
پارت چهارم💜
هری با پوزخند تلخی گفت:کاش نداشتم ب خدا من زندگی تو یتیم خونه رو ب زندگی کنار اونا ترجیح میدم! سلنا با تعجب گفت:اونا جادوگر نیستن؟
هری با لبخند تلخی گفت:ن بابا!جادوگر چیه؟! اونا مزخرف ترین انسان هایی هستن که تا حالا دیدم! سلنا نمیدانست برای همدردی با هری باید چه کند پس خودش نیز شروع ب درد و دل کرد!
سلنا گفت: راستش منم خیلی اینجا حال و روز خوشی ندارم!از وقتی بدنیا اومدم اینجا بودم!فکر نکنم هم پدر و هم مادرم مرده باشن!احتمالا ولم کردن!
هری برگشت و اورا نگاه کرد:هیچ پدر و مادری بی دلیل بچه هاشون رو ول نمیکنن!دورسلی ها ب من گفته بودن پدرومادرم تو یه تصادف اتوموبیل مردن اما اینطور نبود! اونا برای محافظت از من مردن!
سلنا نیز گفت:کاش پدر و مادر منم مث والدین تو بودن! ناگهان هاگرید از فاصله 40 متری صدایشان زد! انچنان غرق گفتگو بودند که صدای هاگرید را نشنیدند!
هاگرید دوباره انها را صدا زد! سلنا و هری از جا پریدند و متوجه شدند چقدر غرق گفتگو بودند و از هاگرید جا ماندند! بدو بدو ب سمت هاگرید که کنار ایستگاه مترو ایستاده بود رفتند و از پله های ایستگاه پایین رفتند
هاگرید با دست ورودی مترو را نشان داد:چجوری باید کارتمون رو بزاریم!این مشنگا چجوری از این چیزا سر در میارن؟ سلنا کارت را از او گرفت و بر روی جای کارت مترو گذاشت ! _گذاشتم....راستی گفتی چی؟مشنگ؟
این کلمه برای سلنا اشنا بود!....مشنگ! کاترین مالفوی بارها و بارها این کلمه را با حالت تحقیر آمیزی ب او گفته بود! هاگرید پاسخ داد:ب کسایی میگن که جادوگر نیستن و قدرت جادویی ندارن! _پس....پس دختر مالفوی ها این کلمه اینو از کجا میدونست؟ این ها افکار سلنا بودند اما ناخوداگاه وقتی سلنا متوجه نبود آنها را بلند گفته بود
هاگرید گفت:چی؟چی گفتی؟تو اون عوضیا رو میشناسی؟لوسیوس مالفوی رو میشناسی؟ هری هم بعد مدت ها چیزی گفت:لوسیوس مالفوی کیه؟عوضی چرا؟ هاگرید گفت:اونا یکی از بدترین ادمای دنیا ان!طرفدارای همون کسی ان ک پدرومادرت رو کشتن!هری!اونا هم جادوگرن پس طبیعیه این کلمه رو بلد باشن
هاگرید گفت:چی؟چی گفتی؟تو اون عوضیا رو میشناسی؟لوسیوس مالفوی رو میشناسی؟ هری هم بعد مدت ها چیزی گفت:لوسیوس مالفوی کیه؟عوضی چرا؟ هاگرید گفت:اونا یکی از بدترین ادمای دنیا ان!طرفدارای همون کسی ان ک پدرومادرت رو کشتن!هری!اونا هم جادوگرن پس طبیعیه این کلمه رو بلد باشن
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود اجی میشی ریحانه 12 ساله🙂شاید اطلاعات کمی دادم الان حس تایپ کردم ندارم 😐💔
آجی داستانت رو گذاشتم تو پروفایلم ^-^💕
عاجی شناختیم؟ 😂
نه عاجی😐😂
معرفی کن خودت رو😐😐😐😂😂
اسم کاربریم kara بود الان تغییر دادم
خیلی عالیه نه کم💗
فقط میشه کاترین رو با مرور زمان خوب کنی😁
مرسی😆🌺
ن کاترین مثلا شخصیت منفی داستانمه اما بعدا همرو غافلگیر میکنه(خوب نمیشه ی گندی میزنه ک همه غافلگیر میشن)
عالییییییییییییییییییی مثل گل قالیییییییییییییییی
😹💕💫
مرسییی😍😳
خیلی خوب بود آجی🌸🌸🌸 چ: شاید دکتر یا تو رشته ی زبان خارجه تحصیل کنم :) خودت چی آجی؟
مرسی😍
من یا میرم هنرستان ک بازیگری بخونم یا تجربی میخونم😍
خیلی قشنگ بود .
چالش:شاید معلم
مرسی💗
😍😍
عالی بود آجی
اولین بازدید
اولین لایک
اولین کامنت
مرسی عاجی😗
😍😍😍😍😍