سلام بچه ها من اومدم با تست جدیدم خوب میخواستم بگم که تین تست کره ای ولی اسم دختراش بین الملی هست حالا قیافه شخصیت ها دامیونگ سه : موهای مشکی تیغی تیغی شبیه بالای آناناس? پوستی سفید و چشم های مشکی و به شدت خوشگل?با قد 183 هازولی: قد 180 موهای نسبتا رنگ روشن پوستی سفید چشم های مشکی شیمن : موهای نسبتا روشن و چشم های مشکی قد 180 و چوست سفید میزو : موهای مشکی چشم های مشکی پوست سفید قد 180
یهو دیدیم دوباره ی جمعیت دادن دنبال اون چهارتا پسر میرن بی اهمیت با نیلای و گوشی تو دست داشتم از بغلشون رد میشدم?که یهو اون جمعیت بهم خورد و گوشیم از دستم پرت شد پایین گوشی عزیز دل من رفت زیر پای اون همه جمعیت ولی از شانس خوبم کسی روش لگد نکرد تا....
اینکه ی کفش پسرونه تماسحی از روش رد شد ? و بعد 3 نفر دیگه پشت سرشون رو گوشیم لگد کردن? بعد همه رفتن و من رفتم تا گوشیمو بگیرم بعد وقتی رفتم سراغش دیدم که جای پا کفشاشون مونده روش? اعصابم بدجور خورد شد چون گوشی دیگه روشن نمیشد?? بدو بدو رفتم سراغ جمعیت همرو کنار زدم تا به پسر کفش تماسحی رسیدم ? تا از شونش گرفتم تا روشو برگردونم دوتا بادیگارداشون منو خوابوندن زمین ?...
و بردنم دفتر مدیر مدیر : چرا با آقای دامیونگ سه اینجوری رفتار کردی من تو ی ذهنم : حقش بود مردک بزدل اهان پس اسمش دامیونگ سه هم هست ببین تروخدا با گوشی نارنینم چیکار کرده? و بعد یهو صدای مدیر منو به خودم آورد :: خانم دونگ هلن با شما هستم به حرفای من گوش بدید? من: آ.م.مم چون ببینید با گوشی عزیز من چیکار کرده ? و خانم مدیر :? ببخشید عزیز!!!من : آ ببخشید منظورم اینه خودتون ببینید با گوشیم چیکار کردن??
خلاصه مدیر بهم تذکر داد که دیگه نباید باهاشون اینجوری رفتار کنم منم پرسیدم چرا و اونم گفت : چون اون چهارتا پسر... ا ...م ببخشید تلفنم زنگ خورد برو بیرون خانم سوهو بهتون توضیح میده... من رفتم بیرون و با خانم سوهو و نیلای مواجه شدم . نیلای اومد پیشم و گفت خوبی؟؟ گفتم :یس ? خانم سوهو گفت:سلام من سوهو هستم دانش آموز سال 3 این دانشگاه در رشته ی تغذیه از دیدارتون خوشحالم منو نیلای هم خودمونو معرفی کردیم و بعد اون شروع کرد: اون چهارتا پسر ی گروه دارن به اسم f4 (اف4 ) که از افرادی به اسم میزو و هازولی و شیمن و دامیونگ سه تشکیل شده اونا توی درس و خوشتیپی هیچی کم ندارن البته اونا توی کارت بازی هم هیچی کم ندارن اونا به هرکی کارت جوکر بدن اونو به بازی مطلبن و تابحال هیچکس از اونا نبرده هرکی درباره ی شرط کارت بازی اونا یچیز میگه برای مثال اونیکی ببازه باید آشغالای مدرسه رو جمع کنه یا کل مدرسه رو تمیز کنه یا شب تنها توی کتابخونه مدرسه بمونه... ولی عجیب ترینش خوردن دمپاییه ? حالا میریم سراغ معرفیشون : میزو : حافظه میزو رو هیچکس در کارت بازی نداره و عضو شکست دادنی نیست.....
هازولی : همه میگن چشم های هازولی اشعه ایکس داره که هرچی توی ذهن توئه رو میخونه و وقتی توی بازی ی لبخند مرموزانه بزنه یعنی باختی شیمن : ریلکسی و خونسرد بودن و سریع و بودن و منظم بودن شیمن رو هیچ کس نداره اون توی بازی میتونه به راحتی شکستت بده و دانیونگ سه : اون از خانواده دامیونگه که پولدارترین مردم کره به نظر میان دامیونگ سه خیلی خوب میتونه خودش برای خودش پول دربیاره و جذاب بودن و خوشتیپی اونو هیچکس نداره و اون رهبر f4 هستش ...
من : به درک که چی هستن باید جوابگوی گوشی که شکستن باشن به منم ربطی نداره که میخوان چه کسی باشن ?فقط بگو کجا میتونم پیداشون کنم؟ سوهو: پایین پله ها سمت راست ? نیلای : صب کن باهم بریم هلن : باشه بیا ? ....
f4 :دامیونگ سه :بچه شماهم اون دختر مومشکی مصری رو دید با اون چشمای سیاهش و بزرگشو اون قد 160 واقعا عجب دلو جرئتی داشتا اومد و از بازوی من منو کشید هازولی: فک کنم من دوباره دارم میبینمش شیمن : راست میگی منم دارم میبنمش میزو : نه بچه ها اون واقعا جلوی اتاقمونه?.....
نیلای و من من: بیاید بیرون از اتاقتون من اینجام باید جواب تین کاری که با گوشیم گردین رو پس بدید ..... هی با شماهام ?? نیلای : فک کنم نیستن هلن? من : وا چرا ولی من اینجا میمونم تا بیان ? نیلای : هی چند نفر دارن از پشت بهمون نزدیک میشن....
منو و نیلای به پشت سرمون نگا کردیم اونا f4 بودن مغرورانه جلوشون داد زدم که هی کله آنانا سی باتوام نگا چه کاری کردی با گوشی من ?? اونا داشتن نزدیک میشدن که.......
کامنت فراموش نشه...?
چطور بود؟
ممنون از سایت خوب تستچی?
سلام عزیزم نمی خوای بزاری قسمت بعدی رو 😞
بچه ها واقعا متاسفم دیر شد چون عمه ام دیروز فوت شده ??و هنوز وقت نکردم بزارم ولی تا شب یا ظهر فردا میزارم یعنی یک شنبه
کارت عالی بودآفرین^^
واقعاخوب نوشتی.
خسته نباشی
عالی
وای چرا جای حساس توروخدا بعدی رو طولانی تر و جای حساس تموم نکن??
خیلی داستانتو دوس دارم میشه 3 رو زودتر بزاری