
سلام دوستان عزیزم اینم پارت ۱۱ من تا پارت ۱۳ نوشتم و تا پارت ۱۱ گذاشتم پس لطفا لایک و کامنت فراموش نشه حتما لایک کنید و کامنت کنید از این به بعد هم دارم طولانی میدم خب بردی ادامه 🏃🏻♀️
انچه گذشت : در پارت قبل خواندید که هویت مرینت برای همه فاش شد و ادرین هنوز باور نمیکرد که عشقش همون مرینت باشه و پلگ هم همش غصه تیکی رو میخور و مرینت از صبح تا شب گریه میکرد و خودش رو سرزنش میکرد و و مادر مرینت میاد و میگه که وای دخترم تو این همه مدت لیدی باگ بودی واقعا بهت افتخار میکنم. روز بعد مرینت به مدرسه نمیره و بعد چند ساعت ادرین یا همون کت نوار میاد و به مرینت دلداری میده و بعد هویت خودش رو به مرینت میگه . مرینت بیهوش میشه و میبرنش بیمارستان و دکتر بهشون اخطار میده و میگه که حال مرینت داره بد تر میشه و باید درمان رو شروع کنیم و خلاصه هاک ماث دوباره با ارتشش حمله و میکنه و کت نوار و مولتی موس معجزه گر کفشدوزک رو بس میگیرن و خلاصه بعد مدتی مرینت از خواب میپره و میفهمه که همش خواب بود . ( اگر پارت قبل رو نخوندید حتما بخونید بعد بیاید این پارت )
( علامت مرینت+ علامت تیکی، علامت ادرین _ علامت پلگ* علامت الیا÷علامت نینو×) خب بریم ادامه داستان 🏃🏻♀️ + چی همش خواب بود وای خدا رو شکر ، چی شده مرینت ؟+ وای تیکی من چند وقته خوابم ، امممممم خب چیزه + ها چیه بگو دیگه ، تو ۱۶ ساعته خوابی + چیییییی ۱۶ ساعت ( بابا تو دیگه کی هستی خرس قطبی هستی یا انسان/ + خفه لطفا ) ، چی شده حالا چرا عرق کردی ؟ + وای تیکی نپرس یک خواب خیلی بد دیدیم ، چه خوابی + خب تو خوابم هاک ماث حمله کرده بود و معجزه گرم رو برداشته و بود و همه پاریس میدونستن من مرینتم و هویتم فاش شده و بود و ادرین کت نوار بود و من بیماری فلج مغذی داشتم و ( همه میز رو تعریف میکنه )( علامت راوی داستان💓) 💓قیافه تیکی :😨😨😑قیافه مرینت :😐😦😢، نگران نباش مرینت خواب بوده دیگه + اما من دلم شور میزنه تیکی ، نگران نباش بابا حالا پاشو برو پایین تا مامان و بابات سکته نکردن + باشه € سلام دخترم چقدر خوابیدی انگار خیلی خسته بودیا + ام سلام مامان اره نمیدونم چرا انقدر خوابیدم تازه یک خواب عجیب غریب هم دیدم € چی ؟ 💓 مرینت همه پیز رو تعریف پیکنه غیر از هویتش و اینا و میگه توی خواب دیده بیماری داره 💓قیافه سابین :😨😢😪€ بیا دخترم باید یه چیزی رو بهت بگم + بگو مامان € راستش تو بیماری فاج مغذی رو داری که از داییت بهت رسیده اما زود خوب میشی نگران نباش + چی چ...ی م..نن بی.ما...ر..ی دد...ارم € متاسفانه اره اما درمان داره دخترم = یلام دختر خوش خوابم + سلام بابا = چی شده کشتی هات غرق شدن
€ من اون موضوع رو بهش گفتم = چی گفتی ؟ € اره + خب خوب میشم دیگه اینکه دیگه غصه نداره نازه من برم یکم درس بخونم € دخترم بیا صبحانه بخور بعد برو + باشه ، صبحانه خوردم و رفتم تا درس های عقب مونده رو بخونم که یکی زنگ خونه رو زد ادرین بود اومده بود تا یکم درس ها رو بهم یاد بده _ سلام مرینت + سلام ادرین 💓مرینت الان جلوی ادرین لکنت زبون نمیگیره _ اومدم درس ها رو بهت یاد بدم + ممنونم 💓خلاصه درس ها رو به مرینت یاد میده و میره و شب میشه و مرینت یکم با تیکی حرف میزنه . و کت نوار میاد _ پلگ به نظرت یکم برم پیش مرینت اخه اون دختر خیلی خوبی هست خیلی خوشگله مهربونه خوش اخلاقه باهو * باشه بابا مغذمون رو خوردی برو _ باشه پلگ کلوز اوت تبدیل شدم و رفتم بیش مرینت ، سلام مرینت حالت چطوره + سلام کت نوار ممنونم تو خوبی _ ممنون اومدم بهت سر بزنم + ممنونم بیا تو واگرنه سرما میخوریا _ باشه ممنون 💓خلاصه با هم کلی وقت میگذرونن و انگار مرینت هم به کت نوار احساسی داره اما نه زیاد و کت نوار به مرینت علاقه مند شده .
