امیدوارم خوشت میا ولی من خیلی خوشحال تو یه روز ۵۷ نفر تست منو دیده بودن
بچه ها داسنان فقط برای خوندن است به صحیح و غلط بودن فکر نکنید بزنید صحیح خب بریم سراغ داستان از زبان ادرین??
من امروز از خواب بیدار شدم با یک صحنه عجیب مواجه شدم که شآکه شدم???
دیدم پلگ داره با یکی حرف کیزنه اولش فکر کردم داره با پنیر حرف میزنه آلی نه دیدک عکس کوامی لیدی باگ شوکه شدم نکنه........عاشق شده??اونم عاشق کی کوامی ایدی باگ??دقیقا مثل من???که یهو...........
فهمیدم ساعت ۹????...جا خوردم سریع اکاده شدم و رفتم اونجا که رفتم همه سر کلاس بودن وقتی رفتم دیدم نینو رفته پیش الیا ومن رفتم پیش مرینت نشستم مزینت اروم بهم گفت:داری مثل من ها????گفتم:
خوب ایندفعه پلگ یه کاری کرده بود که جا خوردم مرینت گفت چه کاری گفتم:عاشق کوامیت شده???????از زبان مرینت:
اززبان راوی:راستی بگم مرینت امروز خیلی خوشگل شده بود (عکس هکین پارت) از زبان ادرین:بعد کلاس تموم شد به مرینت گفتم بیا کارت دارم مرینت اومد از زبان مرینت:ادرین بهم گفت امشب ساعت ۹ جای همیشگیگفتم:بله که میام شاهزاده رویاهام و از زبان لایلا:دیدم ادرین و مرینت دارن باهم گپ میزنن به خودم گفتم:وقتشه م ینت رو بکشم و بعد هم کاگامی رو یو هااااااااا از زبان ادرین:
ساعت ۸ بود رفتم همه جا رو تزعیین کردم و منتظر موندم مرینت بیادمرینت اومد و اززبان مرینت:
رفتم دیدم اپرین همه جارو تزعیین کرده همین که اومدیم شام رو بخوریم ارباب شرارت بهم همراه مایورا ارباب شرارت گفت:وقتشه بمیرین??? ما داشتیم شکست میخوردیم که یهم ارباب شرارت ماروزدن و ما محو شدین. از زبان کرینت:من حدس میزدم که ارباب شرارت بیاد اخه نورو به تیکی گفته بود که ما امشب میخوایم به شکا حمله کنیم اماده باشید ما رفتیم و من حوری با یویوم زدم به ارباب شرارت و گربه یجوری زد به مایورو که همشون بیهوش شدن ما رفتیم وعجزه گر هارو ورداشتیم و دیدیم که پدر ادرین ارباب شرارت و مایورا ناتالی ادرین از بسکگی گریه کرد یهووووو??????
داستان تموم شد نضرات فراموش نشه بابای
راستی در نضرات حدس بزنید چه اتفاقی برای ادرین میفته بگید ممنونم قسمت بعد هیجانی هست قول میدم
😘😘😘😘😘😘😘 عالییییییییی
خوب بود ولی غلط املایی خیلی داشتی