دوستان اینجا تا۲۶ قسمت براتون میراکلس بر فصل۴ به سلیقه خودم مینویسم داستان ها جذاب و متقابت با فصل های قبل و انیمیشن هست دوستان به تست دقت نکن همینطور یه گزینه رو بزن و بخون و از داستان لذت ببر??
یک روز دیگه از راه رسید بعد از ماجراجویی نیویورک همه از نیویورک برگشته و خسته بودن مرینت هم مانند همه بچه ها باید به مدرسه میرفت ولی با خستگی اون فکر میکرد ادرین براش فقط یک دوسته ولی همه هم کلاسی هاش میدونستن ته دلش یه چیز دیگست خودش هم حتی این حرف رو میدونست اون رفت به مدرسه و لایلا رو دید و به لایلا گفت لایلا دوباره چه دروغی میخوایی سر هم کنی؟ پیش بچه ها این حرفو زد و بچه ها هم گفتند اون که هنوز دروغی نگفته چرا بهش تهمت میزنی ولی او گفت چی میگید شما نمیدونید این با هر نفسش دروغ میگه؟ و رفت و از اون ور ادرینو دید به ادرین گفت سلام دوست خوبم تو دوستمی و ادرین گفت مگه تا چند وقت پیش نبودم?
مرینتم گفت چرا چرا ولی تو بطور خاصی دوستم هستی ادرینم گفت اها مرینت تو هم همینطور راستی پدرم گفت که من نیاز دارم یه نفر ور دستم کار کنه برای طراحی و من کسی بهتر از تو نمیشناختم برای طراحی لباس میتونی ور دست پدرم کار کنی و مرینتم گفت باشه خب حتما میام بعد همان موقع که این ها حرف میزدند کاگامی برای تتمرین شمشیر بازی اومده بود اونجا و وقتی دید مرینتو ادرین حرف میزنند ناراحت شد
او رفت یک گوشه ای که ارباب شرارت یک اکوما ازاد کرد به درون کلاه شمشیر زنی کاگامی رفت???
بعدش هم او قبول کرد و شرور شد او قدرتش این بود که گازی که داشت رو پخش میکرد و مردم رو از هم تنفر دار میکرد ان شرور دنبال مرینت بود اون به مرینت گازش رو زد و ویژگی بارزی که اموک برای ارتقا قدرت به او داد او میتوانست نامرئی هم شود
او سر کلاس رفت و ارم کمی گاز را به مرینت زد و او فکر کرد این گاز ها کار کلویی هستش که میخواد طبق معمول اذیتش کنه که
نشست سر جاش و چون براش عادی بود کاری نکرد تا وقتی که زنگ خورد و تعطیل شدند او از دوستاش خداحافظی نکرد و وقتی به خونه رسید بدون سلام و با چپ چپ نگاه کردن مادر و پدرش به اتاقش رفت اینها بخاطر اون گاز شرور بودن که بصورت مخفیانه کار میکرد مانند محو شونده او به خانه گابریل اگراست امد و گابریل هم به حالت عادی بر گشت تا باهاش کار کنه بر طراحی که مرینت وقتی امد با اخم بدون سلام به گابریل زد تو گوشش و گابریل هم با اینکه میدانست بخاطر گاز کاگامی اکومایی یا به نوعی گاز سمی بود بهش جلو ادرین بر خورد و سریع گفت که با داد برووووو بیروووون
و مرینتم با عصبانیت بدون خدافظی از ادرین رفت و ادرین هم فوق العاده ناراحت شد و رفت و به پلگ گفت پلگ چقدر ادما تغییر میکنن پلگم گفت اره مانند پنیر ها که تو گذشت زمان میگندند و بعد به ارباب شرارت تبدیل شد و به گاز سمی یا همان کاگامی شرور گفت خب کارت تموم شد و تونستی مانع حرف زدن مرینت و لدرین بشی و عاشقی حالا نوبت قولت به منه باید اشکار بشی و کل شهرو با گاز سمی تحت حمله گاز قرار بدی و او هم گفت باشه و او افشا شد و کل شهرو گازی کرد و همه تنفر پذیر شدن و از هم متنفر البته لیدی باگ و کت نوار زود اومدن و لیدی باگ هم درسته متنفر از بقیه شده بود بخاطر گاز ولی مسئولیتشو خوب میدونست و با این حال به مردم با تنفر کمک میکرد
و کت نوار هم به لیدی باگ گفت سلام لیدی و او هم گفت چقدر حرف میزنی گربه زشت بادد اکوما رو بگیریم بدرد نخور و او هم از اینطور حرف زدنش تعجب کرد و گفت مشکلی پیش اومده بانوی من و او هم گفت اره مشکل تویی و کت نوار هم با رو حیه ضعیف هم راه با لیدی باگ به طرف شرور رفتن کت هنوز گاز را تنفش نکرده بود و تحتش قرار تگرفته بود که لیدی باگ گفت لاکی چارم و ان طلسم بهش یک چسب مایه داد او گفت ای طلسم بدرد نخور با این چیکار کنم
ولی او با این حال دور و برش رو دید و به نتیجه رسید که باید چسب رو به چوب کت بزنیم و بعد کتنوار چوبشو ببر سمت کلاهش و بعد بکشتش بالا و بیارتش و اکوما رو گیر بندازن و انها همین کارو انجام دادن کلاه رو گرفتن کت نوار گفت کتکلیزم و اکوما رو لیدی باگ گرفت
کفشدوزک معجزه اسا رو هم گفت و همه چی به حالت عادی برگشت و لیدی باگ و کت نوار هم از هم خدافظی کردن و مرینتم دیگه به شکل تحت اون گاز تنفر نبود ادرین هم خوب میدانست که دلیل تنفر مرینت گاز بوده خدارو شکر کرد و به خانه رفت کاگامی هم با ادرین رفتن و بستنی خوردن پیشه اندره و مرینتو ادرینم بر هم یک دوست بودن (پایان قسمت اول فصل۴)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییییییییییی بود
خوب نبود و اگه ارباب شرارت به حالت عادی برگرده شرور از بین میره و قدرتشم میر
عالی هسته چرا بعدی رو نمیزاری
چشم وقت کنم قسمت ۲ رو منتشر میکنم
قشنگ بود?????????