سلام عشقولیا. ?? من سارینا هستم 13 سالمه ❤️. این اولین تست من هست من این تست رو یه بار گذاشتم ولی تستچی قبول نکر ?????تستچی لطفا ازت خواهش میکنم که داستانم رو داخل سایت منتشر کن و لطفا قبول کن ?. امیدوارم که خوشتون بیاد. این داستان 3 تا فصل داره و توی این سه فصل نقش اصلی یه دختر هست به نام کوران. که در داستان باهاش آشنا میشیم ??. یه مقدمه کوچولو درباره شخصیت های داستان بهتون میگم ? حتماً حتماً نظر بدین ? چون من روی این داستان دو ماه وقت گذاشتم. خیلی دوستتون دارم ?. بریم داستان رو شروع کنیم. ??
داستان درباره دختری به نام کوران هست که در 3 سالگیش مادرش رو از دست داده. پدرش یکی از بزرگترین بازیگر های آمریکا هست. مادرش فرانسوی و آلمانی بوده و پدرش آمریکایی و ژاپنی هست. کوران سه تا برادر داره که دوتاشون ازش بزرگ ترن و یکیشون کوچک تر. اسم بزرگترین برادرش کروسا هست. اسم برادر دومش کورودا هست و اسم برادر آخرش هم کای هست که شخصیت هاشون رو بهتون میگم ??
شکل شخصیت های داستان : کوران موهای مشکی زغالی بلند و چشم های آبی. که خیلی خوشگله. شخصیت کوران دختری مهربون و بامزه ولی اگر عصبانی بشه دمار از روزگار همه در میاره ??. کروسا موهای قهوهای کمرنگ و چشم های آبی پرنگ شخصیت کروسا پسری آروم و مهربون که عاشق حیوانات هست و همیشه هوای کوران رو داره و کوران اون رو پسر خاموش صدامیکنه ???. کورودا موهای خاکستری و چشم های خاکستری. شخصیت کورودا پسری پر شر و شور که همیشه پیش کوران هست. کوران اون رو رفیق خاکستری صدا میکنه ?. کای موهای قهوهای و چشم های سبز. شخصیت کای پسری بانمک و بامزه که کوران خیلی هواش رو داره ولی بعضی وقتا خیلی سر به سر کوران میزاره کوران اون رو دلقک خنگ صدا میکنه ????. بارون ( پسر عموی کوران) که در داستان باهاش آشنا میشیم ? بارون موهای سورمه ای و چشم های سبز. باران ( دختر عموی کوران) که اونم در داستان باهاش آشنا میشیم ?. باران موهای طلایی و چشم های قهوهای. شخصیت های دیگه ای هم داخل داستان هست که بعدا معرفی می کنم ?. بریم داستان رو شروع کنیم. ? ببخشید اگر کم نوشتم سعی می کنم قسمت بعدی رو بیشتر بنویسم. ??
( راستی ژانر این قسمت از داستان طنز هست ولی از قسمت بعد عاشقانه هم میشه) ??از زبان کوران. سلام من کوران هستم. الان من 12 سالمه ❤️ ( این داستان تا 24 کوران میره) من و برادرام برای چند مدت داریم میریم ژاپن زندگی کنیم پیش عموم. لوسی ( خدمتکار کای) خانم کورا ( به کوران هست) کای میگه من نمیام ژاپن هر کاری می کنم که وسایل هاش رو جمع کنم نمیزاره. ???. من : چیییییییییییییی! کاییییییییییییی??????. کورودا و کروسا : چیه خونه رو گذاشتی رو سرت. من : برو از اون دلقک خنگ بپرس ??? میگه من نمیام ژاپن. ??.از زبان نویسنده ? : کورا میره سمت در کای. کای هم از ترس در رو قفل کرده باز نمیکنه ???. از زبان کورا : من پس نمیای ژاپن اره دمار از روزگارت در میارم. آهای خاموش سوئیچ ماشین بابا کجاست؟ ??
کروسا : دست مکس ( نگهبان خونشون) هست. من زود از پله ها اومدم پایین اه این پله ها چقدر زیاده تا من برم بیارمش اون دلقک در رفته ??. به هر بدبختی بود رفتم پایین سوئیچ رو از مکس گرفتم و رفتم قفل فرمون رو از تو ماشین برداشتم و رفتم بالا ?. از زبان کورودا : دیدم کورا داره میاد بالا. وا این دختر چرا اینقدر صدا میده؟ ?. رفتم دیدم یا خدا قفل فرمون اورده ???.
