خب دیدم ک از خاطرات طنز دبیرستانی خیلی خوشتون اومد گفتم اینم بذارم واستون😜
خب اول با ی خاطره خوب شروع کنیم😁اقااا جونم براتون بگه ک عروسیه عمویه من با همه عروسیا متفاوت بود و هرچی دلت بخاست اونجا گیرت میومد منم ک عشقه یخ در بهشت هوا هم گرم منم ک خسته🤣🤣🤣همه دختر کوچولوهارو میفرستادم هرکی دوتا دوتا برام یخ در بهشت میاوردن😛منم نوش جان میکردم😋ی بار ک خواهر کوچیکمو(هدیه خواهر کوچیکمه ک قطعا زیر این تست میاد نظر میده برید فالوش کنین😛) فرستاده بودم ک دوباره برام یخ در بهشت بیارع اقاهه بهش گفته بود عموجون انقد یخ در بهشت نخور برات خوب نیست🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
از اونجایی ک داداش من خیلی کرم 🐛 داره تو همه عروسیا ترقه💥میاره با خودش و البته ک غیر از داداشم پسرای دیگ هم بودن ک کرم داشتن و ترقه مینداختن زیر پای ما دخترا😒منم ک میخاستم پوزشو گل بمالم رفتم از داداشم ترقه گرفتم و انداختم زیر پای پسره ک از شانس بده اون و از شانس خوب من رفت تو کفشش🤣هرکاری میکرد در نمیومد دیگه اخراش داشت جیغ میکشید ک همون لحظه ترقه ترکید😂😂و اون شد دفعه اول و اخرش ک دخترا رو اذیت کنه😂
بچه ها اگع دوس دارین بازم براتون از خاطراتم بذارم تو کامنتا بگید😉
ی بار توی ی عروسی ک تو باغ بود و سلف سرویس هم لود یکی از دخترا رفته بود ک برا خودش قهوه بگیره همونجوری ک وایساده بود منو یکی از دوستای دیگمم کنار هم وایساده بودیم من یهو شیطنتم گل کرد😈و ی سنگ برداشتم پرت کردم ک بزنم تو کمره اون دختره ک میخاست قهوه بگیرع ولی.......... ادامه در اسلاید بعد
شانس باهام یار نبود خورد تو دستگاه قهوه سازه پسره ک قهوه میداد ب مهمونا🥴🥴منم سریع رومو برگردوندوم و دوستم(ک کنارم وایساده بود) تا خواست بفهمه چیشده پسره سرشو بلند کرد و دوستمو دید فک کرد دوستم از عمد سنگ زده ب دستگاهش🤦🏻♀️وقتی بعد از چن ساعت دوستم رفته بود ک برای خودش قهوه بگیره پسره....... ادامه در اسلاید بعد
سنگ زده بود تو کمر دوستم🤣و گفته بود صفر صفر شدیم😂اینجاست ک میگن اش نخورده و دهن سوخته😑تا 1ماه دوستم میگف بخاطر تو بود ک من سنگ خوردممم همش تقصر توعههه... خداراشکر میکنم ک الان دیگه یادش رفته😂😂😂
جررر😂😂😂
دوباره هم بزار
خاطراتت خیلی قشنگ بود دوباره هم بزار
شیطونی چقد😂😂🤣
خیلی یم بودن بازم بزار
حتما 🙊
خخخخ آجی شیطون خودمی دیگ😉😍🌸
منم هنوز اون خاطره رو یادم نرفته😅😂
ارادت😁🤘🏻