ایندفعه بخش ۳و۴ باهم درست کردم
سلام به همگی امروز دوتا تست باهم گذاشتم دلیلشم این که قسمت ۳ خیلی کوتاه بود
در داستان قبل گذشت ملیکا با انگشت به یکی از گلدان ها اشاره کرد و یک دفعه نیرو عجیب به گلدان خورد و آن را انداخت و ملیکا هم با فشار اون اتفاق ملیکا از پنجره به بیرون پرت شد
ملکه به سرعت خودش را به پایین رسوند. وقتی رسید ملیکا پخش زمین شده بود.
ملکه پیش ملیکا رفت،ملیکا چشمانش را آرام آرام باز کرد وقتی دور و بر نگاه کرد
ملکه پیش ملیکا رفت،ملیکا چشمانش را آرام آرام باز کرد وقتی دور و بر نگاه کرد و شوکه شد چون......
خلاصه ای کوچک ملکه پیش ملیکا رفت،ملیکا چشمانش را آرام آرام باز کرد وقتی دور و بر نگاه کرد و شوکه شد چون......
شوکه شد چون در آنجا مرز عجیب وجود داشت که اینطوری بود سمتی که آنها روز بود بعد از آن مرز شب بود!!!!!!! و چیز عجیب تر اینکه غیر از افتادن گلدان از پنجره گلدان در توده بزرگ یخ کی افتاده بود
بخش ۲(دیوار مار پیچ) ملکه ملیکا را به آرامی بلند کرد و به او گفت بعداً برایش توضیح می دهد ملکه به ملیکا اشاره کرد که دنبالش برود. ملکه وارد هزارتو شد ملیکا دیگه از گرمای هوا کاسته شد و سر گیجه گرفت ولی تسلیم نشد و دنبال بانو مرموز رفت
بعد از مدت ها پیاده روی ملکه به مکانی که می خواست به ملیکا نشون بده رسید و ایستاد و ملیکا به ملکه برخورد کرد و پخش زمین شد ملیکا وقتی خود را جمع کرد و فهمید یک دیوار بزرگ که کنده کاری بزرگ مارپیچ بر روی آن بود کنارم آن هم کنده کاری های آدمک های مختلفی بود ملیکا خیره به آن بود که صدایی آمد =سلام بر برگزیده😨........
امیدوارم لذت برده باشید تا تست بعد خدانگهدار
نظرات بازدیدکنندگان (3)