داد زدم بدوین که رگ دیوونگی گرفتتش اگر هممون رو همین جا خاک میکنه ?. به کای هم گفتم خدا بیامرزتت ??. کای هم داد میزن نرین این دختر من رو میکشه ???. از زبان کوران : حالا دیگه رو حرف من حرف میزنی دلقک خنگ اره. میکشمت. ???????
اگر تا یه دقیقه دیگه در رو باز نکنی در رو میشکونم میام تو و بعد سرت رو میشکونم ?????. ( قیافه نویسنده ????? کورا : نويسنده دهنت رو به میام سر تو هم میشکونما ?. نویسنده : باشه غلط کردم ???. کورا : خوبه ??. از زبان کوران ببین کای یکم فکر کن ببین خودت هر جا رو دوست داشتی همون جا خاکت می کنم ???. با یه مراسم با شکوه برات میگیرم. ??. خب مثل این که در رو باز نمیکنی. باشه ???.
از زبان کروسا : کورا محکم با قفل فرمون زد تو در یه تیکه در داغون شد هر چی خدمتکار هاذمیگفتن نکن اون گفت اگر جونتون رو دوست دارین برین کنار ( توجه : کورا فقط و فقط می خواد کای رو بترسونه تا باهاشون بره ژاپن وگرنه اصلا قصد صدمه زدن به کسی رو نداره) ??. خدمتکارها دوتا پا داشتن دوتا پای دیگه هم گرفتن. برو که رفتیم فرار کردن ??. میشد تو چشم های کورا عصبانیت رو خوند چشم هاش از رنگ آبی به رنگ قرمز تغییر کرده بود?. آخر هم یه ضربه با قفل فرمون زد تو در و یه پا هم زد تو در و رفت تو. ???. ( کورا یه دختر ورشکار و قویه که تونست یه در رو بشکونه ??)
از زبان کورا : کای یا میایی ژاپن یا همین جا دخلت رو بیارم؟ ???. کای : من نمیام ژاپن من می خوام پیش پدر بمونم پدر تنهاست ????☹️. قفل فرمون رو گذاشتم روی شونم و رفتم جلو ? کای هم خورد زمین و همینطور می خزید عقب ???. بهش گفتم :
من: اول اینکه بابا تنها نمیمونه. دوم اینکه بابا همیشه سر کار هست و وقتی هم خونه باشه خدمتکارها خونه هستن. نگران بابا نباش. سوم اینکه. از زبان کورودا : دیدم کورا قفل فرمون رو آورد بالا که یهو!........?
بنظرتون کورا چی کار کرد؟ ?? ببخشید اگر کم بود سعی مکنم قسمت بعد رو بیشتر بنویسم ????. حتما بخونید و حتماً حتماً نظر بدین و به دوستانتون معرفی کنید. ???? خیلی خیلی دوستتون دارم ?. بای ???
ممنون خوب بود من رفتم پارت بعد
خیلی خوب بود خیلی بااستعدادی
بچه ها من پارت بعد رو گذاشتم داخل سایت. دیگه بستگی به تستچی داره که کی قبولش کنه ?
بچه ها یه خبر خیلی باحال براتون دارم. این خبر کاملا واقعی و دقیق هست. تاریخ اکران کارتون میراکلس 4 اوایل سال 2021 هست. این خبر کاملا صحت دارد ??????
سلام بچه ها خوبین؟ ببخشید که دیر شد ول من تا یک ساعت دیگه داستان رو میزارم و اینکه سعی کردم تا جایی که میتونم طولانی و هیجانی بنویسم. ??
سلام عزیزم داستانت خیلی خوبه ازش خوشم اومد امیدوارم بازم بنویسی میدونم ممکنه دیر بشه بخاطر درس ها .
بچهها پارت بعد رو عصر میزارم و اینکه پارت بعد رو خیلی هیجانی میکنم چون هم عاشقانه میشه هم طنز. از همتون ممنونم. اگر دوست داشتید به دوستانتون معرفی کنید ????????
واقعا خیلی ممنون از همگی حتما ادامه میدم ???
از طرف من به کورا تسلیت بگو واقعا خیلی ناراحت شدم که برادر کوچیکش سقط شد ?
خلاصه که امید وارم آخرین غمش باشه ((که نیست ))
عالی بو خیلی خوشم امد ادامه بده ??
ممنون عزیزم. ??باشه بهش میگم??
قشنگن ولی یکم شخصیت هات زیادیه به نظرم سه تا برادر زیادیه و باعث میشه ادم با هم قاطیشون کنه?
واقعاً ببخشید ??ولی من داستانم رو بر اساس همین سه تا برادر و چند تای دیگه برنامه ریزی کردم. ?ولی خب بقیه داستان نقش برادر هاش خیلی زیاد نیستن. ?