پارت سومه بجنبید امیدوارم خوشتون میاد اینبار متفاوته کلا و پر از خنده یادتون نره
برای فن سایت آماده شدم موهامو دم اسبی بستم و چون بلند بود و صاف خیلی قشنگ شده بود بعد یه پیرهن سیاه و شلوار نود هم رنگش پوشیدم با یه مانتو سیاه سفید که تپ ایران هم میپوشیدمش رو دور کمرم بستم و به ریمل و یه خط چشم اکتفا کردم
چون فرداش جمعه بود برا همین مدارس تعطیل بود و شانس با من یار بود از ساعت شش آماده که شدم و چون آخرین نفر بود یعنی نفر اخری که بی تی اس رو میدید هم خوشحال بودم و هم استرس داشتم براشون انگشتر با اول اسمشو و دستبند که اسم اصلی و کامل روش بود خریدم و برا جونگ کوک یه چیز متفاوت اوردم که حال میکنه باهاش
از ساعت شش رفتیم تا جا بگیریم که بی تی اس ساعت ۸ صبح اومدن و ما هم صداشون میکردیم و کلی سوال میکردیم و اینا کلا حال داده بود که من دیگه ساعت ۹ بود همه رفتن پیششون و نوبت من بود به ترتیب شوگا ار ام جین جونگ کوک جیمین تهیونگ و بعد جی هوپ نشسته بودن و اول اومدم پیش شوگا
تا نگاهم کرد گفت اه ا/ت تو هم اینجایی پس تو طرفدار مایی و ما خبر نداشتیم خندیدم و کتابمو بهش دادم تا امضا کنه و بهش گفتم من از همون ۱۷ سالگی دوستون داشتم و برات یه انگشتر اوردم که اول اسمته s و یه دستبند اورده که اسمت یونگی کامل روش حک شده خندید و کتاب امضا شدم رو بهم داد و گفت ممنون و کرد تو دستش
رفتم پیش نامجون که خندید و گفت بودی و خبر نداشتیم منم گفتم هر چیزی در ارمی گفتنی نیست خندید و کتابمو امضا کرد و من رو بهش هم مثل شوگا دستبند و انگشتر رو دادم و اونم کرد دستشو و تشکر کرد
رفتم پیش جین که گفت اههه من تورو جایی ندیدم منم خندیدم و گفتم اره بدبخت لباس قهوه ایم خندید و کتابمو امضا کرد منم انگشتر و دسبند رو بهش دادم
بعدش رفتم پیش جونگ کوک که اونم تعجب کرد منتها از بودنم نه ها از هدیم به اون یه پلاستیک از خوراکی دادم و یه کاسه خوشگل که بهش گفتم بر گردونه اونم اینقدر شنگول شد و اعضا همش میومدن ازش بر میداشتن و اونم اجازه نمیداد همش دعوا بود ??
رفتم پیش جیمین که خودشو مظلوم کرد و گفتم منم از اونا میخوام و به جونگ کوک اشاره کرد منم واقعا خجالت کشیدم و سرمو پایین گرفتم که جونگ کوک به دادم رسید و گفت من فقط به تو میدم جیمین به کسی ندیا جیمینم خوشحال شد همونطور که شکلاتو باز میکرد امضا کرد و انگشتر و دستبند رو تو دستش کرد و تشکر کرد
رفتم پیش تهیونگ که گفت من بازم از شما خجالت میکشم اما باید حتما یه دور بیام پیشتون فارسی یاد بگیرم منم خندیدم و گفتم حتما با کمال میل بعد انگشتر و دستبند رو هم دادم پوشید و تشکر کرد و منم بشاش بودم از اتفاقات و رسیدن به آرزوم اما باور میکنید بهم دست ندادن چون میدونستم نا محرم و ایرانی مسلمونن
رفتم پیش جی هوپ و اونم باهاش حرف زدم و بهم قول داد که یه روز رقصمو ببینه و بهش نظر بده و من کلی خوشحال شدم چون تو چشمای آدم نگاه میکردن واقعا برام خجالت اور بود که وقتی نشستم سر جام بی تی اس شروع کردن حرف زدن و خوردن خوراکی هایی که به جونگ کوک دادم البته اون نمیداد جیمین بهشون میداد ?
فن سایت آخرش بود که جیمین خواست اسممو بیاره تا ظرف رو بردارم که همه جلو دهنشو گرفتن که نگه بدبخت رو خفه کردن که اونم گفت صاحب ظرف بیاد باهاش کار داریم بعد فن سایت که مال منم بود و خواستم پیششون برم که
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ولی فن ساین رفتن فقط با یه شماره نیستا🤨
خیلی خوبه من چون خودم میرقصم دقیقا خودم رو جای ا/ت میذارم خیلی خوبه
باحال بووود
سلام عزیزم خوبه . فقط یک چیزیش غیر منطقی هست اینکه شما با موهای دنبه اسبی میری فن ساین بعد اونا بهخاطر اینکه مسلمانی بهت دست نمیدن ؟ خیلی عجیبه . یا حد عقل یک شال می گفتی که انداحتی بعداینو می گفتی . یا نمی گفتی مسلمون بودی دست ندادن . موفق باشی .
ببین اونا میدونن که ایرانی ها مسلمونن و اینکه در داستان ا/ت تا به حال بهشون دست نداده واس همین گفتن لابد روی همین مسلمونیش هست چون خیلی از فن سایت های بی تی اس رو دیدم و اینکه فهمیدم اونا دست نمیدن
ممنون عزیزم خیلی خوبه .
توروخدا زودتر بذار بقیه شو خیلی بامزه بود ??????????????????
خیلی خوبه زود زود پارت ها رو بزار????????????????????????????????????????????????????????????????????☝
قسمت بعدی رو بزار?