ادامه داستان همون دختره ایرانی که میره کره منتها الان مسابقه در راهه از دستش ندید من رو از کامنت دریغ نکنیییین عاشقتووونم
دیگه تقریبا همه جا تمیز شده بود و برق می انداخت و هممون صندلی هارو گذاشتیم و جارو این هارو یه جا پرت کردیم و نشستیم که جیمین روی زمین نشست و دراز کشید و همه نفس نفس میزدیم و از کارمون بسیار راضی بودیم که یه فکری به سرم زد بلند شدم رفتم سر خرید ها که جونگ کوک گفت ا/ت الان یکم استراحت کن بعد با هم جمعشون می کنیم منم لبخند زدم و گفت نه کار دارم یه شیشه آب پرتقال لهشون گفته بودم بیارن اون ها هم اورده بودن زود رفتم تو آشپزخونه استودیو و شروع کردم درست کردن شربت چون الان گرمشونه و خستن برای همین شربت سرحالشون می کنه
درست کردم بعد کلی گشتن لیوان های قشنگ رو گذاشتم داخل سینی و بعد گذاشتن یک تکه یخ کوچولو شربت رو ریختم بعد یکم گشتم تو یخچال دیدم یه کیک نصفه بود تکه کردم گذاشتم تو سینی بعد بردم تو سالن و گذاشتم زمین که همه صندلی هارو ول کردن و اومدن نشستن و بعد تشکر داشتن می خوردن که جونگ کوک رفت تو آشپزخونه و دونات اورد منم نگاهش کردم و گفتم من گشتم ولی فقط این رو گیر اوردم اونم خندید و گفت جاساز کردم کسی نخوره که هممون خندیدیم
که گوشی جیمین زنگ زد و اونم جواب داد و بعد چون داشت کیک میخورد گذاشت رو اسپیکر و روی زمین که صدای تهیونگ اومد که گفت سلام جیمین_سلام چی شد؟_همه چی اوکیه پی دی نیم با خوش رویی قبول کرد البته بعد برداشتن مربا هممون خندیدیم که جونگ کوک گفت عالیه خوب تو و سوکجین از در پشتی استودیو بیاید تهونگ هم گفت اوکی منتظرم باشین چیزی نخورید که جیمین شربتش رو یکم خورد و گفت جات خالی که تهیونگ گفت اهههه مکه مگه من نگفتم نخورید جونگ کوک هم گفت ا/ت خیلی خوشمزه بود دستت درد نکنه منم گفتم خواهش میکنم که تهیونگ گفت اههه ا/ت درست کرده پس من چند مین دیگه دم درم نبود همتون غیر ا/ت رو میکشم
هممون خندیدیم که من جوابش دادم بیا گلم هنوز داریم براتون گذاشتم که اونم گفت اخ ممنون ما نزدیکیم می بینمتون بای و قطع کرد که جونگ کوک زود گوشیش رو دراورد و زنگ زد به کسی که جونگ کوک گفت اینجاییم بیاید پشت تلفن نمیدونم چی گفت که گفت اوکی منتظرتونم
که تهیونگ و جین اومدن و خوردن و تشکر کردن بعدش هم شوگا و ار ام اومدن و منم خداییش هم هیجان داشتم و هم خجالت می کشیدم با من شوخی میکردن منم چون خجالت می کشیدم زود لپام قرمز میشد اونا هم بهم میگفتن توت فرنگی و بعد خوردنشون و استراحت منم زود بعد بردن وسایل و شستنشون دیدم هنوز نشستن زود رفتم مانتوم رو از دورم باز کردم و بعد آهنگ گذاشتم اونم آهنگ خودشون که من کلی از آهنگاشون رو داشتم و پریدم و بالا سرشون و گفتم زود بلند بشید کلی کار داریم بعد وز وز و جیغ بالا سرشون بلند شدن و شروع کردیم به تزئین که تقریبا نصف کار هارو کرده بودیم و هر آهنگشون که پخش میشد اونا هم به نوبت همراهی میکردن و خیلی خوش گذشته بود
