ببخشید دیروز روز رفته بودیم خونه پدربزرگم اینها موقع برگشتن یادم رفت گوشیم رو بردارم بخاطر همین موند اونجا و نتونستم پارت بعدی رو بزارم
بعد رفتم بیرون قدم بزنم برف میومد یه لباس سفید با کاپشن آبی پوشیدم با یه پوتین کرمی همینطور داشتم قدم میزدم که به یه پسر برخوردم که داشت میومد خونه مون ازش اسمش رو پرسیدم گفت کای هستم و با کایلی کار دارم کایلی رو صدا کردم کایلی با دیدن کای گفت اون اینجا چیکار میکنه منم گفتم میشناسیش گفت آره بعد دیگه من حوصله دعوا نداشتم رفتم تا بازم قدم بزنم
از زبان کایلی وقتی کای رو دیدم پرسیدم اینجا چیکار میکنه اونم گفت میخواست باهم حرف بزنیم من که از عصبانیت سرخ شده بودم گفتم فقط سریع بعد رفتم تو یه بلوز آبی بایه کاپشن کرمی و یه پوتین سفید پوشیدم و به مامانم گفتم بیرون یه کاری برام پیش اومده
بچه ها این پارت کلا مربوط به کای و کایلی هست
باهم رفتیم خونه اونها تنها زندگی میکرد کای دوتا قهوه داغ آورد منم شروع کردم به خوردن کمی از هم سوال کردیم و حرف زدیم منم گفتم میخوام برم تا خواستم برم گفت کجا هنوز زوده و منو نشوند پیش خودش و *ب*غ*ل*م*کرد منم نمیدونستم منظورش از کار چیه
میخواستم از بغلش بیام بیرون ولی خیلی محکم منو بغل کرده بود نمیدونستم چیکار کنم اینقدر این کارش رو ادامه داد که خوابم برد از زبان کای کایلی گفت میخواد بره ولی من گفتم زوده و اون رو پیش خودم نشوندم و بغلش کردم اون میخواست از بغلم بیاد بیرون ولی نذاشتم و اونقدر این کارم رو ادامه دادم که خوابش برد
برمش رو تخت و خودمم پیشش خوابیدم و *ب*غ*ل*ش* کردم از زبان کایلی وقتی بیدار شدم کای رو کنارم دیدم ولی هر چقدر سعی کردم برم نشد اونقدر منتظر موندم تا بیدار شد بعد بهش گفتم معنی این کاراش چیه
ولی اون ولم نکرد و جوابم نداد نمیدونم چرا همچین میکرد و گفت آروم باش بعد گفت تو اتاق بمونم و رفت تا کاپوچینو بیاره از زبان کای میخواستم کایلی پیشم بمونه پس توی کاپوچینوش یه دارو یه خواب آور ریختم تا فردا بخوابه
بعد قشنگ همش زدم و رفتم تو اتاق کاپوچینو رو به کایلی دادم و بعد از اینکه کاپوچینوش رو خورد داشت میفتاد (سر پا داشت میخورد) لیوان رو ازش گرفتم و گرفتمش تا زمین نیوفته بعد گذاشتمش رو تخت و روش رو کشیدم
بعد رفتم خودمم شام خوردم و رفتم به سمت اتاق پیش کایلی کنارش خوابیدم و صبح ساعت 7 بیدار شدم ولی کایلی قرار بود ساعت 2 بیدار شه پس منم همینطور نشستم و خودم رو مشغول کردم با تلفن با دوستم حرف زدم با مامانم حرف زدم و
خب خب تمام شد چالش:به نظرتون کای کیه کایلی هست
چ ج : دوست پسر قبلیش
اگه میشه یکم منحرفش کن 😈😈😈😈