اینم پارت ۹ حتما بخونید جون این پارت خیلی حساسه
از شک در اومدم و کار مورد علاقم رو کردم یه پارچ اب گرفتم و ابش رو خالی روی رالنز بعد جانی اومد و دستم رو گرفت و نشستم توی ماشین داشتیم سمت فرودگاه میرفتیم که
از دید جانی:
داشتیم سمت فرودگاه میرفتیم بین را خیلی سرسبز بود از فرود گاه خیلی دور بودیم توی همینا فکار بودم که یه کامیون با هامون تصادف کرد و بعد دیگه چیزی متوجه نشدم
همین زمان در کارگاه سایوا از دید ماهر:جی پی اس رئیس نشون می داد که توی راه فرودگاه دور زده توی جنگل تعجب کردم که سایوا گفت:
گفت:الکسا داره میره کلبه جنگلی این نشونه خوبی نیست من هنوز گیج بودم که ادامه داد:اخرین بار اصلحه و موتورش رو اونجا گذاشت . اون رفت پشت کامپیوتر جنتا بگه پرینت کرد و چند تا چیز نوشت و بعد به من گفت :
گفت :اینا رو بده به الکسا توی فرودگاه منم سمت فرودگاه رفتم و اونو به رئیس دادم بعدشم برگشتم...
از دید سایوا:
چند دقیقه بعد کین و مامورا ریختن توی کارگاه ازشانس خوبم به موقع فرار کردم کینِ(هر ف+و+ ش دوست دارید بدید)همه مون رو فروخت ماهر رسید گفت: بپر بالا
ازدید جفری:داشتم اخبار میدیدم که گفت :الکسا سیزن و جاناتان استیون در تصادف بین جاده.....مردن ماشین بعد تصادف منفجر شد کپ کردم اخه چطور ممکنه بعد در خونه رو زدن در رو باز کردم دوتا مرد اومدن تو ویکی گفت:
گفت:داداش من ماهرم وسط حرفش کفتن :منم کاربلدم متعجب بهم نگاه کرد و بعد اون یکی گفت:پس خبرش پخش شد ماهر:خب ببینید این خبر اشتباه به دلایل خاص و ادم فروشی کین با یه اسم جعلی رفته خارج نشستم روی مبل و یه نفس عمیق کشیدم ?بعدش...
چند ساعت قبل
دوستان پارت بعدی پارت نهایه حتما بخونید البته اتفاقات هیجانی بیشتر توی این پارت بود پارت بعدی اسم داستان بعدی رو میگم که فصل دوم همین داستانه
عالی بود
حتما خاطرات من رو بخونید عالیه
عالی بود خیلی قشنگ بود
پارت بعدی نهایی حتما کلش رو از اول بخونید
بهترینی
باحال بود ادامه?
عاااااااالی بود