پارت 19 این یه ذره از قبلیا کم هست مرسی از نظراتتون بخاطر اینکه انقدر دوست داشتید زود گزاشتم و مرسی از نویسنده دوم میراکلس این پارت خیلی زیباست بریمم بریم?
فیلیکس منو تهدید میکرد کم کم ترسیده بودم چون دستش بغل گردنم بود و میتونست با یه حرکته خیلی کوچولو من و همه ی آرزو هام رو به گور ببره گفتم باشه باشه لطفا آروم باش فیلیکس گفت:نه خیلی تا اینجا زحمت کشیدم و مجبورم حالا میدی یا با زندگی و آرزو هات خداحافظی میکنی.من میخواستم بازم بگم نه اما دوباره نگاه به دستش کردم که داره بهم نزدیک تر میشه گفتم باشه باشه قبوله دستت رو بنداز تا بدم گفت منو خام فرض کردی احمق تو در بیار منم کاری ندارم میدی یا دیگه نمیبینی گفتم از کجا معلوم من تبدیل شم بعد بزنی بهم
گفت نگران نباش گفتم اتفاقا نگرانم.گفت:پس بدون خودت ندادی اون دنیا ناراضی نباشی پنجش رو دقیقا 10 سانتی متر به گردنم آورده بود دیگه نمیتونستم من به سختی عشقمو به دست آورده بودم حالا دیگه هیچوقت نتونم ببینمش نه گفتم قبوله دستم رو بردم به گوشم و با کمی صبر گواشواره سمت راستم رو درآوردم نصف بدنم نمایان شد گفت بعدی آب دهنم رو محکم قورت دادم و دستم رو گذاشتم رو گوش چپم
نمیخواستم در بیارم اما مجبور بودم انتخابم یا مرگ بود یا دادن معجزه گرم دلم نمیومد گوشواره سمت چپم رو در بیارم که گفت سریعع من ترسیدم و در آوردم و هویتم لو رفت?خیلی از مردم که اونجا بودن دیدن خیلیا فیلم گرفتن همه در تعجب بودن که مرینت طراح پاریس لیدی باگ باشه فیلیکس تا منو دید چشماش برق زد من گوشواره هام ررو گذاشتم رو زمین و بلند شدم گفتم بیا همینو میخواستی هیولا آبروم جلو همه رفت و تف کردم به صورتش بعد اون میخواست نزدیک شه و گفت مرینت توو توو باورم ن ن ن نمیشه آدرین میدونه گفتم آررره گفت مرینت تو دختر خوشگلی هستی دلت پاکه م من نمیدونستم این تویی خندش گرفت و ادامه داد من نمیدونستم این تویی وگرنه من تو رو دوست دارم مرینت اولین بار از تو تلویزیون وقتی داشتن از خونت فیلم میگرفتن برا شیرینی پزی دیدمت هیچوقت فک نمی کردم از نزدیک ببینمت تو واقعا زیبایی
گفتم خفههه شو بیشعور میدونی چی میگی اون نزدیک تر اومد و دستم رو محکم گرفت و گفت آره میدونم همون موقع یکی گفت تسلیم شو. هاا باورم نمیشد لایلا(کوامی عقاب)با گرگ و شیر اومده بودن گفتن تسلییم من گفتم شما ها که شرور بودید گرگ و شیر گفتن نهه دختر خاله من قرمز شدم یقه لباسم رو کشیدم جلو و گفتم خب آره البته?
