
اینم از قسمت ۶

ساندایمه به چند تا از دکتران عالی رتبه ناروتو رو سپرد و گفت تا درست شدن دهکده و البته بیمارستان ناروتو رو زنده نگه دارید. ناروتو🍥لعنتی.....لعنتی.....لعنتی.....چرا همیشه همین جوری میشه اگه اون زابوزای لعنتی بهم آسیب نزده بود تا الان ده بار مرده بودند. 💬 کیوبی لبخندی زد و گفت مسابقات چونینی. ناروتو گفت منظورت چیه؟ کیوبی گفت اونجا برای چونین شدن باید بکشی دیر یا زود برگزار میشه اگه حالت خوب بود برو اونجا کمی از حرصت خالی میشه برای بعدشم با من. ناروتو گفت بعدش؟ می خوای چیکار کنی؟ کیوبی گفت تو فعلا اتش کشتنت رو حفظ کن من بهت میگم چیکار کنی. ناروتو شونه بالا انداخت و گفت منکه نفهمیدم ولی باشه
ساسکه😎روز سوم هست بالاخره یه سر نخ پیدا کردیم یه قمار خونه تو مرکز شهر....رفتیم اونجا؛ بله همانطور که حدس میزدیم اونها میدانند تسوناده ساما کجاست، اگر دوشهر دیگر برویم جلو اون رو پیدا میکنیم البته اگه از آنجا هم نرفته باشه😔 ساکورا🌺خبر همه دهکده رو پر کرده یعنی ناروتو بخاطر اون روباه همیشه ی خدا تنهاست؟ رفتم پیش ساندایمه و ازش خواستم که ناروتو رو ببینم گفت اشکالی نداره ولی فقط از پشت در میتونم ببینمش. یه اتاق کوچیک ولی پر تجهیزات بود برای شخص هوکاگه اما ساندایمه اون رو داده بود به ناروتو؛ به جز دستگاه ها چیزی نظرم رو جلب کرد....اره خودش بود یه طلسم برای مهر کردن چاکرا.....ولی چرا رو سر ناروتو هست؟ یعنی برا این هست که دیگه تبدیل به روباه شیطانی نشه؟ (اره دیگه پس برا چیه)
کاش زود تر برگردین سنسه، ناروتو سه روز کامل هست که بیهوشه (بچه ها چون می خوام هیجان کار بره بالا سه روز میریم جلو) ساسکه😎بالاخره تسوناده ساما رو پیدا کردیم ولی هرچی بهش میگفتیم بیا به کونوها برگردیم می گفت نه آخر سر کاکاشی سنسه یواش چیزی به اون گفت و اون با تعجب پرسید واقعا؟ سنسه سرش رو به حالت تایید تکون داد، نمی دونم چی شده بود ولی تسوناده ساما رازی شد که باهامون بیاد. کاکاشی🤕 توی راه برگشت بودیم که همه جا رو دود گرفت اروچیمارو از توی دود ها بیرون آمد و گفت میبینم که اوچیها ساسکه رو با خودت اوردی! ساسکه با ترس پرسید سنسه این کیه؟ از من چی می خواد؟
اروچیمارو خندید و گفت تو الان بهترین طعمه هستی ضعیف و شارینگان داری بدن خوبی برای من میشی😈 من در جوابش گفتم عمرا بزارم دستش بهش برسه. و بعد نبرد شرع شد (مثل همون مبارزه که تو خود فیلم بود فقط به جا ناروتو ساسکه و جیرایا حضور نداره و تیکه ای که کابوتو به تسوناده حمله میکنه رو میگم چون فرق داره ) 💬کابوتو کونای رو محکم گرفت و به سمت تسوناده رفت ولی ساسکه پرید جلوش و کونای از توی قفسه سینش رد شد، دست کابوتو رو نگه داشت و سرفه ی خونی کرد، کاکاشی ساسکه رو که تو اون وضعیت دید سریع یه کاگه بونشین درست کرد و پیش ساسکه فرستاد
تا ساسکه کابوتو رو نگه داشته بود کاکاشی سریع چیدوری زد ولی کابوتو نمرد چون سریع خودش رو درمان کرد ولی چون جورابی زیادی از دست داده بود بیهوش شد و چون کابوتو برای اروچیمارو مهمه اون رو برداشت و رفت!....کاکاشی ساسکه رو بلند کرد و کول گرفت، رو به تسوناده گفت ممنونم. تسوناده گفت از من ممنون نباش اگه این بچه نیامده بود جلو من مرده بودم حتما دوستش براش خیلی مهمه و بعد اون ها به سمت کونوها حرکت کردند
بعد چند روز بالاخره به کونوها رسیدند؛ ساندایمه به هر چهارتای اونها (شیزونه هم هستا یادتون که نرفته) گفت که استراحت کنند، چون میدونست هم خسته هستند و هم عمل جراحی قرار عمل سنگینی باشه ولی ساسکه نمی خواست بره خونه و از ساندایمه اجازه خواست که بزاره ناروتو رو ببینه همه با تعجب به ساسکه نگاه کردند و بعد خندیدند (همه تو دلشون : گفتن معلوم نیست این چند روز رو چطور طاقت اورده ولی معلومه ناروتو رو دوست داره) ساندایمه گفت اشکالی داره میتونی بری و ببینیش و یکی از جونین ها رو خواست تا ساسکه رو همراهی کنه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ممنون از همتون💕. تا قسمت ۹ نوشتم دیگه بستگی به ناظر داره😉
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا 🎉 🎉 🎉
چیشده هورا
که گذاشتی
اها😂مرسی انرژی مثبت😍
عالی بود منتظر ادامه هستم
مثل همیشه عالی بود 😸😸😸😸😸
من همون کاگیاما هستم
تا بعدی رو پس نگیرم آروم نمیگیگیرم
بعدی رو پس نگیری منظورت چیه؟🤔🧐 (منتظر پارت بعدی یا چی؟)
آرهههه
همون دیگه
مگه نمیدونی
ول کن
داستان قشنگی هست منتظر بعدی هستم
مرسی😍