اینم قسمت ۱۲ امیدوارم لذت ببرید❤️ اگه خوب به بزرگی خودتون ببخشید. فراموش نشه که من عاشقانه و طنز مینویسم❤️
از دید آدرین: صبح روز بعد?? از خواب بیدار شدم دست و صورتم رو شستم و آماده شدم که برم مدرسه . سوار ماشین شدم و حرکت کردیم . امروز مرینت قرار بود که به چند تا از بچهها معجزه گر بده تا ارباب شرارت رو شکست بدیم . رسیدم مدرسه رفتم سمت کلاس ، مرینت رو دیدم سلام کردم ?? گفت سلام گوگولی ? گفتم توی مدرسه به بچهها معجزه گر میدی ؟ گفت نه بعد از مدرسه با هم میریم . گفتم راست میگی اینطوری بهتره. زنگ تفریح شد ?? همگی رفتیم توی حیاط مدرسه ، من و نینو رفتیم یه گوشهی حیاط ، مرینت و آلیا هم روی صندلی نشستن ......
گوشیمو برداشتم و رفتم توی pv مرینت ، نوشتم : سلام بانوی موسیقی و گُل ❤️ نوشت سلام ? نوشتم : حالم خیلی بده ? نوشت چرا ?؟ نوشتم : رفتم دکتر گفته دو راه بیشتر نداری یا ICU یا I see you خخخ ?! نوشت وای دیگه اینجوری بهم استرس نده ?. نوشتم : مرینت یه سوال داشتم ? نوشت بگو ! نوشتم: عزیزترین فرد زندگیت کیه ؟ الف) من ب) الف ج) الف و ب د) همه ی موارد رو راست باش لطفا از دروغ بدم میاد هر کدومم باشه من ناراحت نمیشم من جنبم بالاست ? نوشت گزینهی ( د )
زنگ کلاس خورد?? برگشتیم کلاس و نشستیم . به مرینت گفتم : یواشکی با کی چت میکردی ?؟ گفت با کسی که قلبم رو دزدید ?. اینو که گفت تشنج کردم ? . بعد از مدرسه?? منتظر ماشین بودم که دیدم مرینت و آلیا با هم دارن میرن ، به اندازهی کافی که دور شدن گوشیمو برداشتم و مرینت زنگ زدم ?. جواب داد گفت سلام . گفتم سلام ببخشید من از سرد خونه «مراحم» میشم اینجا یه قلب یخ زده هست که منتظره گرمای شماست❤️??! گفت خواهش میکنم مراحم چیه شما مزاحمی ? و اگه گرما میخوای برو توی آفتاب وایسا ? حالا اگه منو میخوای ببینم عصر وقتم آزاده یا نه ? گفتم : وای وای قلبِ یخ زده رو آب کردی❣️! پس عصر میبینمت . گفت باشه ولی قبلش با منشیم هماهنگ کن ? گفتم باشه جیگر❤️ من باید برم خداحافظ??
از دید مرینت : بعد از مدرسه رفتم خونه و بلافاصله خوابیدم ? . بیدار شدم دیدم آدرین یه عالمه توی pv بهم پیام داده ? پیام ها رو باز کردم نوشته بود : ( توی معبد چشات هرکس در زد ، باز نکن !چون اونجا فقط زیارت گاه منه ❤️! ) ، ( این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم می گیری دیگه پس نمی دی؟نمی گی من دلمو لازم دارم؟❤️ ) ، ( یادت باشه عکستو برام بفرستیآخه فردا میخوام ورق بازی کنمتک دلم نیست❤️ ) ، ( من ساده و یکرنگم من عاشق دلتنگم صد بار زنگ قطع کن من عاشق تک زنگم❤️ ) ، ( پس از مرگم بیا زیبا نگارم بیا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زیره خاک چشم انتظارم❤️ )
اینا رو برای تیکی خوندم . تیکی گفت : عاشق به این میگن مرینت!? گفتم آره? . تیکی وقتشه بریم که گربه منتظره گرمای منه ?❤️ گفتم تیکی?خال ها روشن ? تبدیل شدم و رفتم سمت خونهی آدرین . توی راه بودم که گربه بهم زنگ زد جواب دادم ، گفت ببخشید پیتزای اصغر کثیف? ؟ گفتم بله بفرمایید ? گفت یه دختر کفشدوزکی سفارش میدم با عشقِ اضافه ? گفتم میخوری یا میبری ؟ گفت میبرم ? گفتم مسخره بازی بسه الان کجایی ؟ گفت در جاده ی عشق❤️ ، چیز منظورم اینه که دارم میبینمت اومدم پیشت . گوشی رو قطع کردم ....
گربه سیاه اومد گفت خب اول به کی معجزه گر میدی ؟ گفتم به آلیا ، گفت اوکی بریم . رفتیم روی پشت بوم خونهی آلیا ، به آلیا زنگ زدم جواب داد گفت بله بفرمایید گفتم آلیا من دختر کفشدوزکی هستم باهات کار مهم دارم بیا پایین توی کوچه گفت ???? با.....با.....باشه اومدم.....
