سلاممم به همگی.???اینم از پارت دومم امیدوارم خوشتون بیاد . این دفعه سریع ننوشتم تا غلط املاییام کم شن. ممنون بریم سراغ تست
این یه حلقس. ?????بابا هیچوقت از این انگشترا نمیذاره یعنی میشه..........میشه ...........من برادر داشته باشم ?.با خودم میگم:نه بابا مامان خودش گف که هیچ خواهر و برادری من ندارم و اون هیچوقت دروغ بهم نمیگه.......اگه گفنه باشه چی؟اشکال نداره من الان تا بابا بیاد باید خودم تنهایی ۵ساعت مراقب مامان باشم . حتما وقت میشه ازش بپرسم این حلقه مال کیه؟
از اون ور بابا:کتمو بر میدارم تا برم فرودگاه که آدرین از تو اتاقش اومد بیرون?. گفت :کجا میری . گفتم:برای کارای مدلینگ یه امروزو کار دارم . آدرین:تو ۱ ساعت پیش برای اینکار بیرون نبودی.من:چرا ولی مشکل استراریه.گفت:در کجا چون شنیدم اسم فرودگاه اومد.من:(تو ذهنم:چقدر سوال پیچم میکنه)این دیگه به تو ربطی نداره . گفت:ولی ما یه خانوادایم. من(ذهن:آخخخخ??. اگه .......)من:آدرین تو امروز رو فقط امروز رو آزادی چون من کار دارم . آدرین:ممنون با............از زبون آدرین:تا میام حرفمو تموم کنم درو میبنده???
آدرین:اشکال نداره . بابا یکم عجیب شده ولی من مشکل های بزرگ تری دارم . ناسلامتی پلکو دادم به هاگماث ??????. فقتی پلک نیس اتاقم مثل قبلش ساکت شده?. لیدی باگ گفت میداش میکنیم اما من مطمعن نیستم . اههههههههه پلک من?????????
اون موقعی که امیلی اومد هپو ببینه ۵ ساعتم قبلش :شب:کت:مای لیدی تعداد اینا خیلین.(خواهر های دوقلوی آلیا شرور شدن و اسمشونم گذاشتن فرشته ی جهنمی???همشونم یا رو کت ریختن یا محاصرش کردن ??)کت:مای لیدی؟؟؟???مای لیدی???????مای لیدی????????????یه دفعه یه صدای آشنا میاد:اون نمیتونه جواب بده لطفا پیام بگذارید . بیبببببببببببب
برای اینکه ببینم کیه سرمو به زور بالا میارم و میبینم.........هاگ ماثه????????????کت:امممممم یه سوال کوچولو تو از کی انقدر شاد شدی؟؟؟؟هاگ ماث:از اون موقعی که شما دارید میبازید یعنی همین الان . کت:تو خواب ببینی?هاگ ماث:چی?.??کت:کی گفته ما داریم میبازیم کور خوندی. هاگ ماث: خب فک کنم باورت نمیشه که باختی و چشم بردن منو نداری. انگشترتو بده به من یا.............کت:یا چی؟هاگ ماث:.............. ......
یا اون لیدیتو میکشم. کت:چیییییی؟؟؟؟؟ هاگ ماث میره کنار و.................... لیدی باگو به میله بستن و یویوشو گذاشتن کنار ولی یع جیزی یویوشم شکسته بود.کت:ولی چجوری،؟؟؟؟؟??????هاگ ماث:تا تو سرت گرم اون کوچولو ها بود من رفتم و لیدی باگو انداختم و به بند بستمش و .......... یع کار ناقابلم کردم ..........یویوشم شیکوندم حالا چی میگی گربه ی قهرمان.
کت:به لیدی نگاه میکنم که انگار شارژش کمه??????کت:باشه بیا معجزه گرمو بردا???کت تو ذهنش:میدونستم که آخرم یا با اجازه یا بدون اجازه ی من برش میداره . و هویتم لو میره پس..............?????
کت:به دور و ورم نگاه میگنم که یه میله میبینم . هاگ ماث تا میاد انگشترو بکشه ........میلرو بر میدارم و با اون تو صورتش میزنم و میرم زیر یه پرده ........ ولی هاگ ماث بدجوری دستمو گرفته بود و ول نمیکرد و با خودم میگم چقدر سیریشه. هاک ماث :فک کردی میتونی از دستم فرار کنی ؟؟؟????. شما بچه ها همتون ۱ ماهه به دنیا اومدید یه دیقه وایسی انگشترو برداشتما????????????????.
به هاگ ماث نگاه میکنم.........یه دفعه از زیر پرده دستشو میاره نزدیک ترو انگشترو و.............زارت???میکشه بیرون???? بعدم میگه:هوراااااا بالا خره من.????بعدم با دو تا پاش بالا پایین میپره??. قیافه ی آدرین?????قیافه ی هاگ ماث بعد از دیدن لیدی باگ اونم جلوی صور تش?????بعدم لیدی باگ:بنگ!!!!!!!! میزنه تو سر هاگ ماث. ولی دیر شده بود ....هاگ م ماث بردش ......با اون هلکوپتر های کوچکش.......هاگ مات:هاااااااااااا آرهههههههههه این ماییییممممممممم?قیافه ی کت:??????? قیافه ی هاگ ماث??????? قیافه ی لیدی باگ??????هاگ ماث: وایسا این دفعه به حساب تو هم میرسم?. لیدی باگ:کت حالا ...............کت ......
خیلی خوب بجه ها ممنون که تستگو زدید حتما نظ بدید ممنون بابای
عالی
باحال بود
خوب بود منظورم عالییی❤❤
سلام به همگی ???ممنون که تستمو زدید . امیدوارم خوشتون بیاد ????? قسمت بعدیو امروز نوشتم ولی نمیدونم کی میاد . چون اینو هم ۲ روز پیش نوشته بودم و نگران بودم نفرسته???به هر حال بدونین که من بعد از اینکه تستم منتشر میشه بعدیو مینویسم ????چون درسام اونقدرا هم سنگین نیس . پس اگه دیر اومد بدونین که تستچی یه نموره دیر میفرسته . خواهشا نظرم بدین ????
وای خدا خیلی خندیدم ?
عالی بود
ادامه بده
ولی خیلی خنده دار بود?