سلام دوستان لطفا نظر بدیم کخ چطور ادامه بده ???
دوستان عکس پارت صحنه ای که ساتراپ و آدرینا زیر پل بودن
از زبان وایت آدرینا گفت تو این جا چیکار میکنی جواب داد چرا از من دوری میکنی ولی از بن نه اخه چرا آدرینا گفت داری چی میگی میخوام برم آقای اون پسره گفت ساتراپ ادرینا هم گفت از سر راهم برو کنار ساتراپ ساتراپ دستش رو برداشت و با ناراحتی رفت
از بان حاک ماث انرژی منفی رو حس میکنم برو آکوما شرورش کن این عاشق دل شکسته رو شرور کن برو سلام آزار دهنده من به تو نیرویی میدم که بتونی کسی که ازارت داده رو ازار بدی وای به جاش باید برای همیشه پیش من کار کنی. چشم وبعد اون دست به کار شد
از زبان راوی مرینت با شنیدن خبر شرور شدن یه نفر سریع تبدیل شد ورفت آدرینا و آدرین هم همین طور وقتی به هم رسیدند ولف کویین گفت اون چطور هویت تورو فهمیده که بخواد به خونت بیادو معجزه گر پروانه رو برداره وای خدا دارم گیج میشم کت نوار گفتراس میگه لیدی باگ گفت الان شرور مهم تره همه حرفش رو تائید کردن بعد از شکست دادن شرور ولف کویین گفت بهتره ما به پایگاه مخفی برای خودمون داشته باشیم تا تمرین کنیم و این معمارو حل کنیم لیدی باگ گفت موافقم حالا کجا باشه ولف کویین گفت من درستش میکنم فردا همین ساعت برج ایفل و باهم خدا حافظی کردنند
فردای اون روز بعد از مدرسه از زبان راوی
بعد از مدرسه ادرینا پیش گابریل آگراست میره و میگه پدر شما گابریل حرفش رو قطع میکنه نه من معجزه گر پروانه رو بر نداشتم آدرینا تعجب میکنه ومیگه پدر امروز میخوام برم اون کلبه جنگلی قدیمی میشه گفت اره اما ادرینا حرفش رو برید و گفت تنها گابریل جواب داد باشه
از زبان راوی هر سه قهرمان تبدیل میشتو میرن برج ایفل آدرینا میگه دنبالم بیاین واونارو به کلبه جنگلی خودش میبره ومیگه اینجا مخفیگاه ماست
از زبان راوی لیدی باگ گفت جاش مناسبه بزرگ هم هست کسی از اینجا خبر داره ولف کویین نه اگر من بخوام نه کسی خبر نداره کت نوار این جا مناسبه فقط ما برای مدت زادی این جا هستیم ولف کویین حرفش رو برید و گفت نه
امیدوارم خوشتون اومده باشه
عکس پارت صحنه زمانی که آدرینا و ساتراپ زیر پل بورن شخصیت هاش نه فقط موقعیتش
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی هسته بعدی رو بزار