بخدا دارم سریع میزارم ناظر شم وگرنه دلیل نداره انقد سریع میزارم 😂😐
از زبان مرینت: با متیو رفتیم بیرون تا باهم رستوران ناهار بخوریم باهم دیگه، رفتیم رستوران ایتالیایی سنسو که پنج ستاره بود، پیتزا مخلوط و چهار فصل سفارش دادیم و باهم خوردیم و میخندیدیم اخر غذا متیو لپمو بوسید که خیلی خجالت کشیدم و خنده ریزی گفت تعجب کردی نه؟ من: اره 😅 متیو: 😂 من: نخند 😐😐 متیو: 🤐 خودش میدونه من وقتی بگم نخند زیپو میبنده 😂
ساعت ۵: برگشتیم خونه، مارتین یه نگاه چپ چپ نگامون کرد و رف تو اتاق متیو جوری نگام کرد که فهمیدم میگه برو دس به سرش کن منم رفتم تو اتاق مارتین، از زبان مارتین: مری اومد تو اتاقم بهش گفتم مری نیاز نیست بیای دروغ بگی، خودم بهتون ردیاب وصل کردم و دیدم متیو لپتو بوسید 😂😐😐😐😐مری: 😐🤐😠😐😠
مری دوید دنبالم و من هی فرار میکردم متیو جلوم سبز شد زدم تو دلش و فرار کردم نزدیک استخر بودم رفتم کنار مری اومد رفتم از پشت پرتش کردم تو آب 😂😂 مری: فقط وایسا من بلند شم، میکشمت مارتین میکشمت 😐و داشت دس و پا میزد لباسمو در اوردم و پریدم تو اب و نجاتش دادم گفت: ممنون مارتین و غش کرد
یهو یه فکری ب سرم زد، اون به گربش خیلی حساسه اگه بگم گربش فرار کرده بیدار میشه، مریییییی گربت فرار کرد، مری: جیغغغغغغغغغغغغغ چییییییییی نههههههههه 😭من: نترس بابا شوخی کردم که بیدار شی 😑😐😐 مری،: هوف و دوباره غش کرد قیافه من: 😑😐
ساعت ۹:۴۵ بود، مری و متیو گفتن میرن بخوابن، من بیدار موندم، بابا هم بیدار بود، زنگ رو زدن، گفتم کی میتونه باشه، درو باز کردیم کسی نبود، یه نامه بود نوشته نامه: سلام اقای کای کافن، من شارلوت هستم عضو گروه دزدان ناکام (الکی اسم زدم 😐) فردا ساعت ۹: ادرس پشت نامه رو بیاید خودتون تکی، خداحافظ پایان پارت ۶
لایک و کامنت فراموش نشه گلام
عالی بود داداش❤❤
مرسی عزیز دلم
خوب بود به تست های منم سر بزن
چشم