فیلیکس گفت ن ن نهه وقتی من دیدم فیلیکس هنوز گوشواره ها رو از زمین برنداشته برداشتمش و سریع کردم به گوشم و گفتم تیکی تند«تیکی اسپات آن»فیلیکس گفت نه بعد شاخ فللج کنندش رو مستقیم زد به من آآااااخ من جون نداشتم و فلج شدم افتادم زمین اون اومد بالاسرم و گفت منو ببخش مرینت مجبور بودم تو که نمیدونی چیزی از زندگیم من تورو فلج کردم خوب میشی بعد نیم ساعت بعد من دستش رودیدم که داره میاد به سمتم و دیگه چیزی ندیدم
به هوش اومدم و چشمام باز شد دیدم آدرین بالاسرمه و میگه مرینت مرینت من کم کم چشمام کامل باز شد و از زمین بلندشدم و گفتم چی شد فیلیکس کو لایلا از اونجا گفت متاسفانه اون معجزه گرتو برداشت و رفت هر جا گشتیم نبود گفتم آدرین تو چجوری اومدی گفت منم از انگلیس اومدم(آدرین کوامی اسب بود) گفتم پس کوامی اسب رو برداشتی گفت آره قویه اما?دیر رسیدم دستای ادرین رو گرفتم گفتم عزیزم کامل خوب شدی دستش رو گرفت رو سرش و موهاش رو خاروند و گفت جریان داره
من گفتم ادرین مرسی که اومدی من الان فقط به عشق تو سرحال هستم وگرنه من معجزه گرم رو از دست دادم و قوانین رو زیر پا گذاشتم الان همه میدونن من لیدی باگم و گفت تو کار درست رو کردی منم معجزه گرم رو از دست دادم ما به دستش میاریم بعد گرگ گفت من میتونم رد پاش رو بگیرم دختر خاله من دستم رو گرفتم جلو دهنم ?و گفتم حالا تو هم انقدر نگو دختر خاله اه بعد خندید و گفت ببخشید پسر خاله خب اگر دختر خالم نیستی پسر خالمی? و گفتم مزه نریز میگم اینجا نگو خوبه تا همین 2 روز پیش دشمنمون تو بودی و گفت اه من دیگه خوب شدم گفتم می بینیم بعد به ادرین گفتم مرسی که بخاطرم اومدی از اونجا با اون حالت و گفت من همیشه کنارتم و به هم نزدیک شدیم و... همه جیغ میزدن و داشت گریشون درمیومد و گفتم اه بسه بعد شیر گفت خب لحظه قشنگیه دختر خاله من گفتم ای بابا مگه نمیگم نگید دختر خاله گفت خب ببخشید تو به گرگ گفتی به من که نگفتی گفتم آه دیگه جفتتون نگید
از چشم فیلیکس:طبق نقشتون آوردمشون فقط-فقط چی فیلیکس-ام هیچی من فهمیدم اون مرینته-خب من قبل تر از تو فهمیده بودم با هم انتقام میگیریم- بااشه ارباب البته- البته چی فیلیکس-هیچی-خوبه انتقامه عزیزانمون رو می گیریم_ بله رییس?با خودم گفتم هیی مرینتمن خیلی دوسش دارم❤اما
تمام شد?
مرسی که دیدید من همه ی نظرات را دیدم و در حالی که امتحان داشتم سریع خوندم درسم و براتون هم نوشتم مرسی که دیدید خب یه چالش این پارت داریم چیه؟کسی که به فیلیکس دستور میده کیه اگه یه مرینت آدرینتیه بیست باشی و پارت های قبل و دیده باشی وایت از آب خوردنم راحت تره مرسی منتظره جواباتون هستم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود دست مریزاد ایول داری مرسی میشه یه سری به داستان منم بزنید اسمش دختر کوچولو ی ۱ هست بخونید مرسی???????????????????????????????????????????❤❤❤❤????????????❤❤???❤❤?????❤????????❤?????????❤??????❤???????❤?????????❤???????❤???????
بدجور عاشق کاراتم و خیلی منتظرم که داستان هات بیاد و باعث افتخارمه که داستان های شما رو می خونم.واقعا داستانات محشرن❤❤❤
ببین داستان ات خوبن ولی توروخدا استار رو بذار
خیلی عالی بود ?
ممنون که داستان هامو دنبال میکنی??
ناتالی یا امیلی
عالییییی بود آفرین ?????????
همینجوری با قدرت برو جلو???
بعضی هاتون درست گفتن گل ها ممنون از نظراتتون
عالی بود حرف نداره بهترینه♥️?♥️?♥️? من اولین نفرم ??