سلام دوستان این پارت بی نظیره حتما حتما بخونیدش☺☺☺?
رزی :باشه. (3 ساعت بعد) آخ چقدر خسته شدم کاتی :اره والا منم خسته شدم رزی: ولی خیلی خوش گذشت ماری :اره خیلی?????? متیو :جک این چیه توماس :اره جک کی این کارو کرده جک: من خوب میدونم کی این بلا رو سرم اورده????????? بایدحسابشو برسم
کار اون 3 تا دختر زشته همون دخترای از خود راضی و دیوونه اونا این کارو کردن توماس و متیو :جک تو مطمعنی؟? جک:نکنه شما به من شک دارید? توماس و متیو : نه ?
جک: باید یه نقشه ی خوب و درست حسابی برای اون احمقا بکشیم بیاید بریم توی سالن ورزشگاه امروز اونجا خالیه توماس:بنظرم باید اول سر کلاس یه بیلبوررد بزنیم که عکس اون 3 تا احمق روی بیلبورد باشه زیرشم می نویسیم. دیوونه دیوونه کی هستش ماری و رزی و کاتی هستش این 3 تا خیلی خنگن کوتوله و بد بو و زشتن متیو :????عالیه بابا حرف نداره فقط باید روی شعرش کار کنیمش جک :بابا ایول ☺???? متیو:بچها من پسر داییم توی کار بیلبورد و بنره من اونو حلش می کنم جک:مرسی رفیق???
وایی امروز چه روز معره که ای یه روز اذیت کردم ماری و رزی وکاتی??????بزار زنگ بزنم به متیو ببینم چه کرد واسه بنر سلام داداش خوبی متیو:سلام جکی توو خوبی جک:متی بنرو ردیف کردی متیو:اره بابا نگران نباش جک :اوکی مرسی من برم فعلا? متیو :?
جک :سلام بچها خوبین متیو:من خوبم شما خوبید توماس :من که امروز خیلی سر حالم جک: خب بچها بریم توکارش متیو و توماس: بریم ♡1 ساعت بعد♡ جک: اخیش خسته شدیماا ولی خیلی حال داد متیو و توماس: اره جک: بچها اومدن برید بشینید ? رز: ماری این چیه کاتی :ماری این بلا رو کی سرمون آورده? ماری :کار اون سه تا احمقه ????
ماری: رز تو برو جک رو صدا کن بگوماری توی راه رو کارت داره? رز: باشه الان میرم فقط متمعنی ماری: اره ?رز: جک بیا اینجا جک: بله چیزی شده رز: برو توی راه روماری کارت دار جک: برای چی? رز: تو بروو حالا ماری: میبینم که آبرومونو بردی تو به چه حقی این کارو کردی? جک: نکنه یادت رفته خانم خانما که تو اول این کارو با ما کردی? ماری: ولی تو کیف منو پاره کردی? جک: دوست داشتم? ماری: منم دوست داشتم ?
رزی :ماری چی شد چی گفتین? ماری: ولش کن بابا یه مشتی چرت و پرت نمیخوام در موردش حرفی بزنم عصابم خورد میشه ?رز :باشه هر جور مایلی? کاتی :بچها بیاین برای اینکه حالمون بهتر بشه بریم کافه? رزی :باشه من پایم ?ماری: من اصلا حوصله ندارم خودتون برین ?رزی و کاتی :بابا ناز نکن دیگه ??ماری: باشه میام کاتی: شب بریم ماری و رزی: اره شب خوبه بریم جک: توماس ، متیو امشب جشن بگیریم متیو و توماس :باشه ما که پایه ایم. رزی: ماری، کاتی اینا کین پشت سرمون ماری: نمیدونم. ?????خب خانم خانما کیفاتونو رد کنین بیاد ماری و رزی و کاتی کمممممک????
?????خب دوستان در قسمت بعد بقیه ی داستان رو میزارم??☺☺☺☺
امیدوارم تا اینجای داستان لذت برده باشید???
???❤????????
دیگه ادامه نمیدی ؟
خیلی قشنگ بود قسمت بعدی رو زود بزار ممنون ??