رفتم توی کوچه ، آلیا اومد گفت باورم نمیشه دختر کفشدوزکی با من کار داره ? گفتم آلیا سزار این معجزه گره روباه هستش که بهت قدرت ساختن تصاویر خیالی رو میده و اینم معجزه گره موش هستش که بهت قدرت این رو میده که به تعداد زیادی تقسیم بشی ! از این ها باید فقط در راه درست استفاده بشه من میخوام با کمک تو ارباب شرارت رو شکست بدم ، میتونم بهت اعتماد کنم؟ گفت بله حتما از اعتماد به من پشیمون نمیشی. گفتم خوب گوش کن هر وقت ارباب شرارت از مخفیگاهش اومد بیرون بهت زنگ میزنم بعد تو باید سریع بیای پیشم ، باشه ؟ گفت بله قربان . گفتم پس می بینمت خداحافظ??
خلاصه با گربه رفتیم پیش نینو . به نینو گفتم : نینو لاهیف این معجزه گره لاکپشت هستش که خودت میدونی چه قدرتی داره و این معجزه گره اسب هستش که بهت قدرت جابجایی رو میده باید از برای اهداف درست استفاده بشه من میخوام با کمک تو ارباب شرارت رو شکست بدم ، میتونم بهت اعتماد کنم؟ گفت با کمال میل ، نا امیدت نمیکنم ? گفتم خیلی ممنون ، پس وقتی ارباب شرارت از مخفیگاهش اومد بیرون بهت زنگ میزنم بعد تو برای کمک میای . خب فعلا خداحافظ??
رفتیم سمت خونه ی جولیکا . جولیکا اومد بیرون گفت با من کار داشتین ؟ گفتم آره ، جولیکا کُوِیل ( اگه اشتباه نکنم فامیلش این بود ??) این معجزه گره گاو میش هستش قدرتش اینه که قوای جسمانی رو افزایش بده از این باید در راه درست استفاده بشه من میخوام با کمک تو ارباب شرارت رو شکست بدم ، میتونم بهت اعتماد کنم؟ گفت آ.....آ....آره من باهاتم . گفتم خیلی ممنون❤️ هر وقت بهت زنگ زدم بیا تا با ارباب شرارت مبارزه کنیم . خداحافظ??
رُز دیگه آخرین نفر بود . بهش زنگ زدم گفتم بیا پایین . اومد بیرون گفت واااااااااااای ? دختر کفشدوزکی!!!!! گفتم آروم باش ? گفت چشم حتما گفتم رز این معجزه گره پلنگ هستش که بهت قدرتش اینه که بهت سرعت زیادی میده از این باید برای اهداف بالا استفاده بشه من میخوام با کمک تو ارباب شرارت رو شکست بدم ، میتونم بهت اعتماد کنم ؟ گفت بله من بهت کمک میکنم ?. گفتم خیلی ممنون ، خداحافظ??. رفتیم بالای یه پشت بوم به گربه سیاه گفتم : .....
سلام به همه ی دوستان 👋🏻
ببخشید یه اشتباهی توی داستان رخ داده که باید بهتون بگم 😅
رُز باید معجزهگر بَبر 🐯🐅 رو داشته باشه 😐 من به اشتباه نوشتم پلنگ 😅
لطفاً قاتی نکنید😉
سلام داستان برای یه داستان طنز و عاشقانه خوبه ولی بدون ماجراجویی که حوصله سر بر می شود راستی یه خواهش میشه تیکی و پلگ ها به هم برسونید
دوستان قسمت ۱۳ رو نوشتم اما سایت هنوز تایید نکرده ?
ببخشید همیشه داستان های من یا دیر تایید میشه یا تأیید نمیشه?
فامیلی جولیکا کوفایین است
عالى بود
قسمت بعد پلیز ???
قسمت جدید رو بنویس منتظرم
لطفا داستان من هم ببینید و نظر بدید اسمش هست عشق مرینت❤❤❤
عالییییییییییییییی???????????ادامه بده
علیرضا شدی باحال ترین و عاشقانه و طنز ترین داستان تستچی دمت گرم خیلی خوشم اومد اصلا از خنده روده بر شدم ادامه بده و همینطوری شعر بذار توش تیلی باحاله توروخدا پارت بعد رو بذار دیگه طاقت ندارم باور کن توروخدا خیلییی قشنگ شد هاکماث رو شکست بده و از داستان خارجش کن و همینطوری عاشقانه و طنزش کن خیلی باحاله مخصوصا شعر گفتنش مرسی?
ممنون که داستان من رو دنبال میکنی ❤️
و یک چیزه دیگه : هاکماث شکست میخوره اما از داستان بیرون نمیره فعلا باهاش کار دارم ?
دوستان ببخشید در صفحه ی ۲ یکم نوشته بهم ریخت
دکتره گفته یا بخش آی سی یو بیمارستان ? ، یا آی سی یو ?️?
خب من یه پسرم حالا مگه چیه ?؟
چرا بین نویسنده های دختر و پسر فرق میذارین ؟?