دوستان عزیز قسمت 11 برای شما و قسمت های داستان روز های زوج نوشته می شود و معذرت می خواهم برای شرایت فعلی
خب بچه ها داستان یکم جالب می خواد بشه و عشق ادرین و مرینت رو یکم سردش کنیم بریم. از زبان مرینت . اون شب سرم رو روی پا های گربه سیاه گذاشتم و خوابم برد و شب گربه سیاه معجزه گرم رو برداشت و بعد سر جاش گذاشت و منو بردش خونه صبح شده بودش رفتم پایین تا صبحانه بخورم که پدر گفت مرینت عزیزم حالت خوبه گفتم اره چطور مگه پدرم گفت چون دیشب صدا تغ تغ از اتاقت می اومد رفتم تو فکر که بهانه جور کنم گفتم نه دیشب از روی تختم قل خوردم افتادم برای اون بوده
بعد از خوردن صبحانه رفتم کیفم رو برداشتم برم مدرسه که سره راه لوکا رو دیدم لوکا گفت مرینت می خوای برسونمت گفتم ممنون می شم لوکا دیرم شده سوار دوچرخش شدم رفتم سمت مدرسه بعد رسیدیم مدرسه که لوکا گفت مرینت یک لحظه بیا بعد صورتم رو بوسید { بچه ها ادرینم توی راه مدرسه بودش که با این صحنه بله دیگه عکس داستان همین هست } از زبان ادرین . بعد دیدن این صحنه زیبا به این پی بوردم که مرینت برای اینکه منو از حس پدرم در بیاره گفت عاشقمه و دیشب گفتش با قرار هستش تا عبد با هم باشیم برای این بود که با من خوشحال نیست و می خواد با لوکا باشه من دیگه با مرینت یا لیدی باگ کاری ندارم چون این حس باعث این میشه که هم من عزیت شم و اونئپس این رابته تموم هستش اون نمی تونه هم خر یه لوکا هم خرما رو داشته باشه . کلاس شروع شد و من کنار کلویی نشستم مرینت اومد تو کلاس با دیدن این صحنه چشماش گرد شد
از زبان مرینت . اومد تو کلاس دیدم ادرین کنار کلویی نشسته و به من نه نگاهی نه سلامی رفتم جلوش گفتم سلام ادرین ولی جوابم رو نداد زنگ کلاس خورد من وایسادم همه برن تا ادرین من تو کلاس بمونیم و ادرین انگار می خواست با من تنها حرف بزنه همه از کلاس رفتن رفتم پیشه ادرین گفتم ادرین چیزی شده از من بدی دیدی گفتش مرینت بهتره رابته ی من و تو تموم بشه گفتم چرا چیزی شده مگه گفت من می دونم تو و لوکا با همین و جلوی مدرسه دیدمتون و دیشب هم حرف از تا عد بودن می زنی پس من و تو رابته ی دیگه باهم نداریم . { ای کسی که این را می خوانی بعد از رفتم ادرین از کلاس اهنگ دلی را زیر پا نزاشتی رو بزار و با صداتم طوری باشه که داستان عاشقانه باشه }درین از کلاس رفت بیرون من نشستم روی زمین و اشک صورتم می ریخت پایین گفتم لنت به اون لحظه لنت به اون ساعت لنت به لوکا که عشقمون رو نابود کرد {دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل شکستگی داشت کفره ولی می گم چشمای توی خدای من بود }
از زبان ادرین سوار ماشین شدم و رفتم سمت خونه سریع رفتم توی اتاقم نشستم روی تختم گفتم پلگ به نظر زود تصمیم گرفتم پلگ گفت نه زود تصمیم نگرفتی دیر تصمیم گرفتی که منو پیشه کممر ها بیری گفتم حالا فهمیدم عشقم وقت برای اروم کردن بود لنت به این عشق ولی هنوزم عاشقشم چرا چرا اون منو دوست نداره چر اخه { دوباره دلی ....} صورتم رو پاک کردم گفتم نه من نباید ضعف نشون بدم دیدم که گوشیم زنگ خورد دیدم لایلا هستش گفتم سلام لایلا لایلا گفت ادرین حالت خوبه چون داشتی می رفتی مقز داشتی گفتم خوبم لایلا لایلا می خوای یه قرار با هم بزاریم گفتش یه یه اره دستت درد نکنه گفتم جاش با من لاکیشن می فرستم . { بچه ها جاش همین جایی هستش که ادرین و مرینت تو خوایی قسمت های قبل رفتم و اگر توی کارتونش فصل 2 یادتون باشه اونجا از بالکن اتاق مرینت کاملا معلوم هستش .
