
امیدوارم لذت ببرید
ناروتو🍥از دهکده امدم بیرون کیوبی گفت اولین کار اینه که نینجای حسگر بشی. ×این توی مسابقه قراره چه کمکی بکنه؟ +زود، خیلی زود میفهمی💬بد از چند دقیقه کوراما احساس عجیبی پیدا کرد. ناروتو گفت دقیقا کجا داریم میریم؟ کیوبی گفت همین قسمت رو برو داخل!.....بعد از اینکه ناروتو چادر رو پهن کرد و واسایلش رو گذاشت گفت الان چیکار کنم؟ کوراما گفت همین جا بشین بی حرکت، بخشی از چاکرات بشو و سعی کن با چاکرات دنبال چاکرا بگردی؛ باید انقدر حرفه ای بشی که به توانی تعداد و نوع چاکرا رو تشخیص بدی! ناروتو چشماش گرد شد و کار هایی که کیوبی گفت رو انجام داد. نه نمیشد! ×تسلیم نشو بچه جون اگه نتونی کار به این سادگی رو انجام بدی، دیگه بهت کمک نمی کنم. +کجای این سادس؛ باشه بابا حالا قهر نکن.
یک هفته بعد.....امروز بالاخره بعد یک هفته ناروتو تونست موفق بشه البته کوراما هم کمک زیادی بهش کرد و ناروتو تونست یه نینجای حسگر خوب بشه البته هنوز کلی جا داشت تا یک نینجای حسگر عالی بشه ولی در همین حد برای مسابقه عالی بود. در همین حال که ناروتو تمرین میکرد ساسکه داشت از کاکاشی خواهش میکرد که بهش چند تا نینجوتسو یاد بده و چون کاکاشی شارینگان داشت، به ساسکه قول گنجوتسو هم داد. ناروتو داشت تمرین های تایجوتسو میکرد که کوراما صداش زد. ناروتو رو به کوراما گفت دیگه چیکار داری. کوراما پوز خند زد و گفت می خوام چند تا نینجوتسوی عالی یادت بدم فقط باید یه کاری انجام بدی. ناروتو با خوشحالی گفت چه کاری؟ کوراما گفت باید تومار نینجوتسو های ممنوعه رو بدزدی.😏ناروتو با شنیدن این پوزخند زد و گفت نینجوتسوی ممنوعه ها؟! داره جالب میشه
کوراما گفت تند نرو، این یک هفته که اینجا بودیم فهمیدم چند تا انبو ما رو زیر نظر داشتن اول باید اون ها رو بپیچونیم. ناروتو گفت فک کردی فقط خدت فهمیدی ناسلامتی نینجای حسگر شدم ها در ضمن مشکلی نیست با کاگه بونشین که یادم دادی معطلشون میکنم😏شب شده بود، همه جا تاریک بود ناروتو مثل همیشه رفت تو چادر تا بخوابه ولی وقتی زیر پتوی گرم و نرم خوابیده بود بدن اصلیش داشت از زیر زمین داشت به سمت کونوها حرکت میکرد. حدود یک ساعت طول کشید که به چند متری ورودی کونوها برسه؛ از روی درخت ها آروم حرکت کرد مثل حرکت باد لای برگ ها چند دقیقه بعد توی دهکده بود. مثل سایه بی سر و صدا وارد اتاقک شد؛ یک عالمه تومار نینجوتسو، با خودش فکر کرد واقعا اینها نینجوتسوی ممنوعه است، خیلی زیاد بود بیشتر از تصوراتش
کوراما ناروتو رو صدا کرد. گفت اون تومار بزرگه، گوشه ی گوشه اون بهترین نینجتسو ها رو داره. ناروتو گفت تو از کجا میدونی؟ کیوبی گفت تا حالا بعد از این حمله که به دهکده ها کردم فهمیدم بهترین نینجتسو ها تو بزرگترین تومار ها بوده ولی قبل از برداشتنش برو تو حالت حسگری یه حسی بهم میگه تله هست ناروتو رفت تو حالت حسگری و بله همون طور که کوراما گفته بود تله بود باید یه تومار دیگه بر می داشت ناگهان کیوبی گفت صبر کن اون تومار کوچیک مال خاندان اوزوماکی هست! ناروتو چشماش گرد شد و گفت خاندان اوزوماکی؟! کیوبی گفت اره، بعدا برات میگم فعلا اون رو بردار باید بریم الان هاس که انبو ها بفهمن و بیان دنبالت. ناروتو تومار رو با احتیاط برداشت و از راهی که اومده بود برگشت. فردا صبح انبو ها که دیدن ناروتو یک هفته تمام فقط داشته تمرین میکرده برگشتند و به هوکاگه گفتند. هوکاگه گفت که نیازی نیست دیگه مراقب ناروتو باشن.
