سلام دوستان اومدم با پارت 2 خاطرات آینده می دونم خیلی ها منتظرش بودید ، ببخشید نوشتنش طول کشید نظرتونو پایین برام کامنت کنید :) ♡ عکس داستان به روز شده و از این به بعد این عکسو میزارم و فقط روش ، شماره پارت ها رو میزارم
خب اول بالا رو بخونید، خب بریم سراغ داستان آرههههههههههه خودش بود وای خدا باورم نمیشه ، *چی شده مرینت؟ +هیچی فقط من یه لحظه میرم پیش کاگامی * اوکی برو ، رفتم پیش کاگامی←+ کاگامی اون پسره کیه اونجا؟ @اِ راس میگی نمی شناسیش اون ادرین آگراسته همون هم کلاسی که بهت گفتم جدیده😅 + واقعاااا؟😐 @ آره همونع 😶
+ وای خدا من امروز دیدمش تو پارک خوردن بهش خدایا @ وقتی بهت میگم دس و پا چلفتی هستی نگو نه 😂 +😐 یهو دیدم یه دختری داره به سمتم می دوه و کلی برگه دستش بود و یه عینک هم داشت موهاش تو مایه های خرمایی،قهوه بود و پوست گندمی داشت و چشماش قهوه ای بود (خب اینجای داستان داره دقت مرینت رو می گه😅)
(علامت دختره ¤) و یهو خورد بهم و برگه هاش ریخت زمین اومد جمعشون کنه و ¤ وای ببخشید بهتون خوردم من آلیا سزار هستم و به زور تونستم پیداتون بکنم وای همونطور که میگن شما خیلی زیبا هستید +مرسی عزیزم برو سر اصل مطلب چیکارم داشتی؟
¤ببخشید من یه طراح مودم و برای شرکت پدرتون می خواستم استخدام بشم واقعا یکی از آرزو هام من تو طراحی عالی هستم اما خیلی دست و پا چلفتیم،رفتم پیش پدرتون اما ایشون میلی به استخدام من نداشتن و همین دست و پا چلفتی بودن و لکنت زبان من باعث شد که نتونم استخدام بشم، من گشتم و کالجتونو پیدا کردم و فهمیدم امشب به مهمونی دعوت بودید به زور تونستم وارد مهمونی بشم و ازتون میخوام که منو به پدرتون معرفی کنید ، قول می دم یه طراح مد عالی برای شرکتشون باشم.
یکی از کاغذایی که دستش بود رو برداشتم یکی از طراحیاش بود ، خدای من فوق العاده بود جوری که نمیشه تصور کرد ، دهنم با مونده بود 😱 با خودم گفتم این دختر منحصر به فردههه ، بعدش دستم رو رو شونش گذاشتم و گفتم +نگران نباش عزیزم فقط یه سری از طراحیاتو بده تا به پدرم نشون بدم ، حتما کمکت می کنه🙂
¤وایییییییییییی ممنون ممنون ممنون خیلی ممنونم شما خیلی مهربونید. بعدش یه سری از طراحیاشو بهم داد منم نگهشون داشتم تا بدمشون به پدرم بعدش کاگامی چندتاشونو از دستم کشید @ وایییییییییییی دختر اینا معرکن اون یه بشکه استعداد خامه😂 +بسه کاگامی مسخرش نکن😐 @ اوفف اوکی 😐
+ من میرم غذاهای میز اون وری رو امتحان کنم به نظر خوشمزن😋 @ برو😐 یه مقدار از غذاها برای خودم کشیدم و داشتم راه می رفتم و سرم پایین بود که یهو خوردم به آدرین آگراست و غذاها ریخت رو کلم :/ #ببخشید اِ شمایید +نه ببخشید من سرم پایین بود و ندیدمتون یهو لوکا اومد *اِ مرینت خوبی؟ + یه اخم کردم و گفتم اره خوبم و دویدم سمت دستشویی و کاگامی هم اومد پیشم رفتم تو دستشویی و سعی کردم غذا ها رو از روی موهام پاک کنم @ آیی دختر چی شد موهات 😂 + اِ کاگامی به جای این چرت و پرتات کمکم موهامو تمیز بکن ، بعد از اینکه موهام تمیز شد با کاگامی از مهمونی رفتیم بیرون که #ببخشید خانم مرینت بابت موهاتون +بهتون گفتم که عیبی نداره # ممنون ، بعدش با کاگامی سوار ماشین شدیم و رفتیم خونه ما ......... ادامه دارد^~^