بالماسکه (Bal masqué) نوعی مراسم جشن است که مدعوین با لباس مبدل و نقاب در آن شرکت می کنند. میهمانی ها و مراسم بالماسکه، دارای اصالتی تاریخی در قاره اروپا است و ریشه های آن به سده های میانه بر می گردد.💜💜💜این از تعریف مراسم و جشن بالماسکه . خب بریم
هلو لاولی های من . فکر میکنید کدوم یک از پسرا دیت بالماسکتون میشن ●_● خب بریم ببینیم^~^ خب یکی رو بزن برای شروع ❣
کدوم لباس رو انتخاب میکنی؟ (به دلیل کمبود جا توی سوال بعد اعداد ۴ و ۵ و ۶ و ۷ هستند اگر عدد مورد نظرتون توی این سوال نبود اون عدد رو به یاد داشته باشید و در سوال بعد بزنید ❣❣)
ادامه سوال قبل...
با چی به جشن میرید؟ اسم ماشین ها رو هم کنار شمارشون مینویسم تا اگر دوست داشتید بلد باشید✌🏻💜💜
ادامه سوال قبل...
محل جشنتون کدوم باشه؟ 🍷🍷🍷
ادامه سوال قبل...
چه ویژکی تو شریک رقص و پارتی براتون مهم تره؟
کدوم یک شما رو توصیف میکنه (مهم نیست همش شبیهتون باشه . اونی که اشتراک بیشتری باهاش داری رو بزن )☆☆
تموم شد . خب لایک یادتون نره . سعی کردم سوالا رو جوری بزارم که جذبتون کنه . ممنون میشم اون قبل سفید رو قرمز کنی . 💜💜💜💜
نتیجه 1
به خاطر کمبود جا دو تا رو اینجا مینویسم ( از ۰ تا ۱۰۶ جونگ کوک از ۱۰۷ تا ۲۱۶ تهیونگ ) ●جونگ کوک 🍷عکس لباس و ماسکت اسلاید ۹🍷اروم اروم رفتی سمتش. دستش تو جیبش بود و معلوم بود کلی تلاش میکنه که جلوی تو جذاب و مردونه به نظر برسه و موفقم میشد ولی وقتی نزدیکتر شدی و از نزدیک دیدت نتونست لبخند ذوق زده شو پنهون کنه و پای خرگوشمون یخورده گل انداخت ولی جونگکوکه و پلی بوی اعظم زود خودشو جمع کرد و با اعتماد به نفس دستتو گرفت و در ماشنو باز کرد و همونجوری که به سمت ماشین هدایتت میکرد گفت : مشکی خیلی بهت میاد لبخند زدی و سوار ماشین شدین و راه افتادین سمت محل پارتی بالماسکه با جونگکوک بیشتر از اونی که فکرشو بکنی جذاب بود و به هر دوتاتون خیلی خوش گذشت بهت..... ●تهیونگ 💜عکس لباس و ماسکت اسلاید ۱ 💜دست به سینه به ماشینش تکیه داده بود و وقتی از سوییت رفتی بیرون و استایل خاصشو دیدی دوباره و دوباره قلبت اومد تو حلقت وقتی دیدت با خوشحالی برات دست تکون داد و توعم براش لبخند زدی و رفتی سمتش آروم بغلت کرد و قلبتو به تپش انداخت. بعدم تو گوشت زمزمه کرد: امشب قراره شب خاصی باشه نه دیگه داشتی غش میکردی که در ماشینو برات باز کرد و خودتو انداختی تو ماشین تا بتونی نفسی تازه کنی خودشم سوار شد و راه افتادین سمت پارتی کل پارتی با لبخندای شیطنت آمیز تهیونگ و قرمز شدنای تو گذشت و برای دوتاتون شب هیجان انگیزی شد
نتیجه 2
به خاطر کمبود جا دوتا رو اینجا مینویسم (از ۲۱۷ تا ۲۷۰ جیمین . از ۲۷۱ تا ۳۲۴ جیهوپ ) ●جیمین ❣عکس لباس و ماسکت اسلاید۳ ❣به ماشینش تکیه داده بود و وقتی از سوییت بیرون اومدی سرشو بلند کرد با تحسین و لبخند بهت نگاه کرد. جلوش که ایستادی دستتو گرفت و نزدیک لباش برد و بوسه ای روشون زد. از خجالت قرمز شدی و با خنده ساختگی ای گفتی: جیمیناا لازم نیست انقد رسمی باشی جيمين خنده ای کرد و گفت: امشب شبیه پرنسسا شدی پس بزار مثل شاهزاده ها باهات رفتار کنم بعدم در ماشینو برات باز کرد خنده ای کردی و گفتی: لازم نیس فقط مث همیشه باش جيمين هم لبخندی زد و ماشینو روشن کرد و راه افتادین سمت پارتی /^o^\ پارتی هم با خنده و رقص و خوشگذرونی گذشت و یه شب به یاد موندنی برای جفتتون شد ●جیهوپ:💜عکس لباس و ماسکت اسلاید ۵ 💜وقتی از در خونه اومدین بیرون و چشش بهت افتاد مث بچه ها ذوق کرد و چشاش برق زد. دستشو گذاشته بود رو دهنش و با حیرت هی از بالا تا پایین و هی از پایین به بالاتونو نگا میکردقة خجالت کشیدی و با خنده گفتی: جیهوپ نمیخوای دیر برسیم به پارتی که جیهوپ به خودش اومد و با خنده در ماشینو برات وا کرد و رفتین سمت پارتی... كل شبو رقصیدین و خوش گذروندین و جیهوپم گاهی با رقص خفن و جذابش باعث میشد همه دهناشون وا بمونه اخه مگه میشه یکی با جیهوپ بره پارتی و بهش خوش نگذره