ناروتو که از رفتن انبو ها خاطر جمع شد و دیگه چاکرایی حس نکرد شروع کرد به تمرین نینجوتسو های ممنوعه وسط تمرین بود که گفت کیوبی چرا کمکم میکنی؟ کوراما پوزخند زد و گفت بهت قول دادم که قوی ترین و شرور ترین شینوبی دنیا بشی، درسته؟ برای این بهت کمک می کنم! ناروتو گفت اینها به کنار کی بهم درباره خاندان اوزوماکی میگی؟ کوراما قهقه زد و گفت چقدر عجولی هر چیزی به موقع خودش فعلا تمرین کن که حسابی کار داریم. ناروتو لبخند کم رنگی زد و با خودش گفت قوی ترین و شرور ترین ها؟ باشه؛ بالاخره نوبت ما هم میشه (خودش و کوراما رو میگه)
یک هفته باقی مانده، ناروتو میره و تومار رو سر جاش قرار میده. با خودش میگه خدا رو شکر هیچکی نفهمیده و چند روز باقی مانده هم طبق روال پیش میره و تمرین میکنه. بعد از چند روز ناروتو بر می گرده دهکده. ناروتو🍥از هم ورودی دهکده داشتم عذاب میکشیدم، با این حرف هاشون. حیف که کیوبی گفته فعلا کاری نکنم وگرنه با نینجوتسو های جدیدم کارشون رو می ساختم. ساسکه و ساکورا امدن دنبالم و گفتن سنسه مارو خواسته می خواد درباره امتحان حرف بزنه......
خوب بقیه اش رو قسمت بعد میگم😑(شروع امتحانات چونینی😎)😐دستم شکست به خدا🤪
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی قشنگ بود منتظر بخش های اکشن هستم.
تیاااااا پارت بعدو نوشتی؟؟؟؟ 🥺🥺🥺🥺دارم میمیرم از فضولی تازه 2 روز شد🥺🥺🥺🥺
خسته نباشی دلاور 🚬🤣🤣🤣🤣
سلامت باشی، خدایی این پارت زیاد نوشتم😂
کگراما جای جیرایا رو گرف
چه کسی جا جیرای رو گرفت؟🤔🤨
کوراما
البته نوع بد جیرایا
ببخشید دیر کامنت دادم
بیرون بودم
خیلی خوشم اومد
با همین دنده ادامه بده 💚 💚 💚
چشم با همین فرمون میرم جلو داره زیاد استقبال میشه🧒
بچه هاسی از همه شما ها که تو کامنت ها حمایت میکنید پارت ۱۱ هم الان نوشتم تمام شد
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉
خیلی عالی بود منتظر امتحان چونینی هستم👍
چشم خیلی زود بهش میرسیم
ویییی فک کنم قسمت بعد قراره اکشن و هیجانی باشه😆😆😆زود زود پارت بعدیو بنویس دارم از فضولی دق میکنم😆😆😆
نوشتم، ناظر تایید کنه من از خدامه درضمن مرسی ازز انرزی که دادی😍😍😍😍
خیلی قشنگ بود منتظر نهمی و امتحام چونین هستم .
مرسی😍 امیدوارم ناطر زود تاایید بده