که رفتم بالا سر گوشیم و دیدم واااای ساعت ۵ شده و ۶ ساعت گذشته بود زود آهنگ رو قطع کردم و زدم رو لپم و گفتم واااای ساعت ۵ هست و چیزی نخوردیم که همه انگار تازه متپجه شکمشون شدن گفتن اره ما گشنمونه و اینا که گفتم خوب سفارش بدیم یا من درست کنم که جین پرید گفت نه بسمونه از سفارش نظرتون چیه امروز از دستپخت توت فرنگی بخوریم همه تایید کردن که منم قبول کردم و گفتم خوب چی براتون درست کنم جونگ کوک گفت غذای ایرانی منم دوباره گفتم خوب عصرونه یا نهار اونا هم یکم فکر کردن که ار ام گفت شام درست کن چون طول میکشه میشه ۷ یا ۸ برا همین شام بهتره بقیه هم قبول کردن و درد منم تازه شروع شد گفتم اممم باشه اما اینجا مواد فکر نکنم داشته باشیم جونگ کوک گفت اره نداریم بده تهیونگ و جیمین بخرن که اونا هم گفتن اره بنویس بده منم یکم سرم رو خواروندم و گفتم اوووک رفتم پای برگه تصمیم گرفتم لازانیا درست کنم درسته یکم چربه اما جای نهار و شامه دیگه بدبختا گشنه بودن زود روی برگه نوشتم چی میخوام رو البته با کلی مخلفات بعد جیمین و تهونگ رفتن بخرن
بعد جیمین و ته ته رفتن و بقیه رفتن سمت گوشی هاشون منم یه گوشه نشستم و به مامانم زنگ زدم و باهاش حرف زدم و ازش دستور لازانیا رو گرفتم بعد پرسید چرا و اینا بهش که توضیح دادم از اولین روز تا به الان اونم خیلی خوشحال شد و کلشو گفت بهم منم چون برگه جلوم بود شروع کردم به فارسی نوشتن دستورش
بعد کلی حرف و دستور قطع کردم که سرمو بالا بردم دیدم جونگ کوک کنارمه نشسته به برگه نگاه میکنه و بقیه با گیجی نگاهم میکردن که منم لبخند زدم و سرمو پایین گرفتم و قرمز شدم از خجالت که بعدش همه زدن زیر خنده با گیجی داشتم نگاهشون میکردم و بعد خندشون جونگ کوک گفت زبان ایرانی بود منم لبخند زدم و با خوش رویی گفتم اره که جین گفت حتی نوشته های روی برگه منم لبخند زدم و گفتم اره و اونا شروع کردن صحبت کردن از دست خطم که چقدر قشنگه و همه ایرانی ها اینطورن ایا و اینا که جیمین و تهیونگ اومدن و تنهاشون گذاشتم و خودم رفتم تو آشپز خونه دیدم شکر خدا مایکروفر هست و زود اول تصمیم گرفتم اون لایه پیتزا رو درست کنم (به خدا یادم رفت اسمشو همونی که اول میذاریش بعد روش سس میذاری و بعد مواده به والا یادم رفت اخه همش به زبونمون میگمش برای همین فراموش کردم اسم فارسیشو)
بعد درست کردم گذاشتم خمیر پیتزا یکم پف کنه و تو این مدت رفتم سر لازانیا موادشو خورد کردم و بعد سرخ کردم و اینا بعد شروع کردم به چیدن داخل کاسه مخصوصش که گفته بودم برن بخرنش و بعد گذاشتم تو مایکروفر و بعد رفتم سر پیتزا اونم مواد جداگانه درست کرده بودم که یه سینی دایره ای شد پیتزام و اونم گذاشتم مایکروفر ظرف هام رو شستم و رفتم دیدم لازانیا و پیتزا رو یکم دیگه باید خاموش میکردم