( علامت هاک ماث£علامت مایورا ¥) £ وقت نقشه لست ناتالی ¥ بله قربان £احساس قویی احساس میکنم پر بزن اکوما کوچولوی من و قلب اون مرد رو تیره کن ، اقای کبوتر من هاک ماثم به تو قدرتی میدم که بتونی هنه کبوتر ها رو بر علیه خودت جمع کنی در عوض باید معجزه گر کفشدوزک و گربه رو برام بیاری اقای کبوتر: بله قربان £ هاهاهاها ( خنده شیطانی) + با کت نوار رفتیم روی بالکن که یکدفعه دیدم ........ کبوتر ها کل شهر رو گرفتن . _ وای نه بازم اقای کبوتر 😫😤+ برو باید شهر ور نجات بدی _ اره میدونم ، میبینمت بانوی من + خداحافظ کت نوار ،خب تیکی وقت تبدیله تیکی اسپاتس ان و رفتم تا با کت اون کبوتر رو شکست بدیم . _ دیدم لیدی باگ هم اومد بهم سلام داد اما من جواب ندادم و گفتم باید روی شرور تمرکز کنیم و رفتم جلو + وقای رفتم گفتم سلام پیشی اونم بی توجه گفت باید روی شرور تمرکز کنیم و رفت جلو دلیل رفتارش رو نمیدونستم شاید اون دیگه لیدی باگ رو دوست نداشت . رفتم جلو و با هزار بد بختی شکستش دادیم و گفتم بزن قدش اما اون زود رفت . _ شرور رو شکست دادیم لیدی باگ گفت بزن قدش اما من رفتم فکر کنم ناراحت شد اما ولش کن من مرینت رو دوست دارم . رفتم سمت خونه مرینت که دیدم اون تو اتاقش نیست رفتم توی اتاقش .
همه جا رو گشتم اما پیداش نکردم _ ای بابا پس مرینت کجاست ؟ شاید رفته پایین پیش مامان و باباش فلش کن فردا شب میام و رفتم خونه و به خودم تبدیل شدم پلگ کلوز ان * وای ادرین یه پنیر رد کن بیاد که جونی برام نمونده . _ یک سوال پاگ تو به غیر از پنیر به چیز دیگه یا هم فکر میکنی ؟ * معلومه که فکر میکنم _ اها مثلا کی ؟ * خب حبه قندم قند عسلم _ حبه قندم قند عسلم ؟ ببینم مشکوک میزنیا * چی نه بابا مشکوک چیه ؟ هههههه _ ببینم پلگ بگو دیگه * خب چیزه امممم حب اها حبه قند ندیدی همونا دیگه _ خب باشه بالاخره که از کارت سر در میارم پلگ خان * باشه بابا ( در دل پلگ : اخش نزدیک بودا 😓) _ رفتم و خوابیدم + صبح از خواب بیدار شدم تصمیم گرفتم تیپ جدید بزنم اول رفتم دست و صورتم رو شستم و بعد رفتم جلو اینه گفتم تیکی به نظرت موهام رو دمب اسبی ببندم جدید میشه ، باشه ببند + موهام رو دمب اسبی بستم یک لباس قرمز استین کوتاه حالت دار با یک شلوار لی سفید و با یک کفش سفید اسپرت پوشیدم و تو اینه خودمو نگاه کردم ، وای چه جیگری شدم من ، عالی شدی مرینت بدو بریم وگرنه مدرست دیر میشه ها + اره بدو بریم ( توی مدرسه ) ÷ اوه اوه مرینت خانم تیپ جدید زدن چه کیوت شدی دختر + ممنون الیا راستش ار اون تیپم خسته شده بودم تصمیم گرفتم هر روز تیپ جدید بزنم ÷ اها یعنی برای دلبر تیپ نزدی ؟ 😏+ چی دلبر کیه ؟🤔 ÷ منظورم ادرینه مرینت 😏+ نه من دیگه ادرین رو دوست ندارم یعنی بهش دیگه علاقه ندارم فقط به عنوان یک دوست میبینمش ÷ چییییییییییییی شوخی میکنی من اون همه تلاش کردم شما رو به هم برسونم نخدچی بود 😑+ نه بابا خب ادرین با کاگامی هست و منو به چشم دوست میبینه خب منم دیگه دوستش ندارم همین😃 ÷ خب باشه
