خب بچه ها سوپرایز داریم سوپرایزمون هم کسی نیست جز
از زبان لیدی باگ مایورا اومد و گفت خب لیدی باگ و گربه سیاه سوپرایز دارم براتون بعد مایورا گابریل رو گرفت و بعد گفت اینم از سوپرایز من دست گربه سیاه رو گرفته بودم تا بلند شه بعد دیدم که یک نفر داره از دیوار بالا می یاد {اون کی هست هان اون کی هستش بچه ها اون کسی نیست جز }
کت بلنس . کت بلنس از دیوار بالا اومد و گفت بانوی من دلم برات تنگ شده بود خیلی وقته ندیدمت کت بلنس یکم دقت کرد و دید دست های لیدی باگ در دست های گبه سیاه هستش گفتم گربه سیاه برو رفتم جلو گفتم کت بلنس حالت خوبه کت بلنس اومد جلو و گفت اره بانوی من اره وقتی دسته تو رو تو دسته اون گربه سیاه سوخته می بینم حالم بهتر شد و حالا بگم چی حالمو بهتر می کنه این که معجزه گرتو بگیرم دستاشو اورد جلو و اومد معجزه گرم رو برداره من جیغ زدم چون درد داشت و گربه سیاه اومد جلو من گفت تو حق نداری بانوی منو ازیت کنی اومد و با پاش زد به صورت کت بلنس گفتم پس اونی که عشقه منو نزدیده تو هستی گربه گفت عشقی برای تو وجود نداشته کت بلنس
گربه سیاه اومد و گفت پنجه برنده و دوید تا پنجش رو به کت بلنس بزنه کت بلنس گفت بخاطره این که عشقم رو دزدیدی با زجر می کشمت دسته گربه سیاه رو گرفت و پرش کرد تو دیوار اومد سمت من و گفت بانوی من بیا بریم تا این دیوونه نویمده و اگر نیای این دیوونه رو می کشم گربه سیاه گفت نه بانوی من نروووووووووووووووو گفتم منو ببخش گربه سیاه همیشه دوست دارم یک روز پیدات می کنم گفتم کت بلنس به من یک لحظه وقت بده گفت باشه بانوی من تو جون بخواه رفتم پیشه گربه سیاه و گفتم پیشی بلند شو و یک بوسه به گونه های گربه سیاه زدم و رفتم کت بلنس گفت بانوی من حالا وقتشه که بریم دستشو گرفتم و رفتم از زبان گربه سیاه
گفتم نهههههههههههههههههههههههههههههههه بانوم رو بردن خب تا این جا نقشه درست پیش رفت الان با گوشی هامون مکان هم رو پیدا می کنیم ولی به کمک نیاز دارم رفتم سمت صندوقچه معجزه گر ها و معجزه گر لاکپشت و روباه رو برداشتم رفتم پیشه الیا و نینو باهم رفتیم به سمت برج ایفل چو گربه لنتی اونجا بود
از زبان لیدی باگ کت بلنس منو به طرف برج ایفل برد تا مثلا منو عاشق خودش منه ولی من منتظره گربه سیاه بودم تا بیاد کمکم کت بلنس گفت بانوی من امشب خوش حالم که بعد مدت ها دیدمت گفتم مم همین طوری { الکی } گفت بانوی من امشب می خوام یه سوالی کنم م عاشقه تو هستم و تو هم عاشقه منی { خیلی در هد لالیگا } پس یه سوالی ازت دارم تو با ن ازدواج می کنی تو دلم گفتم گربه سیاه بیا کمکم این دوونهست
از زبان ادرین . رسیدیم و دیدم کت بلنس داره از لیدی باگ خواسته گاری می کنه به الیا گفتم یک خیال تو ذهنه کت بلنس درست کنه که مثلا عروسیشه بعد از بالا پریدم و گفتم پجه برنده بعد کت بلنس گفتم پنجه نابودییییییییییییییییییییییییییییی من جا خالی دادم ولی نتونستم پنجم رو بهش بزنم بعد فایت ما دوباره شروع شد گفتش خیلی ممنون برای این خیال خیلی خوب بود واقعا فکر کردم واقعی هستش
گفتم بانوی من یکم کمک کن اون مثلا 2 برابر من قدرت داره کمک می خوام نینو گفت رفیق هوات رو دارم یه سپر محافظ دور من کشید لیدی باگ گفت گردونه خوش شانسی یه داروی ضد سوخته گی گفتم این برای چی هستش
کت بنس گفت برای اینه بانوی من ابر پنجه نابودی بعد دستشو سمت گربه سیاه نشونه گرفت بعد شلیک کرد گربه گفتم پشت لاک سپر رو نگهر دار گربه سیاه یه زره یه زره جلو می رفت تا پنجش به کت بلس بخوره ولی یک دفعه سپر شکست و پجه گربه هم به کت بلنس خورد کت بلنس نابود شد ولی گربه سیاه بدنش سوخته بود و بی هوش شده بود من رفتم بالا سرش و گفتم نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
دارو رو به تنش دم بعد گفتم معجزه گراتون رو سریع بدید بعد معجزه گر گربه سیاه رو هم برداشتم ادری رو بردم به سمت بیمارستان رفتم بعد یادم اومد کفش دوزک معجزه اسا بعد سوختگی بدن ادرین خوب شده بود ولی هنوز بی هوش بود رفتم تو بیماستان گفتم کمک کمکم کنید لطفا دکتر ها اومد و ادرین رو بردن
خب دوستان قسنت بعد هم سوپرایز ولی خیلی با حال تره نظر بادتون نره
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
قشنگه عاشقونه ترش کن
آقا لطفا دیر دیر پارتات نزار ولی عالی بود
آقا فردا می نویسم تا پس فردا قسمت ۱۰ اومده
بچه ها به داستان نسل جدید و نیش عقرب سر بزنید داستاناشون عالی هستن چون منبع خاصی ندارن و داستان رو خودشون ساختن حتما به داستاشون سر بزنید و نظر بدید
اینم ۹
عالیییییی بود بعدی رو بیشتر تر بنویس و سریع تر بنویس
داستان نیش عقرب هم پارت ۶ اومد و پارت ۷ هم نوشتم در حال برسی انشا ءالله پارت ۱۰ اخریه
عالی بود ببخشید که سوال میکنم اما من خر چی تست میدم میزنه عدم تایید با اینکه همه ی کاراش رو درست انجام میدم میشه راهنماییم کنی