اینم قسمت ۱۳ امیدوارم لذت ببرید ? دوستان من به شدت مشکوک به کرونا هستم ? ممکنه این آخرین قسمتی باشه که براتون میذارم ? لطفاً منو حلال کنید ?? لطفاً زیاد نظر بدین ❤️
ادامهی قسمت قبلی?? از دید دختر کفشدوزکی : بعد از اینکه معجزه گر ها رو به افراد مناسب دادیم رفتیم بالای یه پشت بوم . به گربه گفتم : خب پیشی اینم از ارتش دختر کفشدوزکی و گربه ی چُلاق ? چیز ببخشید گربه ی سیاه ? گفت وقتی منو مسخره میکنی بیشتر عاشقت میشم ?. گفتم اگه مشت بزنم بهت چی ؟ بازم عاشقم میشی ?؟ گفت مشتهای تو برای من چون نوازش میماند بانوی من ❤️
گفتم : گربه امشب بیکاری ؟ گفت : نه خیلی کار دارم ! گفتم : چیکار داری مثلا ? ؟ گفت من همه ی شب باید به تو فکر کنم اصلا وقت آزاد ندارم ❤️ گفتم جالبه ? منم اتفاقاً اصلا وقت ندارم ? ، راستی آدرین از فردا امتحانات نهایی شروع میشه ? باید فقط درس بخونیم . گفت خب باهم درس میخونم ? گفتم نمیدونم پدرت میذاره بیام خونهتون یا نه ? گفت اون با من ? گفتم بااااااشه ? .
از دید آدرین : برگشتم خونه گفتم پلگ ? پنجه ها داخل ? . رفتم سمت اتاق کار پدرم ، در زدم ? خیلی استرس داشتم ، پدرم گفت بیا داخل ، رفتم داخل گفتم سلام پدر ? گفت سلام پسرم سریع حرفت رو بزن من کار دارم ? گفتم بله چشم ، پدر امتحانات نهایی من داره شروع میشه میخواستم اجازه بگیرم که با دوستم دو نفری درس بخونیم لطفاً ??? گفت کدوم دوستت ? ؟ گفتم مرینت دوپن چنگ . گفت نگفته بودی دوست دختر داری ? ! گفتم ? ف...ف....ف....فقط دوستیم ? !! گفت ? خیله خب باشه دوست دخترت میتونه بیاد ? . گفتم ممنون پدر ??? با اجازه ??
برگشتم توی اتاق و یه نفس راحت کشیدم ? گفتم هووووووف چقدر سخت بود ! پلگ گفت آدرین دیدی پدرت اونقدر ها هم سخت گیر نیست ? . گفتم پلگ سخت ترین کار بعد از شغل معدن حرف زدن با پدر منه ? . گوشیمو برداشتم و زنگ زدم به مرینت ....
جواب داد گفت سلام آدرین ?? گفتم سلام مرینت ، مرینت مژدگانی بده که یه خبر خوب دارم ?! گفت چی شده ، جو بایدن رئیسجمهور آمریکا شده? ؟ گفتم از اون خبر ندارم ? اما پدرم با اینکه با هم درس بخونیم موافقت کرد ? گفت چه عالی ! پس من امشب میام . گفتم منتظرت میمونم بانوی من ❤️ گفت باشه ? خداحافظ??
شب شد ?? از دید مرینت : وسایلم رو جمع کردم و رفتم سمت خونهی آدرین . وقتی رسیدم اونجا خواستم آیفون بزنم که یهو از دیوار دوربین امنیتی اومد بیرون و خورد توی صورتم ? من اصلاً شانس ندارم ? ناتالی از پشت آیفون گفت خانوم مرینت منتظرتون بودیم ? . و در اصلی رو باز کرد . من رفتم داخل . ناتالی اومد و گفت دنبال من بیا ...
دنبال ناتالی رفتم . رفتیم سمت اتاق آدرین . درب اتاق رو برام باز کرد و من رفتم داخل و بعد در رو بست . با خودم گفتم آخیییییش بالاخره تموم شد ? . آدرین تا منو دید گفت سلام عزیزم ? رفتم و پریدم توی بغل آدرین ? گفتم سلام بالاخره از هفت خان رستم گذشتم ? گفت منظورت هفت خان عمارت آگراسته ? ؟ گفتم آره همون ? .