_ صبح از خواب بلند شدم و مسواک زدم و دست و صورتم رو سشتم و دیدم پلگ داره با پنیر میاد سمتم گفتم پلگ اینو ازم دور کن ایییییییی * چی برو بابا تو اثلا درک نمیکنی که بیا بیا یه قالب پنیر بزن بر بدن _ پلگ برو الان حالم بد میشه * باشه بابا گفتیم یه خوبی کنیم . _ رفتم سوار ماشین شدم و رفتم مدرسه تو راه هنش به مرینت فکر میکردم اون فوق العاده بود که دیدم رسیدیم از ناشین پیاده شدم چشمم به مرینت افتاد خیلی خشگل شده بود نمیخواستم ازش چشم بر دارم که دیدم نینو اومد سمتم × سلام داداش چطوری _ سلام نینو × کجایی _ چی هیچی همینجام × بیا بریم سر کلاس . _ باشه ( علامت خانم بوستیه ₩) ₩ سلام بچه ها صبحتون بخیر بچه ها : سلام خانم بوستیه . ₩ خب درست رو شروع میکنیم لطفا صفحه ۷۸ ریاضی رو باز کنید . ( بعد مدرسه )( خب بچه ها یه پرش میریم جلو به ۵ ماه بعد که مرینت درمان میشه و دیگه بیمار نیست در این مدت ادرین بیشتر عاشق مرینت میشه و مرینت بیشتر به کت علاقه مند میشه و هاک ماث هر روز یکی رو شرور میکنه و کت نوار و لیدباگ شکستش میدن . و تو این مدت کت نوار به لیدی باگ بی محلی میکنه و لیدی باگ بهش بیشتر اهمیت میده . ) + توی این ۵ ماه من کامل خوب شده بودم و هیچ مشکلی نداشتم . که یک صدای گریه شنیدم . رفتم و پایین رو نگاه کردم که دیدم .........
خب میدونم جای حساس کات کردم اما خب لازمه دیگه . خب خوشتون اومد ؟ لایک کردی ؟ کامنت گذاشتی ؟ اگر نگذاشتی دیگه قهرما . خب لایک و کاممت یادتون نره ها البته کم کم داستان جالب میشه نگران نباشید . کم کم فصل یک تموم میشه لطفا کم کاری نکنید منم دارم به خاطر شما مینویسم پس انگشت مبارک رو روی لایک بزار و با انگشتای خوشگلت تایپ کن خب برید انچه خواهید دید : نه نه این غیره ممکنه / مرینت شما باید هویت همو بفهمید / یعنی تو تو خب پایان . از این به بعد طولانی میدم الانم دستم داره میشکنه خب پس فعلا خداحافظ
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
وای من ی کم گیج شدم ینی الان ادرین کاگامی رو دوست نداره؟
نه عزیزم اما مرینت فکر میکنه که ادرین کاگامی رو دوست داره
خیلی خوب داستان می نویسی
عالی بید
عالییییییییییییی بود باروم نمیشه که
بعد تأیید منتشر بشه
ا
عاااااالللللییییییی تو واقعا فوقالعاده ای یه نویسنده ی واقعی♥️
ممنون عزیزم
راستی دوستان من نمیتونم تا ۲ روز دیگه تست ثبت کنم یعنی چون تستچی به خاطر شلوغی ، سایت رو بسته و نمیشه پارت بعد رو بزارم پس تا چهارشنبه صبور باشید هم پارت ۱۲ و هم ۱۳ رو براتون میزارم فعلا هم دارم روی پارت ۱۴ کار میکنم .
اره خب باید هیجان هم داشته باشه دیگه 😂
خواهش میکنم عزیزم