نتیجه 3
بخاطر کمبود جا دوتا رو اینجا مینویسم .(۳۲۰ تا ۳۷۵ نامجون و از ۳۷۶ تا ۴۳۲ شوگا ) نامجون ۸ :❄عکس لباس و ماسکت اسلاید❄لیموزین جلو در سوییتت می ایستاده و نامجونو میبینی که ازش پیاده میشه. لبخند میزنه و دستتو میگیره و تو گوشت آروم میگه : خوشگل شدی!! باهم میرین توی لیموزین میشینین و تا خود محل پارتی نوشیدنی میخورین و توی پارتی کلی با هم میرقصین و خوش میگذرونین و یه شب رمانتیکو کنار هم تجربه میکنین .......... ●شوگا : ❤عکس لباس و ماسکت اسلاید ۷ ❤وقتی از سوییت اومدی بیرون و چشش بهت افتاد محوت شد ولی با یه سرفه ساختگی دستی پشت گردنش کشید و اروم گفت: خوشگل شدی. گل از گلت شکفت. میدونستین که یونگی فقط وقتی خیلی تحت تاثیر قرار گرفته باشه از این حرفا میزنه بچه خیلی با احساسه فقط نشونش نمیده و تو اینو خیلی خوب درک میکردی:))) سوار ماشین شدین و رفتین سمت پارتی. یونگی بی حوصله به نظر میومد چون مسلما دلش میخواست خونه خواب باشه:// ولی خب صد در صد مهمونی با تورو بیشتر ترجیح میده که اومده كل مهمونی با اصرار و اجبار تو برای رقصیدن پیش رفت و شوگا به ظاهر غرغر میکرد ولی وقتی تو حواست نبود لبخند میزد و میشد رضایتو تو چشاش دید هر چی بود شب خوبی بود و به هر دوتاتون خوش گذشت
نتیجه 4
جین 💙عکس لباس و ماسکت اسلاید ۱۰💙 جلو ماشین با کت و شلوار سفید رنگش منتظرت وایستاده بود. وقتی از سوییتت اومدی بیرون کاملا محوت شد و لحظه ای ازت چشم بر نمیداشت. با خجالت رفتی جلوش وایستادی و اون بدون اینکه حتی بهت سلام بده فقط نگات میکرد. قرمز شدی و به زمین نگا کردی و خواستی موهاتو بزنی پشت گوشت که داد زد: یه سوسک رو لباستههههه از جات پریدی و جیغ جیغ کنان خودتو میتکوندی که صدای خنده شیشه پاک کنیشو شنیدی فهمیدی اسکلت کرده. برگشتی و با غضب بهش نگا کردی که اومد دستشو انداخت رو شونت و با لبخند در ماشینو باز کرد و هدایتت کرد سمت ماشین... کل پارتی با شوخی و خنده گذشت و یه شب به یاد موندنی برای جفتتون شده
هورا شوهرممم 💃جیمین
جیمین برام در اومد💜
واای خیلی خوشگل بود_من شدم با تهیونگ😁معنی اون خنده های شیطنت امیزش هم دریافت کردم😂😂راستی من کلا همش با ته میوفتم تازه تستم دادم دختر ایده الش بودم بدون اینکه یه سوال اشتباه بگم😍😍ولی واقعا تستت عالی و زیبا بود😙
مرسی شرکت کردی❣❣❣
جیمیننننننننننننننن😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
هنوز تو شوکم😐😂😂
😍😍😍❤
عالییییییی🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
ممنونم ۰😍😍❤
مروارید سیاه ۲ تا پارت جدید اومده برید بهش سر بزنید 😈😉😉😉😉😉❣❣❣❣❣ (مخصوص منحرفان تا یه جاهایی)
امتیازم ۱۹۰
تهیونگ
پرفکت لاولی❤❤❤
عالییی بووود
مطمئنم خیلی زحمت کشیدی 👍
خیلییییی ممنون 🥺🥺❣❣اره سرش خودمو کشتم . خیلی منتظر بودم تا شاید ممد یه ویژگی اضافه کنه که بتونم نتیجه هابیشتری بزارم اما نشد.
حالا اشکال نداره❣❣❣ .
موچی برام در اومددددد😻🤧♥
عـالـی بود :>
Wow جنتلمناته 😍❤
به خاطر کمبود جا دو تا رو اینجا مینویسم ( از ۰ تا ۱۰۶ جونگ کوک از ۱۰۷ تا ۲۱۶ تهیونگ )
●جونگ کوک 🍷عکس لباس و ماسکت اسلاید ۹🍷اروم اروم رفتی سمتش. دستش تو جیبش بود و معلوم بود کلی تلاش میکنه که جلوی تو جذاب و مردونه به نظر برسه و موفقم میشد ولی وقتی نزدیکتر شدی و از نزدیک دیدت نتونست لبخند ذوق زده شو پنهون کنه و پای خرگوشمون یخورده گل انداخت ولی جونگکوکه و پلی بوی اعظم زود خودشو جمع کرد و با اعتماد به نفس دستتو گرفت و در ماشنو باز کرد و همونجوری که به سمت ماشین هدایتت میکرد گفت : مشکی خیلی بهت
ممنون خوشگلم