بفرمایید اینم قسمت ۱۰ . باید لذت ببرید ?. لطفاً نظر بدین ثواب داره❤️. یادتون نره که من عاشقانه و طنز مینویسم❤️ همه ی قسمت ها به هم ربط داره پس حتما قبلی ها رو بخونید .
از دید آدرین : مرینت گفت من خسته شدم میخوام بخوابم ? گفتم منم همینطور ? . خوابیدم و دستم رو دراز کردم تا مرینت روی دستم بخوابه ❤️ مرینت اومد و سرش رو گذاشت روی دستم و صورت هامون رو به هم نزدیک کردیم ❤️?✨و خوابیدیم....
یک ساعت بعد ?? چشم هام رو باز کردم دیدم که دماغِ مرینت توی چشمامه ? آروم نشستم ، دستم دوباره خواب رفته بود ? ، آلیا اومد پیشم میخواست یه چیزی بهم بگه تا منو دید وحشت کرد ? گفت : آدرین صورتت ! گفتم صورتم چی ؟!؟! سریع یه آینه بهم داد ، خودم رو نگاه کردم ?? دیدم وقتی که خواب بودیم لبه مرینت خورده به صورتم و همهی صورتم آبی رنگ شده ? ( ? ) به آلیا گفتم : آلیا آرایش پاک کن داری ؟ گفت من توی هتل جا گذاشتم ? اما میرم از دخترا میپرسم . آلیا رفت ، من از خودم یه عکس گرفتم تا بعداً به مرینت نشون بدم . یهو....
یهو خانوم مندلیف اومد . من با خودم گفتم حالا چه خاکی به .... ، هیچ خاکی نبود ? خانوم مندلیف منو دید می دونست که با مرینت خواب بودم ، گفت آقای آگراست باز بلوبری خوردی??!! گفتم : آ...آ...آره ? گفت اشکال نداره من آرایش پاک کن دارم بذار کمکت کنم ? گفتم حتما چرا که نه ! از کیفش یه چیزی در آورد و صورتم رو تمیز کرد . کارش که تموم شد گفت بفرما اینم از این ، دیگه بلوبری نخور ? گفتم بله حتما .
خانوم معلم رفت . مرینت بیدار شد و یه خمیازه کشید گفت آه خیلی خوب خوابیدم ? گفتم اما من افتضاح خوابیدم ? گفت چطور مگه?؟ گفتم اول اینکه که دستم خواب رفت دوم اینکه صورتم چیز شد ? گفت چیز چیه ؟ گفتم این عکس رو نگا کن . عکس رو که دید جیغ زد گفت ببخشید واقعا ? گفتم ببخشید چیه ؟ لبت به همه جای صورتم خورد جز به اون جایی که باید بخوره ? .
یهو آلیا اومد گفت چی شده صدای جیغِ مرینت اومد ، ببخشید آدرین آرایش پاک کن پیدا نشد ، وایسا ببینم صورتت که تمیزه ! با چی تمیز کردی ؟ گفتم : من تمیز نکردم خانوم مندلیف تمیز کرد ? گفت اییییش حیف شد عکس نگرفتم ، اوه راستی جمع و جور کنید که داریم میریم هتل . گفتم اوه اوه باشه الان جمع میکنم .
خلاصه برگشتیم هتل و شب شد و وقت خواب بود . مرینت گفت آدرین بریم بخوابیم ؟ گفتم باشه فقط هر چی آرایش داری پاک کن ? گفت پاک کردم ? گفتم باشه . رفتیم بالا روی تخت دراز کشیدیم ، مرینت گفت میشه روی دستت بخوابم لطفاً لطفاً لطفاً ?؟ گفتم نه ? میتونی فقط دستم رو بگیری نمی تونی روش بخوابی هنوز درد میکنه ? . گفت باشه شب بخیر ?.
صبح شد از همه زود تر از خواب بیدار شدم و چمدون ها رو بستم ، امروز هیچ دردی نداشتم ? . آلیا و نینو هم کم کم از خواب بیدار شدن ، اما مرینت هنوز خواب بود ? رفتم پیشش گونه ش رو یواش ناز کردم و گفتم : مرینت بیدار شو ! دیدم هیچ تاثیری نداشت ? گفتم : مرینت عزیزم دخترم بیدار شو مدرسه ت دیر شده ! مرینت توی خواب گفت : مامان آدرین مدرسه میاد? ؟ بعد دوباره ساکت شد . گفتم ?: مرینت عروسی ت دیر شده آدرین منتظره ?!!!! یهو از خواب پرید گفت با اجازه ی بزرگتر ها بله !!!! ( ?) منو آلیا و نینو زدیدم زیره خنده ??? گفتم مرینت دیر شده از پرواز جا میمونیم !
