برگشتیم با داستان چرت و پرتمان😐👌
بعد کارا. گستر.سنس. توریل و پاپیروس و آنداین و فریسک اومدن بالا سرم. گستر گفت:بهوش اومدی؟ . گفتم:پ نه پ😹 ادیت کردم که تو فکر کنی بهوش اومدم🔫😐. گستر:😐. بعد به اونا نگاه کردم و گفتم:مامان میشه لطفا لباس آنداین رو از تنت در بیاری😐 دارم آتیش میگیرم😬. آنداین گفت:من لباس نپوشیدم فکر هم نمیکنم مادر تو باشم. گفتم: تو گفتی و منم باور کردم😐 درش بیار. آنداین گفت:بچه جون😐 داری میری رو اعصابم. بعدگفتم: درش بیار. بعد آنداین یکی زد تو شکمم گفتم:حاجی پشمام تو کی رفتی تکواندو😹
بعد آلفیس گفت:آنداین اروم باش. بعد گفتم:یعنی تو میگی مادر من نیستی؟ . آنداین:نه. گفتم:یعنی میگی ما تو ایران نیستیم؟ . همه با هم:نه ایران کجاست؟ . گفتم:ولش اما اگه اینجا ایران نیست اینجا کجاست؟ . گستر گفت: شهر والیا(اسم من درآوردی) . گفتم:شوخی میکنی. گفت:نه شوخی برای چی. بعد گفتم: دشمن شما بتی بود؟. گفت:اره از کجا میدونی.
بعد گفتم: اینجا گلیچ تیله؟ گفتن:اره. بعد چند دقیقه ساکت شدم. گستر گفت:تو خوبی. بعد من یکهو گفتم:جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ. بعد شونه گستر رو گرفتم و هی تکونش دادم و گفتم:حاجی پشمام حاجی پشمام حاجی پشمام حاجی پشمام حاجی پشمام😹
گستر گفت:بند فک مبارک رو😹. بعد ولش کردم و روی تخت پریدم و گفتم:من شیفت کردم من شیفت کردم من شیفت کردم من شیفت کردم من شیفت کردم من شیف. ............ . یکهو گستر دستشو گذاشت رو دهنم گفتم:ببین دست تو سوراخه و من به راحتی میتونم از وسط سوراخ فک بزنم😐.بعد گستر گفت:بهم بر خورد. گفتم:من دوست دارم بهت بر بخوره من به اینکار علاقه دارم گسترک😐
گفت:دیگه غروری هم واسم نمونده😐😕😶.بعد از روی تخت پریدم پایین و گفتم:گوشی من کجاست میخوام پست بزار😐😒
چالش: کدوم قسمت بیشتر شما رو خندوند؟
ج چ حاجی پشمام
ج.چ:حاجی پشمام حاجی پشمام حاجی پشمام حاجی پشمام🤣
ج.چ:دعوات با گستر و حاجی پشمام
چالش: کدوم قسمت بیشتر شما رو خندوند؟
از سوراخ گستر میتونی حرف بزنی و اون تیکه گفتی: حاجی پشمام حاجی پشمام 😂😂😂😂😂
عالی بود زود باش پارت بعدی رو بنویس
جواب چالش : من هر دو تا پارت رو دوست داشتم هر دوتاش خنده دار بود
عالی !
ج.چ : اون قسمت که گفتی
از سوراخ دست گستر میتونی
هنوز حرف بزنی 😂