سلام این قسمت دوم هستش لطفا وقتی میخونید نظر هم بدید?
بعد از خاک سپاری مادرم دوسه روزی مدرسه نرفتم وهمش سرخاک مادرم بودم بعدازدوروز به دیدن دکتر رفتم وگفتم :علت مرگ مادرم چی بوده ؟؟؟گفت: مادرتون بیماری خاصی نداشت؟گفتم:ممم......نه نداشت،گفت :مادرتون نه جای گلوله نه چاقو ونه مصموم شدند امایه چیزی عجیبه گفتم :چییی؟؟گفت:روی گردن مادرتو دیدی؟ گفتم:ارره دیدم دوتاسوراخ ریز روی بافاصله کم روی گردنش بود !گفت: بله ممکنه جای دارت بوده باشه دارت سمی ،گفتم:ام..شایدگفت:حالابیشترتحقیق میکنم میتونی بری
صبح فردابه دبیرستان رفتم.مدیرهونگ منوبه دفتر برد گفت حالا که مادرت فوت کرده باید به خوابگاه دخترانه بری وازاونجایی که اونجا خیلی مجهزه هرهفته مبلغی باید بپردازی.خواستم بگم هزینه پزداخت خوابگاه رو ندارم ولی چیزی نگفتم و رفتم مجبورشدم به خاطرهزینه خوابگاه خونه ای که ۱۶ سال خاطره توش داشتم رو بفروشم وقتی اتاقم رو بهم دادن فهمیدم هم اتاقی کلارا شدم اون دختر یکی از پولدارترین افراد شهر بود ویه گروهه مسخرع به اسم کارمیلو راه انداخته بود که دوستای جون جونیش باهاش بودن : کارلا،میامیزو،مارتاولوسی .من وکارلا هرروز باهم دعوا میکردیم چون کارلا واقعا رومخه
امروز ازونا من روبه یک مهمونی دخترانه دعوت کرد برای رفتن به مهمونی آماده شدم وباجیا رفتیم همین که واردشدم کارلا بااون گروه مسخرش اومدن جلومون کارلا گفت: عهعهههه میبنم بچه گداهاخوشونو بابچه پولدارا قاطی میکنن من رومواونورکردم وبهش توجه نکردم روشو کرد جیا پوزخندی زدوگفت:: ههه شنیدم شرکت پدرت ورشکست شده وکلی قرض بالاآورده ،اخی میخای یکم بهت پول قرض بدم .....بریم دختراخوشم نمیاد جایی که بعضیا نفس میکشن نفس بکشم .جیا دخترکم حرفیه هیچی نگفت ولی بغض کرد عصبانی شدم وگفتم: خوب که چی؟فک کردی چون بچه پولداری هرکاری گه بخای میتونی بکنی؟! هی توواقعا بچه پررو و نونوری هستی که به هیچیز وهیچکس جز خودت فکرنمیگنی اگه خوشت نمیاد جایی که ما نفس میکشیم نفس بکشی خوب اصن نفس نکش..) همه بادهن باز نگام میکردن باعصبانیت از کنارش ردشدمو ورفتم بیرون نمیتونستم الان برم خوابگاه برای همین رفتم خونه ازونا
به ازونا گفتم : ببخشید که مزاحمت شدم مجبورشدم بعدازاون دعوا با کارلا نمیتونم برگردم خوابگاه لبخندی زد و گفت : بنظرم کارت فوق العاده بود اما حالا ممکنه از خوبگاه بندازنت بیرون نگاش کردم خمیازه ای کشیدم وگفتم اره حتما میندازنم بیرون
اون شب خونه ازونا خوابیدم وفردا صبح باهم رفتیم مدرسه مدیر هونگ منو به دفترخاست بهم گفت: تودختر دردسرسازی هستی نمیتونم دیگه تو خوابگاه نگهت دارم شنیدم باکارلا چیکار کردی گفتم:هر توهینی که بهم کرد هیچی نگفتم اما نمیتونم تحمل کنم بهترین دوستمو اذیت کنه کمی فکر کردو وگفت باید ببینم کدوم خوابگاع برای دختری مثل تو جا داره
