
بریم برای این پارت

( عکس لباس مرینت 👆🏻 ) 🐞 اماده شدم و رفتم به ادرس رسیدم به اون ویلا ، جلوی درش یه کاغذ بود : دنبالم بگرد عزیزم ، امضا ادرین
🐞 رفتم تو ویلا همه جا رو گشتم 🐞 ادرین ادرین کجایی 🐞 وارد یه تالار بزرگ شدم تاریک بود هیچی معلوم نبود ولی من صدای نفس های ادم ها رو میشنیدم که یکدفعه یه چراغ روشن شد یه گروه ارکست با ادرین که اون بالا ایستاده بودن ( و ادرین شروع کردن به اهنگ خواندن ) ( اهنگ عاشقانه فرزاد فرزین ) ( البته میدونم الان میگین که این اهنگ ایرانی ولی خب دیگه ) 🐞 خیلی قشنگ بود بعد از چند ثانیه دو تا لامپ دیگه هم روشن شدن سمت چپ و راست ادرین اونها هم گروه ارکست بودن که یکدفعه
🐞همه چراغ ها روشن شدن سمت راست اکیپ ادرین بودن و سمت چپ دوستام و افراد سازمان اونها هم داشتن با ادرین اروم میخوندن که اخر اهنگ ادرین اومد جلو طرف من و با اهنگ اروم گفت دوست دارم و جلوم زانو زد 🤩🤩🤩 🐱 مرینت با من ا*ز*د*و*ا*ج میکنی ؟ 🐞 بله
( توی مهمونی ) ( ادرین انگشتر رو گذاشت تو انگشت مرینت ) 🐞 خیلی قشنگه فکر خیلی تو زحمت افتادی 🐱 زحمت .....نه بابا اصلا 🐞 ۳ گروه ارکست ، هماهنگ کردن با اکیپ خودت ، هماهنگ کردن با سازمان من ، تمرین اهنگ 🐱 خب حالا که تو اینجوری میگی انگار خیلی سخت بود 🐞 راستی تو به بچه های سازمان چی گفتی 🐱😐😐😐😐 🐞 ادرین داری یه چیزی رو مخفی میکنی 😡 بگو 🐱 باشه من بهشون گفتم 🐞 چی رو گف.....تو به همه گفتی کی هستی 🐱 و تو رو هم .... 🐞 تو هویت منو گفتی ..... ادرینننننننن 😡
🐞 وای خدا از دست تو اگه پدرم بفهمه بیچاره میشم 🐱 نترس افراد اکیپ من که میدونن اگر بگن چه بلایی سرشون میارم و دوستان محترم شما هم مطمئنم عمرا بگن 🐞 از کجا مطمئنی 🐱 چون وقتی بهشون گفتم منو بستن به صندلی ۱۳ تا هفت تیر بالای سرم گرفتن مخصوصا اون عینکی ..... الیا میخواستن منو بکشن تا بالاخره راضی شدن 😒 🐞🤣🤣🤣🤣🤣 🐱 واقعا که 🐞 ببخشید ببخشید اخه خیلی جالبه
خب الان حتما همه میگین اینا ع*ر*و*س*ی میکنن و تمام ولی هنوز مونده یه چند تا پارت تازه واسه بعد ع*ر*و*س*ی گذاشتم کنار و یه پایانی که عمرا فکرشو بکنین چالش : به نظر شما پایان داستان چه جوری
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
یه زندگی خوش
آریایی بود خیلی داستانت رو دوست دارم .
احتمالا تو مایان دو باره همه چیز خراب میشه آدرین باید ناز مری خانوم و بکشه و کلی ماجرا بعد آلیا و نینو باهم ازدواج میکنن و مرینت و آدرین کاگامی و لوکا هم تو زندگی همن و درس عبرت میگیرن
عالی بیشتر از این داستان ها بزار
به قول عمو سهراب وقتی تنهایی صحنه قشنگ تره
عالی بود❤
فقط تورو خدا بچه رو وارد ماجرا نکن چون لوس می شه
عالی بود🧸🖇
یه دختر دیگه میاد و آدرین عاشقش میشه🧸🖇
عالی بود
تام ب مری میگ ی داداش داشته ک وقتی بچه بود گم میشه ب نام مارین و
ادرین هم میفهمه ی خاهر داره ب نام ادرینا
مری و ادری دوتا بچه میارن ب نام مارسل و آدینا
نینو و الیا هم ازدواج میکنن و ی بچه ب نام آریا دارن
فیلیکس و لایلا و کاگامی کشته میشن
لوکا و کلویی نیز ازدواج میکنن و ی دختر ب نام لیانا دارن
.پارت بعدم زود بزار😊
هر جور هست فقط پایانش غمگین نباشههه
چالش: یه دختر گوگوگوگوگوگولیلیلیلیلیلیلیلی به اسم اما و یه پسر خوششششششش تـــــــیـــــــپ به اسم مارک به دنیا میان(میدونین بچه کیو میگم)
گابریلم کشته میشه شایدم تام
آلیا و نینو ازدواج میکنن
فیلیکس و لایلا کشته میشن یا باهم ازدواج میکنن
و..........