این اولین تست من است امیدوارم لذت ببرید ممنونم از بهترین دوستم آرنیکا که همراهیم کرد
میریم چند روز بعد از عروسی مرینت و آدرین
امروز در حال مبارزه با یک شرور بودیم که مرینت گفت حالم خیلی خوب نیست کت گفتم چیشده کوآمیت هوس ماکارون کرده گفت چه وقت شوخیه مثل اینکه واقعا حالش بد بود چون داشت از بالای برج ایفل می افتاد سریع گرفتمش و بردمش بیمارستان
پرستارا اومدن بردنش منم گوشواره های مرینتو برداشتم و مستر باگ شدم و رفتم شرور رو گیر انداختم و شرارت را خنثی کردم
وقتی رفتم بیمارستان توی اتاق مرینت مرینت خواب خواب بود یهو یکی از پرستارا اومد گفت آقای آگرست تبریک میگم همسر شما باردار است من چنان دادی زدم که مرینت بدبخت فقط بیدار نشد بلک از روی تخت افتاد? وسط هوا گرفتمش داد زد سرم که چه خبرته
گفتم عزیزم ما داریم بچه دار میشیم مرینت هم از خوشحالی یه دادی زد که یکی از پرستارا اومد گفت میشه یکم آروم باشید گفتیم باشه بعد چند دقیقه حرف زدن مرینت گفت به یه پرستار بگو بیاد یک پرستار اومد مرینت گفت ما چند تا بچه داریم؟
پرستار گفت ۳ تا آدرین که چنان پرید هوا که وقتی فرود اومد فکر کنم تمام گچ های سقف پایین ریخت? آدرین گفت خب فکر کنم الان همونطور که دوست داشتیم خانواده شدیم گفتم اینطور به نظر میاد
پرستار اومد و گفت میتونید برید خونه گفتم باید این خبر رو به پدر و مادرت بگیم گفتم الان!ساعت یک شب؟گفت ببخشید یادم رفته بود ساعتو خندیدم رفتیم توی خونه و خوابیدیم
صبح که بلند شدیم دیدیم همه ی جاهای خونه رو زنبل و زینبیل بستن رفتیم پایین همه ی بچه های کلاس بودن به جز کلویی و لایلا که خودتون دلیلش رو میدونید بچه ها کیک آورده بودن بعد اینکه کلی حرف زدیم و خندیدیم و کیک خوردیم
از بچه ها خداحافظی کردیم و با آدرین رفتیم پیاده روی داشتیم حرف میزدیم من می گفتم خیلی دلم برای دختر کفشدوزکی شدن تنگ شده گفت آره و بعد بهم یه گل داد و گفت تولدت مبارک بانوی من تشکر کردم و داشتیم راه میرفتیم که یهو.........
ممنون که تست رو خوندید امیدوارم خوشتون اومده باشه نظر بدین حتما
سلام داستانش خیلی عااااالی باز ادامه اش
بده😀
عالی بود و اما کوتاه
کوتاه بود
عالیارت بعدی رو زود زود بزار میسیو ??
عزیزم چند سالته؟
چرا انقد داستانت بچگونس یکم خلاقیت به خرج بده یکم از نقطه و ویرگول استفاده کن، جمله هاتو قشنگ تر بنویس همه ک یک شبه نویسنده نمیشن باید چند بار تمرین کنی و بنویسی تا حساب کار دستت بیاد.موفق باشی قصدم فقط راهنمایی بود?
افرین بر شما که نویسنده مشهور هستین
دقیقا
افرین ادم باید چند تا رمان بخونه به جایی که بش الهام میده بره و روی کاغذ بنویسه بعد روی گوشی پاکنویس کنه... من خدم داستانای بچگونه ای تو ذهنم داشتم ولی وقتی رمانای مثبت ۱۸ خوندم ذهنم باز شد رمانای مثبت ۱۸ خیلی کمک میکنه بمولا... بخونید😂
عالی ولی خیلی زود تمومش کردی??
پارت دو رو دیشب گذاشتم هنوز تایید نشده?
سلام من سازنده ی تست هستم این داستان فقط ۲ پارت بود پارت دورو دیشب گذاشتم ولی هنوز ثبت نشده
میگم ادامه نداره؟
ببین پرستار ها نمیتونن بگن چند تا بچه داری . تازه کلویی با گوجه ازدواج میکنه ( نیل) .