای خون پنهان بود ازش میترسیدم فقط امیدوارم تو مسابقه برا مبارزه اون حریفم نباشه. لبخند میزد ولی معلوم بود به موقعش سرسخت ترین و شرور ترین ادم دنیا میشه. کوراما🦊به ناروتو گفتم برای فردا اماده ای؟قراره حسابی سخت بشه. زیر چشمی بهم نگاه کرد یه لبخند کج زد و گفت دست کم گرفتیم؟.....اون نگاه.....حتی منم ازش میترسم چه برسه به مردم عادی؛ اون منو یاد مادارا میندازه، درسته که بهم اجازه داده ازاد باشم ولی احساس می کنم این ازادی از همه زندان ها تاریکتر و سردتره وقتی اینجوری رفتار میکنه احساس میکنم که دارم خفه میشم

انگشت من وقتی بعد نوشتن چند قسمت داستان و طنز انیمه بالاخره می خوابم🤦♀️🤣👍🏻
💬ناروتو از حمام امد و در حالی که موهاش رو خشک میکرد با خودش گفت با توجه به توضیح هایی که سنسه داده نمیتونم با خودم کوله ببرم ولی میتونیم این طلسم های پزشکی رو با خودمون ببریم. بعد ناروتو به ساعت یه نگاه انداخت و گفت هنوز یه ساعت وقت هست. در همین بین ساسکه داشت اخرین اتفاقاتی که افتاده رو مرور میکرد که ببینه چرا ناروتو اینطوری رفتار میکنه......(تا پارت بعد جانه🤭لطفا منو نکشین😬🤣)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عررر دیگه کم مونده بزنم زیر گریه چرا پارت بعد نمیاد😩😩😭😭
گریه نکن امده برو بخون🤗
عالی بود ادامه بده👍😀
مرسی😍
می. ک. ش. م. تتتتت
چرا خو🥺
جنگ کووووو
اها از اون نظر باید منتظر پارت ۱۲ باشی که الان تمام شد
فقط یکم خنده دارش کن ❤️
باشه پارت ۱۲ رو یه کم خنده دار میکنم ولی خدایی وسط بکش بکش یکی بگه چطور خنده دارش کنم؟
وای ناروتو داشت
وای ناروتو داشت؟! یعنی چی؟🤨
اشتباه نوشتم 😹 🤣 😐
عالییییییییییییی یوددددددد
ستایشششششششش
چراااااا
پس مرحله های بعدددددد
هانی مرسی که هستی
عالی بود منتظر ادامه هستم
داستان فوق العاده ای هست .
باید از هانی خانم تشکر کنم که این داستان را معرفی کرد وگرنه احتمال داشت نمیدیرمش 😅😅
البته یک تشکر هم از شما که با سرعت می نویسید
مرسی از شما که داستان رو می خونی از هانی هم باید تشکر کنم که تست های من رو مهرفی کرده😍
تیااااا من فک کردم قراره این پارت بریم برا مرحله ی دوم و سومه چونینی بعد اینجا فقط مرحله ی اول بود میکشمتتتتت بخدا برو به پارت 11 دعا کن چون نوشتیش بهت کار ندارم ولی اگه ننوشته بودیش الان باید اشهدتو میخوندی
🤣🥺
چه توقع هست داری عزیزم تا مرحله سوم تو یه پارت! جان؟😟