لایک و کامنت یادت نره بیبی
نامی:(از در خونه میاد تو و سرفه میکنه) ا.ت چه اتفاقی افتاده چرا بوی سوختگی میاد حالت خوبه؟ ا.ت:من خوبم فقط غذام سوخت نامی:اشکال نداره بیبی خداروشکر هیچیت نشده:)
جین:(پشت سر هم سرفه میکنه وقتی حالش جا اومد میگه): ا.ت چرا غذارو سوزوندی هرچی دست پخت ورلد واید هندسام خوبه دست پخت تو اینجوریه:/ و همینطور ک به غر غراش ادامه میده میره تو اشپزخونه تا غذا بپزه
شوگا: از اتاق خواب میاد بیرون و میگه: چه خبره چرا بوی سوختگی میاد؟ ا.ت: هیچی نشده غذام سوخت شوگا:(همونطور که دوباره میره تو اتاق میگه: اشکال نداره فقط برو دوباره غذا درست کن بی سر و صدا
جیهوپ: واییییییییی بیبی چطوری چیزیت نشد که هانننن؟ ا.ت: نه نگران نباش فقط غذام سوخت هوپی: فدای سرت بیا باهم غذا بپزیم
جیمین: باز که غذا رو سوزونده هنوز خیلی مونده آشپزی یاد بگیره(همه ی اینا رو زیر لبی میگه) ا.ت با فریاد: جیمیییینننننن شنیدم چی گفتییییی جیمین: خب منم جوری گفتم ک بشنوی حالا عیب نداره بریم پیش جین هیونگ غذا بخوریم این یکی که پرید
تهیونگ:(داره با یونتان بازی میکنه) متوجه ی بوی سوختگی میشه و میگه: ا.ت چیشده غذا سوخته؟ ا.ت: اره حالا چیکا کنیم؟ ته: اشکال نداره بیب خودت و ناراحت نکن الان میریم پیش جین هیونگ غذا بخوریم(بیچاره جین
کوکی: بازززززززم کهههه غذاااا سوختتتتتت حالا چیییی بخورییییییم من گشنمههه؟ ا.ت: باشه بابا اروم باش الان زنگ میزنم پیتزا سفارش میدم.
نظرات بازدیدکنندگان (0)