داشتم از دفتر مدرسه بیرون میومدم که یهو لیندو رو دیدم اومد طرفم وگفت : سلام،خوبی،ههه شنیدم با کارلا چیکار کردی ! خیلی خندیدم .جواب دادم و گفتم : فکر نمیکنم خنده دار باشه باید یکی یه چیزی بهش میگفت نگام کرد گفت : اره راس میگه ،لبخندش محو شدو گفت : راستی درباره مرگ مادرت شنیدم واقعا متاسفام خیلی ناراحت شدم آهی کشیدمو گفتم تو هم شنیدی دستشو گزاشت رو شونم و گفت:ناراحت نباش هر وقت کمک خواستی من هستم
از خجالت سرخ شدمو گفتم : ام...من ..من باید برم سرکلاس گفت مراقب خودت باش گفتم :باشه خدافظ ورفتم سر کلاس اون روز خانم کازاکی درباره ی فستیوال فرهنگی که قراربود دوماه دیگه تو مدرسه برگزار شه صحبت میکرد زنگ که خورد رفتم تا تکلیفم مشخص شه
رفتم دفتر مدیر هونگ گفت یه آدرس بهت میدم میری اونجا از این به بعدم اونجا میمونی گفتم :خیلی خوب آدرسو گرفتم و رفتم جلوی در لیندو رو دیدم رنگش پریده بود یهو اومد طرفمو آدرسو گرفت وای خدا ! قراره بری این خوابگاه ؟؟ گفتم: خوب....اره چطور چیزی شده ؟؟؟؟
گفت : مممم ....هیچی ولش کن.شونه هامو گرفت و گفت : فقط مراقب خودت باش گفتم : ممممنونم خدافظ
رفتم پیش جیا وآزونا وکاغذی که روش آدرس نوشته شده بودو نشونشون دادم وگفتم: قراره از این به بعد اینجا برم جیا نگاهی به برگه انداخت و گفت :این امکان ندارهههه!!!!!
ادامه ادامه🤩
اوکی خیلی ممنون لطف کردی عزیزم 😘❤
وای حوصلم سر رف جهنم اصن می خونم شاید دستم بیاد داستان 😕🙂🤤😂
😂😂من قسمت اولو برات خلاصه میکنم....داستان درباره ی دختری به اسم لینداست که ۱۶سالشه و به خاطر درس خوبش توی یه دبیرستان که مال بچه پولداراس بورس میگیره.....یه روز که داشت بر میگشت خونه ینفر بهش زنگ میزنه و میگه جنازه مادرشو پیدا کردن لیندا هم شوکه میشه و میره و میبینه درسته مادر خودشه......میدونم قسمت اولش یه مقدار بی مزه شده ولی ببخشید دیگه اولین تستم بود😂😄بقیه ی تستارو هم روی پروفایلم بزن پیداش میکنی
Ayato سرچ زدم نیاورد حتی اینایی ک ثبت کردی هم نیاورد نمیشه دوباره بنویسی 😶🙂🤤
واقعا😐نمیدونم چی شده اخه....قسمت اول بیشتر معرفی بود چیزای مهمی نداشت...
سرچ کن پروفایل آیاتو تستچی میاد
دوستانی هم ک میگن سرچ بزنیم نمیاره 😑🤦♀️🤧🥺
قسمت اول نداره تو پروفت گشتم نبود من هنوز نخوردم میخوان از اول شرو کنم چون این ۲
ممنون میشم جواب بدی 💛
عزیزم قسمت اولو با ایمیل دیگه ای نوشتم برای همین اینجا نمیاره ولی سرچ کنی حتما میاره سرچ کن
زندگی عجیب من تستچی عدد یا شماره ای هم نزن میاره
عالیییییی
سلام من هرچی میگردم قسمت اول پیدا نمیکنم کجاست؟
اسم رو سرچ کن
سلام داستانت قشنگه من فکر میکنم اونجا خون اشاما زندگی کنن و مادر اون دختره اسمش رو نمیدونم ولی ممکنه مامانشم خوناشام خونش رو خورده بعد مادرش مرده نمیدونم ولی داستانت رو ادمه بده ممنون میشم داستان من رو هم بخونی دبیرستان عشق و تنفر اسمش هست مرسی..
بقران هرچی میگردم قسمت1 پیدا نمیکنم ??????