خب اگه دقت کنید پارت اول بوده و نمیشد چیزی فهمید الان براتون بازش میکنم
منم مجبور شدم جلوی جک جواب بدم تا انا بیشتر از این جنجال به پا نکنه گفتم اره اره انا اروم باشه
انا گفت وای خدای من باورم نمیشه که تو یه خواهر دوقلو داری که مثل خودت قدرت داره
و ادامه داد باید خیلی خوشگل باشه یعنی اونم قدرتش مثل تو یخه؟ با یه قدرت دیگس؟ باید پیداش کنیم
اره منم میدونم انا میدونم باید پیداش کنیم ولی اینجا فقط یه سر نخ هست اونم نوشته به سمت جایی برید که یه تیکه از خورشید هست این معنی نداره انا گفت میپرسیم از همه میپرییم تا پیداش کنیم هیمن الان جست و جو رو شروع میکنیم
همون لحظه کریستوف و اسون و الاف برگشتن وقتی قضیه رو گفتیم شاخ دراوردن جک یه چیزی در گوش کریستوف گفت و اونم چشماش کرد شد صدام زد السا بیا کارت دارم رفتم پیش کریستوف تا رفتم شروع کرد به حرف زدن
گفت جک میدونه اونجا کجاست میتونه ما رو ببره گفتم اونجا کجاست کریستوف جواب داد جک گفت تا وقت رسیدن به اون کشور سوالی ازش نپرسیم گفتم چطوری بهش اعتماد کنیم گفت جک دوست چندین ساله منه بهش اعتماد دارم گفتم مجبورم قبول کنم وگرنه هیچ وقت به ادمی که ممیشناسم اعتماد نمیکردم
رفتم بیرون انا پرسید چی شده گفتم جک میدونه اونجا کجاست ولی خواسته چیزی ازش نپرسیم انا داشت از خوشحالی بال درمیورد
انا گفت خیلی خوبه پس شب حرکت میکنیم از تعجب شاخ درآوردم گفتم حرکت میکنیمم؟ گفت اره دیگه همگی با هم میربم
گفتم نه نمیشه اصلا نمیشه نمیدونیم حتی کجا میخوایم بریم انا گفت شب حرکت میکنیم منم میام همه میان
شب شد همه با هم پا توی کشتی گداشتیم که مقصدش معلوم نبود
عالییییهههه
ادامه بده