گفت پس عروسی چی شد ؟ گفتم عروسی در کار نیست فعلا باید برگردیم پاریس ? گفت اوکی الان آماده میشم ? اما عروسی بود.
خلاصه رفتیم فرودگاه و سوار هواپیما شدیم و حرکت کردیم. باز هم توی قسمت VIP بودیم و بازم وقت ناهار شد ? مرینت گفت آدرین من ایندفعه دیگه هر تو بخوری من میخورم ? گفتم اگه من تخم مرغ آب پز بخوام چی ?؟ چیزی نگفت فقط به نگاه ترسناک بهم میکرد ، از اون نگاه فهمیدم که چی سفارش بدم ? به مهمان دار گفتم دو پُرس کباب بختیاری با نوشابه لطفاً
غذا رو خوردیم و خوابیدیم . خلاصه رسیدیم پاریس و فرود اومدیم. از ترمینال خارج شدیم ، همهی خانواده ها منتظره بچه هاشون بودن . قبل از اینکه خانواده هامون من و مرینت رو ببینن همدیگه رو بوسیدیم❤️? و خداحافظی کردیم رفتیم خونه . شب شد و ....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
از طرف من به مرینت بگو بیزحمت رژ پر رنگ نزن
ترو خدا نکن همین من العان نوه شبه دارم میخونم جر خوردم از خنده هیچ شکنجه ای ید تر از این نیست که آروم و بی صدا بخندی🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
🤣
نه دروغ میگم
وای وای من درد حد مرگ خندیدم???? وای خدا عالی بود عالی و اینکه یه چیزی محض اطلاع تو پاریس کباب نیست اونم بختیاری و البته نوشابه زیاد پیدا نمیشه به جای میتونستی بنویسی نوشیدنی...♥♥♥
بذار دیگه?
سلام دوستان??
خیلی خوشحالم که خوشتون اومد.
من خیلی خیلی سرم شلوغه ، واقعا ببخشید قسمت بعدی یکم دیر میاد.
راستی اگه چیز های ایرانی توی داستان می بینید فقط برای طنزه .
من هم عروسی ایرانی میذارم هم خارجی ، هر کدوم رو که دوست دارین نگاه کنید .
چون خیلی از نویسنده های این سایت برای دانشگاه اینا رو بردن خارج ، من اینا رو توی پاریس نگه میدارم .
اگه نکته ای یادم اومد بهتون میگم . ??
خیلی طنز بودخیلی خندیدم ?????
1 میشه ایرانی نباشه بابا خودمون از ایرانی بودنمون خسته ایم حالا بیایم داستان ایرانی بخونیم ????☹️☹️
2 ماریا و امممم نمیدونم
3 برن نیویورک
توروخدا بذار دیگه تحمل ندارم خواهش میکنم خوااااهش میکنم اعتمادالسلطنه ميکنم بذار دارم قسم میدم بذارررر
عالی در حد ترکیدن خندیدم
عزیزم خیلییی قشنگ بود بهترین بهترینن یکم خندیدم بقیع پارت ها هم مثل همین بنویس این از همه بهتر بود فقط ایرانیش نکن مثلا تخم مرغ آبپز و کباب بختیاری ولی مرسی خیلی زیبا بود منتظر پارت بعد هستم?
این چیزای ایرانی فقط برای طنزه
آره موافقم ایرانیم ایده ی خوبیه فقط خواهشا بعدی رو بذار بابا من هر روز میام ببینم نیومده بذار دیگه❤❤
دوستان من برای ازدواج مرینت و آدرین ایده هایی دارم :
ازدواج ایرانی یا خارجی یا هر دوتاش ؟
بچه شون پسر باشه یا دختر ؟
برای دانشگاه برن جای دیگه یا توی پاریس بمونن ؟
حتما بگید ❤️
۱: هم ایرانی هم خارجی
۲: بچه شون دختر باشه
۳: برای دانشگاه توی پاریس باشن
داستان خیلی عالی بود???????