این یک داستان در مورد بلک پینک هست?بلینکی ها زودی جمع بشین ?
قبل از اینکه پارت را شروع کنم میخام ببینم که بایس مورد علاقتون کیه?
از زبان لیسا :من و رزی توی یک خونه و جنی و جیسو خونه دیگه ای زندگی میکنن. آخه چرا؟ چرا پیش هم نباشیم ??♀️تازه اجارش هم تقسیم میشه?اما خب چرا خونه های جداگانه ??♀️بعد از اهنگ" هیو لایک دت" به جیسو پیشنهاد شد که توی یه فیلم بازی کنه???وای خدای من عالیه ?خیلی خوشحالم ?
هنوز از روی تختم بلند نشدم ?دارم با گوشیم درد و دلام را تایپ میکنم ??♀️خب اصلن نمیدونم چطور شروع کنم کلی خاطره خوب داریم، بزار از روز آشناییمون شروع کنم، آشنایی من و دخترا ?
از زبان راوی :دوستان یادم رفت بگم که این داستان کاملا خیالی هست، البته برخی از قسمت هاش واقعیت هست
من بعد از 18 سالگیم که تقریبا 4سال از کار آموزی خوانندگی میگذشت برای استراحت به تایلند رفتم و یه هفته ای موندم وقتی برگشتم فک کردم که بهتره که یک گروه ساخته بشه یک گروه دخترونه ?خب من دنس هم زیاد کار میکردم و تونستم درکارگاه های خوانندگی 3نفر را انتخاب کنم ?جیسو، جنی، رونیا
رونیا یه دختر رپر بود ?اما خب نا الان 3 تا رپر بودیم ?و یک تک خوان ??♀️?پس تصمیم گرفتیم گروه را 5نفره کنیم ?
و ما با رزی آشنا شدیم ?خب من و رونیا در یه جا کار آموزی کرده بودیم و جنی یه جای دیگه جیسو هم یه جای دیگه و رزی هم یه جای دیگه ?اما بگم که 1سال طول کشید تا این هارا انتخاب کردم و من 5سال کار آموزی کرده بودم و برای همین تصمیم گرفتم که بهتره دست بکار بشم. خب ما تمام هماهنگی هارا کردیم و میخاستیم بریم ضبط اهنگ ?
ما اولش یه جا زندگی نمیکردیم، جاهای مختلف زندگی میکردیم. روز ضبط همه اومده بودن اما رونیا نبودش ?2ساعتی صبر کردیم اما نیومد هرچی بهش زنگ میزم گوشیش خاموش بود☹️?تا اینکه خودش زنگ زد
جواب دادم ?اما رونیا نبود??کسی ه داشت صحبت میکرد پشت خط:ببخشید خانم این گوشی یکی از بیماران هستش که تصادف کرده شما از فامیل های نزدیکشونید؟ من باید بگم که... بگم که... آه ??♀️... کاری ازدستمون بر نیومد ?ببخشید شما صدای من را دارین؟
خب دوستان داستان را نیمه تموم می زارم تا نظراتون را ببینم و طبق اون ادامه بدم بلینکی ها
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ادامه
خوب بود بیشتر بنویس
ادامه