خلاصه شروع کردم به درس خوندن . یک ساعت بعد?? آدرین گفت : مرینت خسته شدم آخه امروز خیلی بهت فکر کردم❤️ من ۱۵ دقیقه میخوابم بعدش منو بیدار کن ، باشه ؟ گفتم باشه تو راحت بخواب ? . آدرین رفت و روی تخت دراز کشید و سریع خوابش برد ??. من رفتم و اتفاق رو یکم نگا کردم دیدم آدرین چند تا عکس از دختر کفشدوزکی داره که روی همش قلب نقاشی کرده ❤️ با دیدن عکس ها ناجور سرخ شدم و به فکر فرو رفتم ? . یهو به خودم اومدم دیدم ۱۵ دقیقه شده و باید آدرین رو بیدار کنم ❤️ رفتم بالای سرش دنبال یه راه بودم تا رمانتیک بیدارش کنم ? اما با خودم گفتم مرینت یادته اون روز توی اردوی نیویورک آدرین چطوری بیدارت کرد ? حالا وقت انتقامه ? . با دست دماغ آدرین رو گرفتم تا بیدار بشه ? بعد از ۵ ثانیه آدرین صورتی شد بعد سرخ شد بعد بنفش شد بعد سیاه شد یهو از خواب پرید و گفت من شما بلد نیستم ?!!!!! ها.....ها....چی...چی شده !؟!!؟؟ گفتم آروم باش آروم باش داشتی خواب میدیدی ? (?)
گفت : مرینت خواب دیدم دارم غرق میشم ? گفتم در واقع داشتی خفه میشدی ? اما مهم اینه که الان بیداری . گفت بیداری واقعا زیبا تر از خوابه ❤️? بعد توی چشماش زل زدم ?️✨ و همو بوسیدیم ??
خب خلاصه دو هفته بعد ، بعد از اتمام امتحانات نهایی ?? از دید آدرین : روز آخر مدرسه بود و .....
اسنرس نگیر تا کرونا بهت غلبه نکنه منم کرونا گرفتم ولی چون از کرونا نمیترسیدم سه روزه فقط تب کردم و سر درد داشتم تموم شد تست که دادیم فعمیدیم کروناست ولی دیر شده بود خانوادمم گرفته بودم مادرم که از همه بیشتر استرس داشت کروناش خیلی شدیدتر بود
عزیزم تنها کاری که باید بکنی اینه که انرژی مثبت توی خونت زیاد باشه
انقدر نگی میمیرم
بگی من خوب میشم
من سر حالم
باشه
امدیوارم حالت زود زود خوب بشه
چند تا جوکم میگم
بغض گلویم را گرفته است
حس خفگی دارم
عه تیشرتمو بر عکس پوشیدم
فکر کردم عاشق شدم
هیچی حله
یه جوک دیگه
نامزدم زنگ زد گفت شام میاد خونمون?
گفتم خوراک بره داریم دوست داری?
گفت اره خیلیییییییی?
شب اومد جلوش یه عالمه سبزی گذاشتیم?
الان محضریم میخواد طلاقم بده?
بگید ببینم مگه خوراک بره علف نیست?
یه جوک دیگه
اموزش خوردن سبزی پلو با ماهی
کشیدن پلو 5 ثانیه
کشیدن ماهی 10 ثانیه
جدا کردن استخوان ها از ماهی 2 الی 3 روز کاری
خوردن غذا 5 دقیقه
امید وارم لذت برده باشی
?????
نترس کرونا چیز خیلی ترسناکی نیست من کرونا گرفتم اصلا حالم خوب نبود بعد از 3 تا 4 روز حالم خوب شد
انقدر نگو این آخرین قسمتی هست که میزارید
من اینا رو از خودم در نمیارم از بعضی از آدم ها یاد گرفتم
لطفا دیگه نگو این آخرین قسمت لطفا
امید وارم حالت هرچه زودتر خوب بشه❤❤??????????????????????????????????????
خداوند خوب بشی راستی اسم تو علی رضا هست پسری ?اگه پری واقعن استعداد داری و اگه دوختر دمت گرم من عاشق داستاناتم
عالی ولی کم
سلام ببخشید دیر نظر دادم خیلی قشنگ بووود و خیلییییییییییی دوست داشتم نترس کرونا نیست انشالله امیدت به خدا مراقب خودت باش و نیا بیرون از خونه و نترس هیچی نیس من پدر بزرگمو عموم و زن عموم و تازه اون یکی پسر عموم همشون گرفته بودن?اما بعد از دو هفته استراحت الان ما داریم با هم بپر بپر میکنیم?خیلییی دوست داشتم لطفا بعدی رو بذار❤تو صمیم قلبم جا داری با داستانات
❤️
فک کنم اسمت علیرضا بود اگه اشتباه نکنم ولی وای خدا من مردم از خنده و عالی بودی عالی عالی عالی و اینکه برو تست کرونا رو بده فک کنم قیمتش تو ایران ۷۵۰ هزار تومن باشه و ایشالله خوب میشی خاله ی من دکتره میگه باید تا میتونی به خودت رو حیه ی خوب بدی
امیدوارم حالت خوب بشه تو بهترین تست های دنیا را میاری
خیلی عالی بود❤ادامه بده ❤ بیخودی جوش نزن کرونا نداری ? بهترین داستان تستی اینه ، از داستان های مهشید و بهار و A.M.M خیلی بهتره ❤
داستانت عالیه ??
اگه خدایی نکرده کرونا داشتی و آزمایش کرونات مصبت شد نگران نباش فقط تو خونه بمون و تا میتونی مایعات بخور.