میراکلس لیدی باگ
اولین روزی بود که من عشق گم شده ام رو پیدا کردم من مرینت دوپن چنگ هستم مرینت : خواب بودم که مامانم صدام زد گفت : مرینت مدرسه دیر شد سریع از جام بلند شدم رفتم سمت دستشویی بعدش رفتم پایین که صبحانه بخورم که دستم خورد به شیر چپه شد روی پودر کاکائو بعد تبدیل شد به شیر کاکائو ? این به این ?+?=☕ بعدش سریع خوردم رفتم پیش بابام
رفتم پیش بابام ، بابام مثل همیشه برام ماکارون درست کرده بود اونا رو برداشتم و خداحافظی کردم و
اومدم بیرون توی راه لایلا رو دیدم اومد سمتم گفت : به به مرینت دوپن چنگ پارسال دوست امسال آشنا منم یک نیش خند زدمو اومدم توی مدرسه
رفتم سرجام بشینم که یهو سر کله کلویی پیدا شد بهش گفتم : به به هم کلاسی قدیمی سریع جواب داد گفت : به تو چه من همیشه نو هستم من محلش ندادم با پرویی رفت میز اول نشست زنگ دوم بود که یهو
کلویی یک جیغ بنفش کشید همه از جا پریدن اومدن پیش کلویی گفتند چی شده بعد سابرینا گفت : امروز آدرین نمی یاد مدرسه منم با تعجب ? پرسیدم : آدرین ! آدرین کیه بعد همه گفتن نمیشناسی گفتم : نه بعد الیا دوستم بهم گفت اون پسر گابریل اگراسته بزرگ ترین طراح شهره !
منم گفتم : آهان !
فردا صبح با الیا داشتم می رفتم مدرسه وقتی وارد کلاس شدم بایک صحنه مواجه شدم
خب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه پنج تا نظر بشه پارت بعدی رو میزارم ???
?????????
بای بای ??? میراکلس لیدی باگ
بهتره از خلاقیت خودت بنویسی
خسته نباشی قسمت اول لیدی باگ رو فقط یکم تغیر دادی?
او هم از اون یارو آپاراتی هایی که میگن فلان قدر فلان چیز بدین بعدی رو میزاری ولی بعدش نمیزاری?برو بابا
قشنگ بود ولی خیلی کوتاه ادامه بده
سلام به خانم نویسنده (آخه زدی اسمتو زهرا )ممنون خیلی خوب بود برای پارت اول چون بیشتر داستان های سایت تستچی همون قسمت اول فصل اول رو مینوشتن اما خوب بود که تغییرات ایجاد کردی
این که قسمت یک نوشتی افتضاح