شب شده بود با ماشین رفتم دنبال لایلا و بردمش جایی که غم هام شروع شد و می خوام دله اونی که دله من رو شکست نابود کنم . از زبان مرینت . حالم خراب بود توی اتاقم بودم و وقت گریه می کردم مامان بابام می گفتم مرینت حالت خوبه گفتم ولم کنید بزارید تنها باشم بلد شدم تمام عکس های ادرین که روی در رو دیوار اتاقم بود کندم بعد دیدم یه دای خنده از بیرون می یاد دیدم ادرین و لایلا هستن گریم دو برابر شد اشک می ریختم اشک { دلی رو ......} گفتم خدای من چی کار کردم که عشقک رئ از من گرفتی و علیه من کردی خدااااااا پشدم رفتم پایین یکم روغن برداشتم رفت بیرون تو اون راپله ای که می خواستن می یان پایین که دیدم ادرین و لایلا همرو بوس می کنن ظرف روغن از دستم افتاد نارحت رفتم تو خونه تکه دادم به دیوار زدم زیر گریه گفتم عشقم از دستم پرید عشقم رو گرفتن عشقم عاشقه یکی دیگه شده خدا یا بسته دیگه
از بان ادرین. بعد این شب دیدم واقعا دارم عاشق لایلا می شم و دیگه من به لیدی باگ نیازی ندارم اونم به من نیازی نداره سوار ماشین شدم لایلا رو رسوندم رفتم خونه در رو باز کردم دیدم فیلیکیس جلو مه گفت کجا بودی با اون دختر مرینت بودی گفتم اول من دیگه با مرینت نیستم و دوم من با لایلا بیرون بودم . از زبان فیلیکیس تو فکرم گفتم این ادرین لنتی مخه عشقه منو زده رفتم توی اتاق و منم زدم زیر گریه
از زبان مرینت صبح شد رفتم مدرسه دیدم ادرین و لایلا دست در دسته هم دارن می یان من از خشم پر بودم رفتم پیشه الیا گفتش مرینت فهمیدی ادرین و لایلا با همن گفتم نه الان دیدم گفت مرینت این هم فهمیدی فیلیکس و لایلا باهم بودم ولی ادرین اومد بین رابتشون گفتم نه الکی می گی گفتم الیا تو کلاس پیشه من می شینی گفتش اره رفیق
کلاس تموم شده بود من رفتم سمت خونه رفتم پیشه مامانم تا راجب این موضوع باهاش حرف بزنم مامان گفتم تو که واقعا به لوکا علاقه نداشتی گفتم نه مامان گفت پس خدا همچی رو درست می کنه مرینت چون عشق قوی ترین جادو تو کل دنیاست و به خاطر همین انقدر سخته به دست اوردنش عشق معجزه اساست
خب بچه شرمنده یکم این قسمت همش گریه گریه بود می خواستم کلن داستان رو عوض کنم داشت معمولی می شد برای جالب شدن این کارو کردم و رسیدن ادرین به مرینت 50 50 هستش و شاید به هم نرسن ممنون که خواندید و حتما نظر بدید این بزرگ ترین حمایت هستش
مرسی که خواندید
ببخشید که اینو میگم ولی باز کاگامی یه چیزی ولی لایلا؟ اخه لایلا و ادرین مگه میشه
نه برای اینکه ادرین می خواست مرینت اتیش بگیره و لایلا برای حرکت زدن خیلی بهتر بودش
وای خیلی باحال بود کرسنت گریه کرد فیلیکس گریه کرد آدرین گریه کرد
لایلا و لوکا هم ????????
این وسط ما هم ,???
لطفاً این دوتا مرغ عاشق مرینت و آدرین رو بهم برسون??
ولی این هیجانی که این قسمت درست کردی رو دوست دارم
به هم رسیدن یکی هم به داستان برگشت که حتما نقش پر رنگی در داستان و رابته ادرین و مرینت داره
چقد زیاد غلط املایی داشتی
سلام به نویسنده ی عزیز .
من خیلی گریه کردم گریههههههههههههه ????????
داستان رفته روبه غم و هیجان . اما این که میگی ممکنه مرینت و آدرین به هم نرسن ممکن نیست . این کارتون در مورد قدرت عشق به قول مامان مرینت هست و کلا بحث های دیگر تو داستان اصلی الکی هست . این کارتون راجب عشق لیدی باگ و کت نوار و مرینت و آدرین به هم هست . پس توی دستور کارتون اختلال ایجاد نکن خواهشاً من قلبم ضعیفه سکته میکنم به خدا ???????
چون توی تیتراژ آغازین کارتون که شعر میخونن این رو هم میگن
گربه سیاه میگه که من کل شب رو به اون فکر میکنم و اون نمیدونه و همینطور عشق من رشد میکنه . البته این توی بدون ترجمه و تیتراژ کاملش هست .
بعد لیدی باگ هم میکه که
The power of love always so strong
قدرت عشق همیشه قوی ترینه همون طور که خودت نوشتی ?
خب عزیز ادرین فکر می کنه که ادرین عاشقش نیست و برای کمک کردن بهش گفت دوست دارم برای همین بخاطر اینکه مرینت تو دو راهی نمونه خودش رابته رو تموم کرد ولی مرینت هنوز عاشق ادرینه و ادرین از مرینت بخاطر اینکه اذیت نشه جدا شد
به نظر من دوباره رابطه شود رو گرم کن
عالی عالی لطفاً همینطور ادامه بده لطفاً
عالی بود
بعدی رو بزارررر
عالییییی??????
مرینت و آدرین به هم برسند لطفا