پارت سه شروع شد با کمک یک نفر شروع کنیم به نوشتن
میرم به یک روستا که هوای پاک داره اروم باشه معلوم نیست که کی برگردم نگران نباشین هر هفته هم تماس تصویری میگرم دخترتون مرینت امضاء م ر ی ن ت
یکی شرور شده بود مامان بابای مرینت بودن از زبان ادرین رفتم یک جا خلوت گفتم تبدیل گربه ای ابر شرور خیلی قوی بود اسمش بود تامی چنگ و قدرت ش این بود که مردم ردیابی می کرد جدا از اون خیلی قوی بودن و به چند نفر معجزه گر میدم پشت لاک میدم به نینو روباه قرمز رو میدم به الیا و خودم معجزه گر مار ورداشتم و گفتم سس پلک جفت شید
و گفتم تام چنگ کوچلو بیاین جلو و با کلی زحمت شکستش دادیم روباه قرمز شدید زخمی شد و از حالت تبدیل در اومد و نینو در حالت تبدیل در اومد و الیا رو برد بیمارستان
بعد الیا رو پانسمان کردن و مشکلش بر طرف شد و در همین حال بچه ها امدن و رفتیم پارک درباره ی مرینت صحبت کنیم رسیدیم پارک. الیا گفت باید چیکار کنیم ادرین گفت چرا حال مرینت بد شد اگه اشتباه نکنم اخرین نفری که با مرینت صحبت کرد لایلا بود که لایلا گفت حالا به من مشکوک شدین چطور الکی به من تهمت می زنین بد یک سوتی داد مشکوک شدیم و بعد یک فکری کرد گفت میتونیم دوربین های مداربسته مدرسه رو چک کنیم ولی لایلا رفته بود که نفهمید ما رفتیم این کار رو بکنیم و مکس رفت که چک کن نگاه کردیم سرعت بردیم بالا و هر جا که مرینت بود رو سرعت رو میوردیم پایین تا بالاخره به مرینت لایلا رسیدیم که لایلا گفت: 🤔🤔🤔
رفتم روستایی اروم پیدا کردم اونجا موندم اونجا طراحی میکردم لباس میدوختم و درامد داشتم که مامان بابام زنگ زدن جواب دادم گفتن خوبی مرینت کی میای از این حرف ها دیگه اروم شدن و شروع کردن به شیرینی پختن
این پارتم تموم شده و پارت بعد به نام Miraculous part 4# میذارم
نظرات بازدیدکنندگان (1)