رفتم توی سالن دیدم همشون رو زمین ولو بودن منم میز رو بلند کردم کنار هم چیدم بعد چون ارتفاع میز کم بود برای همین صندلی نمیخواست رفتم سفره رو پهن کردم روش بعد لیوان هارو چیدم و نوشابه هارو گذاشتم ساعتمو دیدم ساعت ۷ بود لبخند زدم و پیتزا و لازانیا رو در اوردم توی بشقاب ها چیدم و گذاشتم روی میز همه رو صدا کردم اومدن نشستن همه حرف میزدن ولی پیتزا و لازانیا خیلی خوشمزه بود منم عاشق خودم شدم و از حدا تو دلم تشکر کردم که رو سفیدم کرد پیش بچه ها و اونا هم کلی تعریف میکردن و تشکر میکردن همه حرفاشون هم با توت فرنگی جون دستت درد نکنه شروع میشد
منم واقعا خجالت می کشیدم اونا هم بازم از خجالتم میخندیدن و حرف می زدیم و واقعا شب عالیی بود
بعد تموم کردن غذا و دوباره تشکر جی هوپ گفت یه چیز کمه منم قلبم گرفت تو دلم گفتم خدایا خودت مرحمم باش چیز کمه نباشه شوخی میکنه لابد اره خدا خدا جونم به دادم برس که جین گفت اره یه چیز کمه جیمین گفت اره منم کلا پنچر شده بودم با نگرانی نگاهشون میکردم که تهونگ که کنارم بود گفت:بسه بدبخت رو کشتید اره شراب کمه که فکر نکنم لازم باشه بریم خونه بخورید بهتر نیست بعد براشون چشم و ابرو اومد اونا هم یادشون اومد و گفتن اره اما لازم نیست الان شکمامون کمه و از این حرفا
بلند کردیم ظرف هارو که جونگ کوک گفت من ظرف هارو میشورم همه بچه ها گفتن اره جونگ کوک ظرف شستنش حرف نداره با اسرار و اینا گذاشت منم کنارش ظرف بشورم
بقیه رفتن بیرون از آشپز خونه و من و جونگ کوک حرف میزدیم می خندیدیم خاطره می گفتیم که سوالی که همیشه تو ذهنم بود رو از جونگ کوک پرسیدم گفتم:....
ببخشی کم بود امیدوارم خوشتون اومده باشه یادتون نره کامنت بذارید عاشقتوووونم ??
قصد نداری پارت بعد رو بزاری دق کردم لطفا بزاری ما گونا دالیم
حالا پارت دیگه هم داره یانه؟.
لطفا پارت 5 خودد را چکنید در نطرات
از ششمین بخش دیگه برام باز نمی کنه چیکار کنم ??????
ممنون ببخشید ناراحت شو نبود اشتباه تاپیبود ناراحت نشو می خواستم بنویسم
عزيزم در پارت شماره ي 5 داستانت برات يك نطر يي مهم گذاشتم لطفا چك كن . موفق باشي
خب دربارهي اين تست اينه كه بي تيت اس پسر هستن و به احتمال 90 درصد خودشون همه ي كار ها را رانجامنميدن
عزيزم ناراحت شو از انتقاداتم . مي خوام عالي باشي. موفق باشي
گلم قرار نیست که واقعی باشه من دارم تخیلاتی انجام میدم و یه فیلمی دیدم از بی تی اس که این رو بهم نشون میده که خودسون کار های خودشون رو میکنن با درود
خیلی ممنون عزیزم بله اون ها چالش هاو ران بی تی اس هست خودشون انجام میدن اما نمی تونن بدون هماهنگی برای شما صحنه اماده کنند بله میدونم فیک می نویسید خیلیی هم ممنون . عزیزم گفتم ناراحت نشو خواستم ایرادات را بهتون بگم ??
پارت بعدی هم داره یانه؟ ? ?